تربت امام حسین (ع)

کاربر ۲۰ کاربر ۲۰
300 بازدید
تربت امام حسین (ع)

تربت امام حسین (ع)

درباره تربت امام حسین (ع) روایتی است که کلینی در کتاب کافی از امام صادق (ع) نقل می کند که می فرماید: 

 إِنَّ عِنْدَ رَأْسِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ لَتُرْبَةً حَمْرَاءَ ، نزد سر امام حسین (ع)

فِيهَا شِفَاءُ مِنْ كُلِّ دَاءٍ إِلَّا السَّامَ ، در آن خاک درمان است از هر خاکی است که قرمز است؛ درد بجز مرگ؛

 يَقُولُ الراوی ، بعد این راوی می گوید؛

فَأَتَيْنَا الْقَبْرَ بَعْدَ مَا سَمِعْنَا هَذَا الْحَدِيثِ ، بعد از این که این حدیث را شنیدیم آمدیم نزد قبر؛

فَاحْتَفَرَ نا عِنْدَ رَأْسِ الْقَبْرِ ، طرف بالای سر قبر را کندیم؛

 فَلَمَّا حَفَرْنَا قَدْرَ ذِرَاعٍ ابتدرت مِنْ رَأْسِ الْقَبْرِ مِثْلُ السَّهْلَةِ الْحَمْرَاءُ ، به اندازه یک ذرع حفر کردیم، پایین بردیم، خاک نرم قرمزی از بالای سر نمایان شد؛

 قَدْرَ الدِّرْهَمِ ، به اندازه یک درهم؛

 فَحَمَلْنَا هَا الَىَّ الْكُوفَةِ فمزجناها ، همین را بردیم به کوفه و با خاک و آب مخلوط کردیم؛

 وَ أَقْبَلْنَا نعطى النَّاسِ يَتَدَاوَوْنَ بِهَا .  این را به مردم می دادیم تا خود را با آن درمان کنند.

روایت دیگری باز کلینی از امام کاظم (ع) نقل می کند که می فرماید:

 أَكْلُ الطِّينِ حَرَامُ ، خوردن گل حرام است؛

 مِثْلُ الْمَيْتَةِ وَ الدَّمِ وَ لَحْمِ الْخِنْزِيرِ ، مانند مردار و خون و گوشت خوک؛

 الَّا طین قَبْرِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ ، بجز گل قبر امام حسین (ع) و تربت امام حسین (ع)؛

 فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ ، در آن درمان از هر دردی است؛ 

وَ أَمْناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ . و ایمنی است از هر ترسی.

کجای قبر و کدام خاک، تربت امام حسین (ع) و درمان است؟

آنچه که مسلم است همان خاکی که این روایت ذکر کرده و آن خاک قرمز نرمی است که بالای سر حضرت است.

روایت مطلق داریم، می گوید تربت امام حسين (ع) به صدق نسبت که بتوانیم بگوییم این خاک امام حسین (ع) است کفایت می کند.

یک روایتی داریم که سندش معتبر است از اسحاق بن عمار که می فرماید:

 سَمِعْتُهُ يَقُولُ ، از امام صادق (ع) شنیدم که می فرمود:

الْمَوْضِعُ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ حَرُمَتْ مَعْلُومَةُ ، برای قبر امام حسین (ع) حرمتی است که مشخص است؛

 مَنْ عَرَفَهَا ، کسی که حرمت این محل را بداند؛

واستجاربها أَجِيرُ ، و پناه ببرد به این موضع، پناه داده می شود؛

قِلَّةُ : صِفْ لِي مَوْضِعِهَا ، گفتم این موضع کجا است؟

قَالَ : امْسَحْ ، فرمود اندازه بگیر؛

مِنْ مَوْضِعِ قَبْرِهِ خَمْسَةً وَ عِشْرِينَ ذراعأمن قُدَّامَهُ ، از محل قبرش بیست و پنج ذراع از روبروی قبر؛

وَ خَمْسَةً وَ عِشْرِينَ ذِرَاعاً عِنْدَ رَأْسِهِ ، و بیست و پنج ذراع در بالای سر

و خَمْسَةُ وَ عشرین ذراعأمن نَاحِيَةِ رِجْلَيْهِ ، و بیست و پنج ذراع از ناحیه پا؛

وَ خَمْسَةً وَ عِشْرِينَ ذِرَاعاً مِنْ خَلْفِهِ ، و بیست و پنج ذراع از پشت سر؛

تربت امام حسین (ع)

 وَ مَوْضِعُ قَبْرِهِ مِنْ يَوْمِ دُفِنَ رَوْضَةُ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ ، و محل قبر امام حسین (ع) از روزی که دفن شده یک تکه ای از بهشت است؛

وَ مِنْهُ مِعْرَاجُ يُعْرَجُ مِنْهُ باعمال زُوَّارَهُ ، و این جا محل بالا بردن أعمال زوار امام حسین (ع) است؛

 وَ لَيْسَ مِنْ ملک وَ لَا نَبِيُّ فِي السَّمَاوَاتِ ، ونیست فرشته ای و پیامبری در آسمان ها؛

إِلاَّ وَهْمُ يَسْأَلُونَ اللَّهَ أَنْ يَأْذَنَ لَهُمْ فِي زِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ ، مگر اینکه از خداوند اذن می طلبند که قبر امام حسین (ع) را زیارت کنند؛

 فَفَوْجُ يَنْزِلُ وَ فَوْجُ يَعْرُجُ . . یک فوجی می آید و یک فوجی می رود.

روایت دیگری می فرماید : موضع تربت امام حسین (ع) هفتاد ذراع است.

کافی از بعضی اصحاب نقل می کند :

قَالَ : يُؤْخَذُ طِينُ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ مِنْ عِنْدِ قَبْرِ علی سبعین ذراعا :

تربت امام حسین (ع) از نزد قبر تا هفتاد ذراع گرفته می شود. در یک روایت دیگر می فرماید یک میل، در کامل الزیارات آمده از امام صادق (ع) که می فرماید:

 طِينُ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِيهِ شِفَاءُ وَ إِنْ أُخِذَ عَلَى رَأْسِ میل، تربت امام حسین (ع) در آن شفا است هرچند از فاصله یک میل گرفته بشود. 

یک میل هزار و صد متر است.

در لغت می فرماید: منتهی مَدَّ الْبَصَرَ ، انتهای دید انسان می شود یک میل، یعنی انسان تا هر فاصله ای که بتواند قبر را ببیند می تواند از آن خاک به عنوان تربت امام حسين (ع) بردارد . روایت دیگری است که می فرماید چهار میل.

 عَنْ ابی حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ ابی عبدالله عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ : كُنْتُ بِمَكَّةَ ، ابو حمزه ثمالی عرض کرد: در مکه بودم

 قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي رَأَيْتُ أَصْحَابَنَا يَأْخُذُونَ مِنْ طِينِ الْحَائِرِ لِيَسْتَشْفُوا بِهِ ، به امام صادق (ع) عرض کردم فدایت شوم، من دیدم اصحاب ما از گل حائر – حرم امام حسین (ع) – برای درمان می گیرند؛

هَلْ فِي ذلک شیء مِمَّا يَقُولُونَ مِنَ الشِّفَاءِ ؟ آیا در آن واقعا درمان است؟

 قَالَ : ابو حمزه عرض می کند: امام فرمود: يُسْتَشْفَى بِمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْقَبْرِ عَلَى رَأْسِ أَرْبَعَةِ أَمْيَالٍ . .
از قبر تا فاصله 
چهار میل می توانند از آن خاک بگیرند و خود را درمان کنند.

روایتی هم داریم دال بر این که حریم قبر امام حسین يُسْتَشْفَى بِمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْقَبْرِ عَلَى رَأْسِ أَرْبَعَةِ أَمْيَالٍ . .
یک فرسخ از هر طرف است.

 هُنَاكَ رِوَايَةِ تَدُلُّ عَلَى أَنَّ حریم قَبْرِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَرْسَخٍ من كل جَانِبٍ . در روایت دیگر می فرماید:

 انْهَ ارْبِعْ فَرَاسِخَ مِنْ أَرْبَعَةِ جَوَانِبِ الْقَبْرِ . چهار فرسخ از چهار جانب قبر..

هر فرسخ ظاهرا شش کیلومتر است، چهار فرسخ می شود بیست و چهار کیلومتر. البته این احتمال را هم دارد که از هر طرف یک فرسخ، أَرْبَعَةُ فَرَاسِخَ ، یعنی از هر طرف یک فرسخ، نه این که از هر طرف چهار فرسخ

مؤثرترین تربت امام حسین (ع) به ترتیب اولویت عبارتند از:

١- خاک قرمزی که بالای سر امام حسین بن علی است،

٢- تا فاصله بیست و پنج پارد- ذراع – از قبر مطهر است،

۳- تا فاصله هفتاد یارد از قبر مطهر است،

٤- همین قدر صدق کافی است که بگوییم این خاک و این تربت امام حسین (ع) است.

شاید بتوان گفت که تربت امام حسین (ع) به مرور زمان بر اثر گسترش شهر کربلا و بناهای اطراف قبر توسعه پیدا می کند. بعید نیست این را هم بپذیریم که بگوییم تابع توسعه شهر است، بالاخره کربلا شهر امام حسین (ع) است، تربتش تربت امام حسین (ع) است، تا هر جایی که شهر توسعه پیدا کند این خاک خاک امام حسین (ع) محسوب می شود.

حضور امام حسین (ع) چه در زمان حیات و چه بعد از شهادت و حضور ملایک و انبیا برای زیارت آن حضرت در این مکان برای درمان بودنش کافی است.

به همین جهت می گویند که وقتی خاک را از کربلا خارج کردید، درب آن را هم محکم ببندید چون این خاک تا وقتی که در کربلا است خیلی اثر دارد ولی اگر از کربلا خارج شد چون ملائکه در جای دیگر نیستند شیاطین به این خاک حمله می کنند و خاصیتش را از بین می برند.

شرایط درمان با تربت امام حسین (ع) :

اعتقاد و ایمان به امام حسین (ع)

روایتی از امام صادق (ع) می فرماید که:

لَوْ أَنَّ مَرِيضَةً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ، اگر بیماری از مؤمنين؛

يَعْرِفُ حَقَّ ابی عبدالله عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ حُرْمَتَهُ وَ وَلَايَتِهِ ، در حق و حرمت و ولایت امام حسین (ع)  را بشناسد؛ و

 أَخَذَ مِنْ طِينِ قَبْرِهِ مِثْلَ رَأْسِ أَنْمُلَةٍ و اندازه یک سر انگشت گل و تربت امام حسین (ع) را بگیرد؛

 كَانَ لَهُ دَوَاءً . این برای او درمان خواهد بود.

روایت دیگری می فرماید:

 لَوْ أَنَّ مَرِيضَةً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ يَعْرِفُ حَقَّ ابی عبدالله عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ حُرْمَتَهُ وَ وَلَايَتَهُ أُخِذَ لَهُ مِنْ طِينِ قَبْرِهِ عَلَى رَأْسِ میل ، اگر بیماری از مؤمنین حق و حرمت و ولایت امام حسین (ع) را بشناسد و از تربت امام حسین (ع) تا مرز یک میل برای او گرفته بشود؛

 كَانَ لَهُ دَوَاءُ وَ شِفَاءُ . این برای او دارو و درمان است.

تریت امام حسین

در یک روایت سومی امام موسی کاظم (ع) درباره تربت امام حسین (ع) می فرماید:

إِنَّ اللَّهَ جَعَلَهَا شِفَاءً لِشِيعَتِنَا وَ أَوْلِيَائِنَا . خداوند در تربت امام حسین (ع) برای شیعیان ما و اولیاء ما شفا قرار داده است. 

اعتقاد به دارو بودن تربت امام حسین (ع) 

علاوه بر اعتقاد به امام حسین (ع) باید این را پذیرفت که این تربت شفا است.

امام (ع) در جواب کسانی که می گفتند تربت امام حسین (ع) استفاده کرده اند و خوب نشده اند، می فرماید که شما اعتقاد ندارید.

کلینی با سند خودش از ابن ابی یعفور نقل می کند که می گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَأْخُذُ الانسان مِنْ طِينِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَيُنْتَفَعُ بِهِ ، به امام صادق (ع) عرض کردم که کسی از تربت امام حسين (ع) می گیرد و نفع می بیند؛

 وَ يَأْخُذُ غَيْرُهُ وَ لَا يُنْتَفَعُ بِهِ ، و کسی دیگر می گیرد و نفع نمی برد؛

 فَقَالَ : لَا وَ اللَّهِ الَّذِي لَا اله الَّا هُوَ ، امام فرمودند قسم به خداوندی که خدایی جز او نیست؛

 مَا يَأْخُذُهُ أَحَدُ ، کسی این تربت را نمی گیرد؛

 وَ هُوَ يَرَى أَنَّ اللَّهَ يَنْفَعُهُ بِهِ إِلَّا نَفَعَهُ بِهِ . و این اعتقاد را دارد که این تربت برای او نفع داشته باشد نفع خواهد دید.

روایت دیگری از ابی حمزه ثمالی از امام صادق (ع) درباره تربت امام حسین (ع) که می فرماید:

وَ لَا يَعْدِلُهَا شَيْ‏ءُ مِنَ الاشياء الَّتِي يَسْتَشْفِي بِهَا الَّا الدعا ، و از تمامی چیزهایی که انسان خودش را با آن چیزها درمان می کند معادلی ندارد بجز دعا؛

وانما يُفْسِدُهَا مَا يُخَالِطُهَا مِنْ أَوْعِيَتِهَا وَ قِلَّةُ الْيَقِينِ لِمَنْ يُعَالِجُ بِهَا ، و آن چه فاسدش می کند، آن چیزی است که با تربت مخلوط می شود و کم بودن یقین کسانی که با آن معالجه می شوند.

فَأَمَّا مَنْ أَيْقَنَ أَنَّهَا لَهُ شِفَاءُ ، کسی که یقین کند برای او درمان است؛

إذَا يُعَالِجُ بِهَا كَفَتْهُ ، همین تربت برای درمان او کافی است، نیاز به داروی دیگری ندارد؛

بِإِذْنِ اللَّهِ مِنْ غَيْرِهَا مِمَّا يُعَالِجُ بِهِ . به اذن خداوند تبارک و تعالی

او را بی نیاز می کند از داروی دیگر، از چیزهای دیگر که انسان

بوسيله آن خود را درمان می کند. روایتی است از امام که می فرماید:

ولقد بلغني أن بعض من يأخذ من التربة شيئا يستخف به، و به من خبر دادند بعضی ها تربت را می گیرند این را سبک می شمرند؛

حَتَّى أَنَّ بَعْضَهُمْ يَضَعُهَا فِي مِخْلَاةِ الْبَغْلِ وَ الْحِمَارِ ، حتی بعضی ها این را در محل تخلیه قاطر و الاغ؛

وَفِي وِعَاءِ الطَّعَامِ ، و در ظرف غذا

وَ الْخُرْجِ ، وَ دُرٍّ جَوَّالَ ، و در پالان قرار می دهند؛

فَكَيْفَ يستشفی بِهِ مَنْ هَذَا حَالُهُ عِنْدَهُ ؟ کسی که این قدر این تربت را سبک می شمرد و هرجا شده این تربت را می گذارد، پس چگونه خود را با این درمان کند؟

وَ لَكِنَّ الْقَلْبَ الَّذِي لَيْسَ فِيهِ يَقِينٍ مِنَ الْمُسْتَخِفِّ بِمَا فِيهِ صَلَاحُهُ يُفْسِدُ عَلَيْهِ عَمَلَهُ ، قلبی که یقین به این تربت ندارد و آن را سبک می شمرد و اهمیت نمی دهد، عملش را فاسد می کند.

در یک روایت دیگری از محمد بن مسلم که می گوید:

خَرَجَتِ الَىَّ الْمَدِينَةِ وَ أَنَا وَجَعِ ،رفتم به سوی مدینه و بیمار بودم؛

فَقِيلَ لَهُ : إِنَّ مُحَمَّدِبْنِ مُسْلِمٍ وَجَعِ ، به امام باقر (ع) عرض کردند که محمد بن مسلم بیمار است؛

فَأَرْسَلَ إِلَى أَبُو جَعْفَرٍ شرابة مَعَ غُلَامٍ بِمِنْدِيلٍ ، امام باقر (ع) به وسیله یک غلامی برای من شرابی فرستاد که رویش یک پارچه ای بود؛

فناولنيه الْغُلَامِ ، غلام این شربت را به من داد؛

وَ قَالَ لِي : اشْرَبْهُ فَإِنَّهُ أَمَرَنِي أَنْ لَا أَبْرَحُ حَتَّى تَشْرَبْهُ ، و به من گفت: این را بنوش و بخور، امام به من فرمود که از شما جدا نشوم تا این که این را بنوشید؛

فتناولته فَإِذَا رَائِحَةُ المسک مِنْهُ ، این را خوردم عطر او عطر مشک است؛

وَ إِذَا بِشَرَابٍ طِيبُ الطَّعْمُ بَارِدُ ، شرابی است که طعمش خوب و سرد بود؛

فَلَمَّا شَرِبْتَهُ قَالَ لِى الْغُلَامِ ، وقتی این را نوشیدم غلام به من گفت؛

يقولک مَوْلَايَ : إِذَا شَرِبْتُهُ فَتَعَالَ ، امام می فرماید: اگر این را خوردی نزد ما بیا ؛

فَفَكَّرَتِ فِيمَا قَالَ لِى ، فکر کردم که بیمارم پس با خوردن این خوب می شوم، که امام فرموده بيا؛

مَا اقْدِرْ عَلَى النُّهُوضِ قَبْلَ ذَلِكَ عَلَى رجلی ، قبل از آن قادر نبودم روی پایم بایستم.

فَلَمَّا اسْتَقَرَّ الشَّرَابِ فِي جوفی ، وقتی این شراب و این آب در درون بدنم مستقر شد؛

فكانها نَشَطْتُ مِنْ عِقَالٍ ، مانند این که من را بسته بودند آزاد شدم

فَأَتَيْتُهُ بَابَهُ فَاسْتَأْذَنْتُ عَلَيْهِ‏ ، آمدم نزد امام باقر (ع) و از او ذن گرفتم

فَوْتَ ہی مَسَحَ الْجِسْمِ أَدْخَلَ ، امام (ع) صدایم زد بدنت سالم شده وارد شو

ثُمَّ قَالَ لِي كَيْفَ وَجَدْتَ الشَّرَابِ سپس به من فرمود این شراب را چگونه دیدی ؟

فَقُلْتُ أَشْهَدُ أَنْ أَنَّكُمْ أَهْلُ بیت الرَّحْمَةُ ، گفتم: شهادت می دهم شما اهل بیت رحمت هستید؛

وَ أَنَّكَ وَصَّى الْأَوْصِيَاءِ وَ لَقَدْ أَتَانِي الْغُلَامُ بِمَا بَعَثْتُهُ وَ مَا أَقْدِرُ عَلَى أَنْ اسْتَقَلَّ عَلَى قدمی ، این غلام شما این آب و این شراب را آورد در حالی که من نمی توانستم روی پایم بایستم؛

وَ لَقَدْ کنت آیسا مِنْ نَفْسِي ، از خودم مأيوس بودم؛

فَنَاوَلَنِي الشَّرَابِ فَشَرِبْتُهُ فَمَا وَجَدْتُ مِثْلَ رِيحِهِ وَ لَا أَطْيَبَ مِنَ ذوقه وَ لَا طُمَّهُ ، این شراب را به من داد، این شراب را نوشیدم، عطری بهتر از عطر این شراب ندیدم و طعمی از او بهتر نچشیدم؛

وَ لَا أُبَرِّدُ مِنْهُ ، وشرابی سردتر از او ندیدم؛

فَلَمَّا شَرِبْتَهُ قَالَ لِيَ الْغُلَامِ : إِنَّهُ أَمَرَنِي أَنْ أَقُولَ لَكَ إذاشربته فَاقْبَلْ إِلَى‏ ، وقتی این شراب را نوشیدم این غلام به من عرض کرد: امام فرمود به تو بگویم وقتی شراب را خوردی باید نزد من بیایی؛

وَقَدْ عَلِمْتَ شِدَّةِ مَا بِي ، و من می دانم که چقدر بیمارم و چقدر مشکل دارم؛

الأذهبين إِلَيْهِ وَ لَوْ ذَهَبْتَ نفسی ، پیش خودم گفتم می روم پیش امام حتی اگر بمیرم؛

فاقبلت إليک ، آمدم نزد شما؛

فَكَأَنِّي نَشَطْتُ مِنْ عِقَالٍ ، با نشاط شدم، مانند این که آزاد شدم؛

فالحمدالله الَّذِي جَعَلَكُمْ رَحْمَةُ لِشِيعَتِكُمْ ، سپاس خداوندی که شما را رحمت برای شیعیان قرار داد؛

فَقَالَ : يَا مُحَمَّدُ إِنَّ الشَّرَابَ الَّذِي شَرِبْتَهُ فِيهِ مِنْ طِينِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ ؛ بعد امام فرمود: ای محمد این شربت و آبی که نوشیدی در آن تربت امام حسین (ع) است. 

وَ هُوَ أَفْضَلُ مَا استشفی بِهِ ؛ و او بهترین درمان است 

فَلَا نَعْدِلُ بِهِ , چیزی بر آن تر جیح نمی دهیم؛

فانا نسقیه صِبْيَانَنَا وَ نساءناء ما به فرزندان و زن های خود از این آب و از این شرابی که در آن تربت امام حسین (ع) هست، می دهیم؛

فَتَرَى فِيهِ كُلِّ خَيْرٍ ؛ در آن هر خیری را می بینیم؛

فَقُلْتُ لَهُ : وَلَّتْ فِدَاكَ إِنَّا لنأخذ مِنْهُ وَ نَسْتَشْفِي بِهِ ؟ به امام عرض کردم: فدایت شوم ما هم از تربت امام حسین (ع) بگیریم و خود را با آن درمان کنیم؟

فَقَالَ : يَأْخُذُ الرَّجُلُ فَيُخْرِجَهُ مِنَ الْحَائِرِ ، امام فرمود یک شخص می آید خاک را می گیرد و از حائر – حرم – خارجش می کند؛

فَلَا يَمُرُّ بِأَحَدٍ مِنَ الْجِنِّ بِهِ عَاهَةٍ ، این تربت عبور داده نمی شود از جنی که بیمار باشد؛

وَ لَا دَابَّةٍ وَ لَا شیء بِهِ آفَةٍ ، و از هر حیوان و هر چیزی که مشکل دارد؛

إِلاَّ شَمِّهِ ، مگر این که می آید و این خاک را بو می کند؛

فَتَذْهَبُ بَرَكَةُ ، و برکتش از دست می رود؛

فَتَصِيرُ بَرَكَةً لِغَيْرِهِ ، برکتش و اثرش مال دیگران می شود؛

وَ هَذَا الَّذِي نتعالج بِهِ لَيْسَ هَكَذَا ، این تربتی که ما با آن معالجه می کنیم این گونه نیست؛

وَ لَولَا مَا ذَكَرْتُ لَكَ مايمسح بِهِ شیء وَ لَا شَرِبَ مِنْهُ شَيْ‏ءُ الَّا أَفَاقَ ، این خاک را اگر فرد بیمار مس کند یا روی بدن بمالد و یا از آن بنوشد خوب می شود؛

وَ كَانَ كأبيض یاقوته فَاسْوَدَّ حَتَّى صَارَ الي مَا رأیت ، این خاک در زمان شهادت امام حسین (ع) مانند یاقوت سفید بوده تا اینکه به این چیزی که دیده می شود تبدیل شده به مرور زمان سیاه و تیره شده ؛

فَقُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ كَيْفَ أَصْنَعُ بِهِ ؟ عرض کردم: فدایت بشوم چکار کنم حالا که شما می فرمایید اینجوری جن و موجودات ریز و هر چیز در اطراف آن مرور کند خاصیتش را از بین می برد؟

فَقَالَ : أَنْتَ تَصْنَعُ بِهِ مَعَ اظهارک ایاه مايصنع غیرک ، امام (ع) فرمود: شما هم مثل دیگران تربت را می گیری و اهمیت نمی دهی این تربت را کجا قرار می دهی، اهمیت نمی دهی این تربت را با چه چیزی قاطی میکنی، در چه ظرفی قرار می دهی، شما همان کاری میکنی که دیگران می کنند یا او را ظاهر قرار می دهید؛

تَسْتَخِفَّ بِهِ ، سبک می شمری؛

فَتَطْرَحُهُ فِي خرجک ، او را در جوال و در پالان الاغت قرار می دهی؛

وَفِي اشیاء دنسه ، و در چیزهایی که کثیف و آلوده است قرار می دهی؛

فَيَذْهَبُ مَا فِيهِ مِمَّا تُرِيدُهُ لَهُ ، آن خاصیتی که شما می خواهید از بین می رود؛

فَقُلْتُ : صَدَقْتَ جُعِلْتُ فداک ، عرض کردم: راست می گویید فدایت شوم؛

قَالَ : لَيْسَ يَأْخُذُهُ أَحَدُ الَّا وَ هُوَ جَاهِلُ بِأَخْذِهِ ، امام (ع) فرمود: نیست کسی این تربت را می گیرد مگر این که جاهل است، نمی داند باید چگونه بگیرد؛

وَ لَا يَكَادُ يُسَلِّمُ بِالنَّاسِ ، کسی نیست که درست این را بگیرد؛ 

فَقُلْتُ : جَعَلْتُ فداک وَ کیف لِي أَنْ آخُذَهُ كَمَا تَأْخُذَهُ ، عرض کردم فدایت شوم به من بفرما این خاک را چگونه بگیرم و چگونه آن را حفظ کنم تا این مشکل پیش نیاید، چکار کنم مثل شما آن را بگیرم؟

فَقَالَ لِي : أعطیتک مِنْهُ شَيْئاً ؟ به من فرمود: از آن خاک بهتر بدهم؟

فَقُلْتُ : نَعَمْ ، گفتم بله؛

فَقَالَ : إِذَا أَخَذْتَهُ فَكَيْفَ تَصْنَعُ بِهِ ؟ بعد فرمود: هرگاه این خاک را بگیری با آن چکار خواهی کرد؟

فَقُلْتُ : اذْهَبْ بِهِ معی ، عرض کردم: من این خاک را با خودم می برم؛

فَقَالَ : فِي أَيِّ شَيْ‏ءٍ تَجْعَلْهُ ، فرمود: در چه چیزی قرار می دهی؟

فَقُلْتُ فِي ثیابی ، گفتم در لباس هایم؛

قَالَ : فَقَدْ رَجْعَةُ الَىَّ مَا كُنْتَ تَصْنَعُ ، فرمود: همان کاری که ما گفتیم نکنید؛

إشرب عِنْدَنَا مِنْهُ حاجتک ، همین جا بخور بهتر است؛

وَ لَا تَحْمِلُهُ فَإِنَّهُ لَا يَسْلَمُ لک ، آن را با خودت نبر، برای شما سالم نمی ماند؛

فَسَقَانِي مِنْهُ مَرَّتَيْنِ ، فَمَا اعْلَمْ أَنِّي وَجَدْتَ شَيْئاً مِمَّا كُنْتَ أَجِدُ حتی انْصَرَفْتَ . دو بار که خوردم خوب خوب شدم هیچ مشکلی دیگر نداشتم.

پس اگر تربت امام حسين (ع) امروزه اثر نمی کند بخاطر این که نحوه گرفتن و حمل و نقلش رعایت نمی شود.

دسته بندی طب اسلامی
اشتراک گذاری

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نماد اعتماد الکترونیک

سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت