درمان با زالو و مزاج شناسی

کاربر ۱۷کاربر ۱۷
1,058 بازدید
درمان با زالو

کسانی که می خواهند علم درمان با زالو را فرا گیرند و از این طریق به بیماران خدمت کنند، لازم است مبحث مزاج شناسی از مبانی طب پایه را بدانند چرا که درمان با زالو ابزاری برای تعادل بخشیدن به اخلاط بدن و در حقیقت یک پاکسازی برای دفع اخلاط اضافی و غیر طبیعی می باشد تا سو مزاج بیمار به مزاج طبیعی باز گردد.

برای رسیدن به این هدف باید طبيب بداند که مزاج بیماری و مزاج اصلی بیمار و مزاج داروها و مزاج محیط زیست بیمار چیست و درمان با زالو در جمع و تفریق این چهار مزاج که گفتیم مزاج بیمار را چگونه به مزاج طبیعی تبدیل می کند؟

یعنی در حقیقت مزاجی که بیمار قبل از دچار شدن به بیماری و در دوران سلامت صاحب آن مزاج بوده است. آن مزاج دوران سلامت، مزاج طبیعی شخص بوده و تفاوت آن با وضع فعلی بیمار در طبیعی و غیر طبیعی بودن آن است.

چند نمودار ساده اما دارای نکات فنی، پیچیده و مهم ما را به فهم این مطلب نزدیک می کند، اما قبل از آن یک بحث کوتاه برای تعریف مزاج و اخلاط حاصل از آن داریم و از این نکته شروع می کنیم که همه مواد موجود در طبیعت و همه محسوسات عالم از عناصر چهارگانه بوجود آمده اند.

مزاج شناسی

این عناصر ذاتا دارای مزاج خاص خود هستند که در اثر آمیزش و کنش و واکنش بین آن ها مزاج ها بوجود می آیند. این عناصر اولیه که بسیط و غیر قابل تقسیم هستند «اركان» نامیده می شود. این عناصر یا «اركان» عبارتند از:

  1.  آتش دارای مزاج گرم و خشک
  2. هوا دارای مزاج گرم وتر 
  3. آب دارای مزاج سرد و تر
  4. خاک دارای مزاج سرد و خشک

پس عناصر اصلی عالم محسوسات دارای مزاج خاص خود می باشد و همه مزاج ها از ترکیب و فعل و انفعالات این چهار عنصر ایجاد می شوند. بنابراین هر شی در جهان هستی ناچار در این نمودار گنجانده و از لحاظ مزاجی تعریف می شود.

هرچه به خانه چهارم نزدیک تر شود صعود به بالاترین حد است. بیشتر سموم قتاله در خانه های سوم تا چهارم قرار می گیرند. مثلا سم مارهای خطرناک که به درجه چهارم از لحاظ گرمی می رسند در آن واحد انسان را هلاک می کنند.

همینطور از لحاظ سردی اشیایی که در خانه سوم تا چهارم هستند مانند کافور از جمله سموم بشمار می آیند. اغلب غذاهای معمول از لحاظ گرمی و سردی و تری و خشکی در حوالی خانه های اول و دوم جای می گیرند.

معمولا داروهای گیاهی که از لحاظ مزاجی در ردیف های اول و دوم هستند بدون عوارض جانبی منفی بوده و با داروهای شیمیایی مانند قرص ها و شربت ها ترکیب نمی شوند. برخی از اطبا بدون آگاهی بیمارانی را که تحت درمان با داروهای شیمی درمانی و پرتودرمانی هستند از مصرف داروهای گیاهی می ترسانند.

حال آنکه داروهای معروف گیاهی که اکنون مورد مصرف عامه مردم می باشد داروهای غذایی یا غذاهای دارویی هستند یعنی در حوالی خانه اول و دوم می باشند و برای بیماران تحت درمان شیمی درمانی هیچ ضرری ندارند.

حتی برعکس کسانی که تحت درمان شیمی درمانی هستند اگر از داروهای گیاهی مخصوص استفاده کنند بهترین نتیجه را از شیمی درمانی می گیرند و به مقدار زیاد از عوارض شیمی درمانی کاسته خواهد شد.

نمودار

هر خانه خود به سه قسمت تقسیم می شود بنام اول و دوم و سوم، مثلا خانه دوم به سه قسمت تقسیم می شود. اگر می گویند فلان شی یا فلان دارو در آخر دوم گرم است یعنی در درجه دوم گرم است و این گرما در قسمت سوم خانه دوم است و اگر کمی گرمتر شود وارد خانه یا درجه سوم خواهد شد. این تقسیم بندی در مورد خشکی و تری عناصر نیز صادق است.

این مزاج ها در رابطه با داروها در قیاس با انسان تعریف می شوند که بطور کلی می توان آن ها را به دو دسته تقسیم کرد:

  • مزاج پایدار
  • مزاج سست

یعنی بعضی از دارو ها که پس از فعل و انفعالات «اركان» بوجود آمده اند آن چنان مزاج پایداری دارند که وقتی وارد بدن از درمان می شوند، تجزیه نمی شوند تا زمانی که مزاج انسان را تحت تاثیر قرار داده و آن را مانند خود کنند.

اما بعضی از داروها دارای مزاج سست هستند. پس بدن آن ها را تجزیه کرده و بر اساس نیاز از آن ها جذب می کند اما مانع تاثير ذاتی آن ها بر بدن می شود.

تا اینجا مطالب را به خاطر بسپارید و به نکته زیر توجه کنید:

گفتیم از ترکیب و کنش و واکنش اركان مزاج ها پدیدار می شوند و همه مخلوقات عالم را شامل می شود. غذا و هر چیزی که وارد بدن می شود، مزاج ویژه خود را با مزاج ویژه انسان درگیر می سازد و از واکنش و فعل و انفعال آنها با بدن انسان اخلاط بوجود می آیند که این خلطها غذای بدن را تشکیل می دهند.

این غذاهای حاصل (خلط ها) نیز از قانون مزاج ها خارج نیستند بالاخره یا گرم و خشک، یا گرم و تر، یا سرد و خشک و الى آخر می باشند، نیاز بدن بوسیله آن ها تامین می شود و در بخش های مختلف بدن چهار بار هضم شده و جذب می شوند.

فضولات حاصل از سوخت و ساز (هضم و جذب) آن ها بوسيه اندام های دفعی بدن گرفته و دفع می شوند و نتیجه آن اعتدال مزاج انسان است، اضافات خلط ها نیز تا انسان سالم است طبیعی بوده و به آن خلط طبیعی می گویند.

اما اگر روزگاری خلط های اضافی از حد گذشته و بدن انسان را به سوی یکی از آن خلط ها کشاندند، بتدریج این بستر و زمینه غیرطبیعی بیماری را بر کالبد انسان مسلط می کند.

حال به مبحث قبلی که به خاطر امر در دید باز گردیم:

اگر مزاج بیماری در اثر مصرف غذاها و یا داروهای دارای مزاج پایدار به گونه ای عمیق و ریشه دار بدن را به سوی خود کشانده و اتفاقا سال ها نیز بر آن گذشته باشد، طبیب یک برنامه دراز مدت و اساسی را برای درمان در نظر می گیرد که بتواند با تکیه بر آن، مزاج غیر طبیعی اما پایدار بیمار را به مزاج طبيعي باز گرداند.

بنابراین لازم است داروهای دارای مزاج پایدار را با همه ریزه کاری ها و با استفاده از تجربیات خود بکار گیرد تا مزاج پایدار این داروها بتدریج مزاج بیمار را به سمت اعتدال بكشاند و بیمار شفا یابد. زالو در ایجاد این تعادل چه نقشی می تواند بر عهده گیرد؟؟

اثرات زالودرمانی

ابتدا اثرات درمان با زالو را دسته بندی می کنم:

  1. زالو گرمای عفن و دم کرده و خفقان حاکم بر عضو بحران زده را با نسیم خنک آنزیم های خود بهاری می کند.
  2. گدارهای بسته را باز می کند و مواد موثره دارو را به مقصد می رساند.
  3. داروهای دارای مزاج پایدار را در بدن بیمار بطور مستحکم و عمیق تا منطقه هضم چهارم جایگزین سو مزاج می کند.
  4. خون اضافی را از بدن خارج و فشار بر ماهیچه های قلب و دیگر اعضای رئیسه و غیر رئیسه بدن را کاهش می دهد.
  5. غلظت و چربی و چسبندگی خون را از میان می برد.
  6. سلول های نو ایجاد می کند که جوان و فعال می باشند و در نتیجه با فعل و انفعالات دیگر یک نوع نشاط و سر حالی برای بیمار به ارمغان می آورد.

این مطالب به تعدادی از اثرات درمان با زالو اشاره می کند، گو اینکه ما رموز دیگری را در استفاده از زالو کشف کرده ایم، اما فعلا در حد تخصصی که در این کتاب برای عموم مردم و دانش پژوهان در نظر گرفته ایم کافی است.

بنابراین زمان درمان با زالو، مکان آن، مقدار و تعداد آن همه و همه بستگی به میزان سوء مزاج، نوع آن و پایدار با بیماری و نیز به نوع دارو و پایدار یا سست بودن مزاج دارو و مزاجی که اقدامات پزشکی در بیمار ایجاد کرده بستگی دارد.

بعنوان مثال اگر بیماری دچار زخم خبيث مانند زخم قانقاریا یا سرطان ظاهری اعضای بدن شده است شما بدنبال مزاج پایدار عليه بیماری هستید یا مزاج ناپایدار و سست؟ پر واضح است که دنبال مزاج پایدار علیه بیماری هستید،

اگر دنبال مزاج ناپایدار باشید و به یکباره مقدار زیادی از بیمار خون بکشید، بیمار ناتوان می شود و تا مدتی دیگر نمی توانید از وی خون بگیرید و از طرف دیگر چون درمان با زالو شدید بوده عملیات کنش و واکنشی بدن شدیدا تحریک شده و بطور موقت یک مزاج سست اما قوی را علیه خونگیری بوجود می آورد.

در عین حال چون تا مدتی قادر به خونگیری نیستید و بزاق دهان زالو در اثر واکنش بدن از بین رفته، سلول های بدجنس شروع به رشد و تکثیر می کنند. اما اگر هر روز و با تعداد کم حتی یک عدد در روز درمان با زالو کنید، میزان بزاق زالو در بدن افزایش می یابد و ایجاد پایداری در خون و بدن می کند و در نتیجه روز به روز سلول های بدجنس از بین رفته و بیمار روز به روز بهتر شده و شفا می یابد، آنگاه بر اساس میزان بهبودی فواصل درمان با زالو را در روز یکبار و بعد سه روز و همینطور فواصل را زیاد می کنیم تا زمانی که بیمار به جامعه سالم باز گردد.

گو اینکه این بهبودی و علاج چند ماه یا بیشتر بدست آمده باشد، اما دست آخر بیماری خطرناکی چون سرطان از میان رفته و بیمار از مرگ حتمی نجات پیدا می کند. در مقایسه با درمان طب اروپایی که شامل عمل جراحی و شیمی درمانی و پرتو درمانی و پیوند مغز استخوان و سرانجام مرگ است این روش همچون ماه من تا ماه گردون و تفاوت آن از زمین تا آسمان است.

 
دسته بندی زالو درمانی
اشتراک گذاری

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+926 محصولات
+1647 سفارشات تکمیل شده
+2187 کاربران
+4751 مطالب وبلاگ
سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود به سایت