زعفران در تاریخ ایران و از منظر شاعران

کاربر ۱۶کاربر ۱۶
2,947 بازدید
تاریخچه زعفران در ایران

تاریخچه زعفران از زمان هخامنشیان تا بعد از ظهور اسلام

زعفران در تاریخ ایران این گونه تشریح شده است. در عصر هخامنشیان به کشاورزی و باغداری توجه می شده، داریوش شخصا به کاشت انواع جدید درخت علاقمند بود. نامه ای قابل توجه از او موجود است که به حاکم گداتس فرستاده شده است، وی در این نامه دستور می دهد که در آسیای صغیر و روسیه، گیاهان و درختان شرقی را بکارند.

همچنین بر اثر جنگ ها خارجیان نباتات سودمند ایران را شناختند و در کشور خود کاشتند. در این دوره علاوه بر این انواع عطرها و روغن های معطر که معمولا به بدن می مالیدند در ایران شناخته شده و در دنیا شهرت داشت، چنانکه تورات در کتاب استر به این موضوع اشاره نموده و پلوتارک در احوال اسکندر، و سایر مورخین هر یک به نوبه خود تصریح دارند.

در فن کیمیا و داروسازی نیز ایرانیان ترقیات بزرگ کرده بودند، اما آنچه از آن سند داریم معجونی است که برای بزرگان مملکت می ساختند و از زعفران و هل و دارچین و ادویه های دیگر به عمل می آوردند و خواصی در تفریح و کیف و تقویت داشته است، نیز زعفران در تهیه نوعی نان که برای میهمانان بوده و تافتون ها و گرده های لطیف نان که از سه جور گندم اعلای مصر و یونان و سه قسم جو و گندم سیاه تهیه می شده مصرف داشته است.

همچنین هخامنشیان بسیاری از گیاهان را به ملت های دیگر که تحت استیلای آنان بود معرفی کرده اند، هخامنشیان بودند که کنجد را به مصر و برنج را به بین النهرین بردند.برخی مستندات تاریخی حکایت از آن دارد که زعفران برای تجارت یا حمل در ایران در درون انبانی که از پوست گوسفند ساخته شده بود جای میداده اند.

بررسی مستندات زعفران در تاریخ ایران حاکی از آن است که در سنگ نگاره های تخت جمشید هیات های نمایندگی اقوام ایرانی و ملل تابع هخامنشیان گزیده ای از بهترین و ارزشمندترین محصولات و کالاهای سرزمین خود را برای  پیشکشی به حضور داریوش می بردند.

زعفران در تاریخ ایران

طبق شکل نفرات اول و دوم سمت رهبری هیات را دارند و در پی آنان نفر سوم سبو و نفر چهارم دو ظرف یا کاسه و نفر آخر انبانی در دست برای هدیه دارد. از آنجا که ارزشمند ترین تحفه ی سرزمین ماد زعفران به حساب می آمد، می توان پذیرفت که انبان دارای زعفران بوده که در زمره ی هدایا به شهریار ایران در مراسم جشن نوروزی تقدیم می شده است.

زعفران در تاریخ ایران- دوره پارت ها

با بررسی زعفران در تاریخ ایران در عصر پارت ها مشاهده کردیم که از لحاظ اقتصادی ایران، بابل، سوریه و فلسطین که از عهد هخامنشیان مرتبط شده بودند و همچنان روابط مستمری را داشتند. ایران فلزات صادر می کرد. در بین مال التجاره های دیگر صادراتی: پوست، پوستین، منسوجات، اشیا چوبی، چارپایان، پرندگان، برنج، زعفران، ادویه، احجار کریمه، قیر معدنی و روغن معدنی را باید نام برد. اجناس ذیل به کشور وارد می شد: پاپیروس اشيا برنزی، شیشه، ، ظروف سفالین، رنگ ارغوانی، اشیا فلزی، عموما در تعقیب نخستین سفارش هایی که چین به ایران می فرستاد، اسپست، مو و سپس خیار، پیاز، زعفران و یاسمن در شاهنشاهی آسمانی (مراد چین است) وارد شد، و در آن کشور شروع به کاشت آن کردند.

زعفران در تاریخ ایران در دوره پارت ها

مهمترین تواریخ چینی از قرن اول قبل از میلاد که دوره ی حکومت اشکانی را در بر می گیرد تا آخر حکومت ساسانیان، بطور متوالی و مفصل مطالب مهمی راجع به ایران دارند. در بین مطالب مرتبط با تاریخچه زعفران تولیدات متنوع کشاورزی و صنعتی ایران به چشم می خورد و از جمله آمده است: ایران چندین نوع منسوجات ابریشمی و پنبه ای و قالی و قالیچه و تافته و چرم گوزن قرمز، کندر، زعفران و سایر مواد خوش بو و فلفل، شکر، خرمای ایرانی، گل تاج الملوک، هلیله، مازو و نمک و زرنیخ و زمرد و مواد نظیر آن به میزان زیادی تولید می کند.

زنان خوش پوش پارتی در مقدار جواهراتی که بخود می بستند با زنان شیک پوش دوران ادوارد همچشمی می کردند. به گفته پلین معجونی از شیره گیاهی را با چربی تن شیر و زعفران و خرما درست می کردند و برای آرایش صورت به کار می بردند.

از جمله مواردی که در باب زعفران در تاریخ ایران نقل شده این است که زعفران جزو صادرات ایران به (روم) همراه با سایر ادویه ها بیان شده است. تجارت با روم توسط تجار به عمل می آمد و مال التجاره ای که به روم می رفت عبارت بود از: منسوجات گوناگون، ادویه، قالی، قالیچه و پارچه های ابریشمی. پارچه های ابریشمی را زنان بزرگ رومی خیلی استفاده می کردند.

پلین گفته که: قاليچه های ایران از رنگ های مختلف به قیمت گزاف فروخته می شد و زینت قصرهای رومی بود. در بین مال التجاره ی ایران که به روم می رفت اسم صمغ و کتیرا و جگن معطر موجود است.

زعفران در تاریخ ایران-دوره ساسانیان

بنا بر مدارکی که از منابع تاریخی به دست آمده، در سده چهارم میلادی بیشتر فرآورده های کشاورزی مشابه امروز، در ایران تولید می شد:

غلات، میوه ها: (تاک و خرما و غیره)، فرآورده های رنگین: (زعفران، روناس و غیره)، محصولات تکنیکی: (کتان، کنف، پنبه) و حتی سی نوع گل از آن جمله بودند.

تعداد زیادی از گیاهان برای درمان در آن دوران (دوره ساسانیان) مورد استفاده بوده که بعضی ها تا هفتاد مورد ذکر کرده اند، از جمله داروها و مواد خوراکی آن دوران زعفران بوده است.

با بررسی زعفران در تاریخ ایران در عصر ساسانیان مشخص شد که زعفران علاوه بر مصارف خوراکی و درمانی و عطر در رنگ کردن ابریشم و پارچه و الیاف فرش بکار برده می شد، علاوه بر این در تهیه کاغذهای رنگین مورد استفاده قرار می گرفت.

زعفران در تاریخ ایران در دوره ساسانیان

منابع چینی نیز از کشت زعفران در کشور بوسي BO – SI (پارسی یا ایران زمان ساسانیان) خبر می دهد. بندهش هندی نیز از زعفران که برای رنگ کردن بکار می رفته یاد می کند.

در بررسی شواهدی از زعفران در تاریخ ایران دیدیم که قطعه عجیبی از تالیفی به زبان پهلوی در نجوم در دست است که از منابع عهد ساسانی، بندهش اخذ شده و اطلاعات درباره گیاهان صحرایی و سبزی کاری و نباتات صنعتی و درختان میوه در ایران زمان ساسانیان در دسترس می گذارد و چنین می نویسد: انواع گیاهان بسیار است؛ از دار و درخت و درختان بارور و غلات و گل ها و علف های معطر و کاهو و ادویه و علوفه و گیاهان وحشی و گیاهان دارویی و نباتات صمغی و صنعتی و رنگی و نسجی و دیگر… هر آنچه برای رنگ کردن جامه بکار رود مانند: زعفران.

از جمله مصارف زعفران در دوره های قبلی این مورد بوده که پرویز (ساسانی) همه اقسام لذایذ را استقبال می کرد، ولی چون بوی پوست های تحریر را دوست نداشت، مقرر فرمود که نامه ها را بر کاغذی که به گلاب زعفران آغشته باشد، بنویسند. مسلما در قصرهای کاخ های خسرو بوی عود و عنبر اشهب ، مشک و کافور و صندل پیوسته هوا را معطر می داشته است. چنانکه در عهد خلفا چنین بود.

خوش آرزو ریدک (غلام خسرو) که در خصوص عطرها آگاهی و تسلط کاملی داشت، در جواب خسرو گفت: بهترین عطرها شاهسپرم آمیخته به (ند) است که بر آن گلاب پاشیده باشند.دیگر بنفشه با بخور عنبر اشهب، نیلوفر بابخور مشک، و باقلای معطر با بخور کافور، بوی نرگس چون رایحه جوانی است، و بوی گل سرخ چون رایحه یاران است، عطر شاهسپرم چون نکهت اولاد است، و بوی خیری چون رایحه دوستان صدیق است.

خسرو باز پرسید که بوی بهشت چگونه است. ریدک جواب داد: اگر بوی گل فارسی و شاهسپرم سمرقندی و ترنج طبری، و نرگس مسکی و بنفشه اصفهانی و زعفران قمی و بونی (بوانی) و نیلوفر سیروانی و (ند) که مخلوطی از سه چیز معطر است (عود هندی و مشک تبتی و عنبر شجری) را فراهم آوری، از بوی بهشت بویی توانی برد.

خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی در سال ۷۰۰ نوشته است، بهترین زعفران از آن ولایت قهستان از آن بیرجند بوده و بعد از آن قم و دیگر از آن همدان و رود، راوند و نهاوند باشد.

حمدالله مستوفی در ۷۴۰ هجری، علی بن حسین انصاری در سال ۷۷۰، حافظ ابرو سال ۸۱۹ و همین طور… و بالاخره میرزا غلام علی خان محمودی در سال ۱۳۲۰ شمسی گزارش مبسوطی پیرامون زعفران قاینات نوشته اند.

خشک سالی های ۱۲۳۹ شمسی و ۱۳۲۷ شمسی که در قاینات بی سابقه بود، موجب شد که بیش از ۱۸۰.۰۰۰ نفر از این ناحیه به شمال خراسان مهاجرت کنند.

تعدادی از آن ها در تربت حیدریه ماندند و کشت زعفران را در تربت حیدریه آغاز کردند. به طوری که در سال های اخیر بیش از ۱/۳ زعفران تولیدی خراسان رضوی و جنوبی در تربت حیدریه (به میزان ۷۰ تن) بدست می آید. و تعداد زیادتر آن ها به منطقه گرگان و دشت مهاجرت و اقامت گزیدند.

بر این اساس طبق شواهد و مستندات زعفران در تاریخ ایران، زعفران قم و بوان در عصر ساسانی شهرت بسزایی داشته است.

زعفران در تاریخ ایران بعد از ظهور اسلام

از نظر ارتباط زعفران و اسلام به این بخش می رسیم که با انقراض سلسه ساسانی و گسترش دین مبین اسلام، ایرانیان بیش از هر ملتی دیگر نیروهای خود را در اختیار اسلام قرار دادند و بیش از هر ملت دیگر در این راه، صمیمیت و اخلاص نشان دادند. در این دو جهت هیچ ملتی به پای ایرانیان نمی رسید، حتی خود ملت عرب که دین اسلام در میان آنها ظهور کرد.

زعفران در تاریخ ایران بعد از ظهور اسلام

شور و هیجانی که ایرانیان نسبت به اسلام و عالم اسلامی در طول چهارده قرن اسلام حتی در دو قرن اول که سرجان ملکم انگلیسی نام آن ها را (دو قرن سکوت) گذاشته است نشان دادند، هم از نظر اسلام بی سابقه بوده و هم از نظر ایرانیان. یعنی هیچ ملت دیگری غیر از ایرانی، آنقدر شور و هیجان و عشق خدمت به اسلام نشان نداده است و ایرانیان در دوره های دیگر برای اهداف ملی و یا مذهبی، اینقدر شور و هیجان نشان نداده اند.

اولین خدمتی که باید نام برد خدمت تمدن کهن ایرانی به تمدن جوان اسلامی است، این تمدن کهن به تمدن جوان و با عظمت اسلامی کمک و خدمت فراوان نمود.

زعفران از دیرباز با فرهنگ مردم رابطه ای عمیق داشته است، از جمله خدمات تمدن کهن ایرانی به تمدن جوان اسلامی، معرفی گل ها و گیاهان و ادویه و مواد خوراکی و درمانی و صنعتی بود که در نهایت معرفی و کشت گیاه زعفران را در بر می گرفت. مسلمانان ایرانی کلیه استعدادهای حرفه ای و تخصصی و علمی خود را خالصانه و بی ریا به جامعه اسلامی ارایه کرده و خواص و امتیازات هر یک از مواد و موارد را تشریح و ترویج آن را تشویق کردند.

از زمان بنی امیه نخستین بار معاویه خوراک ها و شربت های ایرانی را معمول داشت و خلفا و سایر مردم از او تقلید کردند و نوعی غذا تهیه نمودند که آن را سكباج می گفتند، و عبارت از آب گوشت و سرکه و گوشت کبک بود که میان عرب ها، سیدالمرق (بهترین خورش ها) لقب داشت.

خلفا و بزرگان عباسی (هاشمیان) همینکه سر سفره می نشستند، پزشکان بالای سر آن ها می ایستادند و در زمستان ظرف هایی پر از ادویه و شربت های اشتها آور و گرمی بخش به دست گرفته، وسط غذا به خلفا تقدیم می داشتند تا بیشتر سر اشتها بیایند و گرم شوند، و در تابستان شربت های خنک و چاشنی های مطابق فصل تقدیم می کردند.

یکی از مصارف زعفران در دوره پس از اسلام همراه با خضاب بوده است.خضاب هم در آن ایام معمول بود و آن را از ایرانیان، و ایرانیان از هندیان آموخته بودند. می گویند نخستین مرد عربی که ریش خود را خضاب مشکی کرد عبدالمطلب بود و بعضی آنرا به مغيرة بن شعبة نسبت می دهند. پس از ظهور اسلام خضاب یعنی رنگ کردن مو شایع و متنوع گشت، مثلا با زعفران خضاب زرد و با حنا خضاب سرخ، و با رنگ خضاب سیاه و با گوگرد خضاب سفید رنگ صورت می گرفت. نخستین کسی که ریش خود را با زعفران زرد کرد جریر شاعر بود… چنانکه تا امروز خضاب در شرق معمول می باشد و عموما با رنگ و حنا خضاب می کنند.

با بررسی اهمیت زعفران در تاریخ ایران متوجه می شویم که در دوران عباسی، مسلمانان جو و گندم و برنج و میوه و گل های مشهور مازندران و شکر و شیشه و دیبا و پارچه پشم، کتان و ابریشم، زیتون، عطر و زعفران و عصاره سوسن و شیره انگور و روغن بنفشه را به بازارهای جهان می فرستادند. در این دوره زعفران ارزش و اهمیت فراوان داشت، از جمله هدایایی که متوکل در سال ۲۴۶ برای امپراتور روم فرستاد مقدار زیادی زعفران بود.

زعفران در تاریخ ایران

در سال های ۲۵۴ تا ۲۹۲ هجری قمری طولونیان یا بنی طولون بر مصر و شام فرمانروایی کردند، که اولین سلسله حکام مستقل و امرای مسلمان و ترک نژاد مصر بوده اند، پس از مرگ احمد، پسرش خماویه آن میدان را وسعت داده تبدیل به باغ نمود و گل ها و گیاهان بسیار در آنجا کاشت و درختان خرمای گوناگون در آن محل به بار آمد.

از آن جمله نخل های کوتاه بارداری که شخص نشسته می توانست خرمای آن را بچیند و نخل های دیگری که ایستاده میوه آن را می چیدند و احتیاج به بالا رفتن از درخت نبود، گل ها و گیاهان پیوندی فراوان در آن باغ کاشته شده بود از آن جمله بوته زعفران بود.

مسلمانان همه انواع زراعت را بکار می بردند و بسیاری از نباتات را به جزیره سیسیل و اسپانيا بردند و آن ها را در اروپا تربیت کردند و چنان آن ها را به خوبی پرورش دادند که گویی در سرزمین اصلی خود از امثال آن ها: برنج، زعفران، انگور، زردآلو، پرتقال، خرما، هليون (کلمه ای فرانسوی به معنی مارچوبه، فرهنگ معین)، خربزه، عطر گل، گل زرد، یاسمن، پنبه ونی می باشد.

مسلمانانی که بر اسپانیا حکومت کرده اند نزد اروپاییان به ساراسن ها مشهورند. ساراسن Sarasen، تحریف کلمه سوریه است و منظور از ساراسن مسلمانان و اعراب می باشند. حکمرانان مسلمان اسپانیا در معرفی فرهنگ و تمدن اسلامی و از جمله محصولات و پدیده های کشاورزی به مردم اروپا نقش عمده ای داشته اند.

در فهرست طویل و درهم افراد ساراسن که بر اسپانیا حکومت کردند، یکی از چهره های روشن عبدالرحمن اول است (قرن هشتم میلادی)، او توجه زیادی به کشت و زرع داشت، زراعت نیشکر، موز، کتان و نخل خرما را به اندلس آورد و گل کاری از نظر او یکی از صنایع ظریفه بود.

اعراب در آن زمان تسلط کاملی بر دریای مدیترانه داشتند و از اینرو محصولات صنعتی و کشاورزی خود مانند: پنبه، زعفران، کاغذ، پارچه های حریر غرناطه و غیره را به تمام بنادر اروپا و آفریقا صادر می کردند و بنادر اسپانیا مانند، قارش و مالقه و کارتاژ از بنادر مهم تجاری بشمار می رفت.

پارچه بافی و رنگ کردن ثابت پارچه را اروپاییان از مسلمین یاد گرفتند.

نباتات تازه از قبیل کتان و شاهدانه و زعفران از ممالک مسلمان مشرق زمین و سیسیل و اسپانیا راهی به اروپا باز کرده، کشت آن کم کم رواج یافته است از همین قبیل است کشت برنج، ذرت و گندم سیاه از غلات، و اسفناج و بادنجان و کنگر فرنگی از جمله بقولات، و موسیر و ترخون از جمله چاشنی های غذا و زردآلو از جمله اشجار مثمره.

الكرمس (L alkermes) که از خرد کردن حشره قرمز دانه به دست می آید، نام عربی دارد. زعفران نیز نام سامی دارد (عربی عصفر، زرد) ولی در مشرق زمین از زمان های دور به عنوان ماده رنگی به کار رفته است.

دکتر زیکفرید هونکه می نویسد: آیا هیچ میدانید وقتی به داروخانه یا عطاری داخل می شوید، اختراع مسلمانان را پیش روی خود می یابید؟ اصلا شغل عطاری گویای این واقعیت است. جوز هندی، دارچین، زنجبیل، زیره، اشترخان، زعفران، کافور، بنزین، قلیا، جوش، ناطرن، سودا، براکس، ساخارین، عنبر و خیلی چیزهای دیگر، داروهایی از کشورهای اسلامی هستند که ما روزانه آن ها را در منزل مصرف می کنیم.

اسپانیا در کشت برنج، نیشکر، پنبه، زعفران، اسفناج و نیز بسیاری دیگر از میوه جات عمده و بقولات و سبزی ها مدیون اعراب می باشد، زیرا که اعراب آن ها را به اسپانیا آوردند. کشت زعفران به وسیله اعراب در اسپانیا رواج یافته و از آنجا به فرانسه و کشورهای دیگر اروپا رسیده است.

در تاریخچه زعفران دیدیم که معرفی زعفران به اعراب و مردم اروپا و از جمله اسپانیا بوسیله مسلمین ایرانی تبار بدیهی است. چون اقوام و ملل دیگر اسلامی و بخصوص اعراب، شناخت چندانی از این گیاه نداشته اند، شواهد زیادی برای اثبات این نظر وجود دارد:

ایرانیان در کشورهای غربی و شمال قاره آفریقا و قاره اروپا و آسیای صغیر نیز در ترویج دین اسلام سهم بسزایی دارند و بسیاری از مسلمین ایرانی مخصوصا از خراسان در فتح اندلس مشارکت داشتند و بعدها تعدادی از آنان در اسپانیا مقیم شده اند، بطوریکه ابن بطوطه ضمن اشاره به مشابهت وضعیت اقلیمی ایران و اندلس (اسپانیا) می نویسد:

عده ای از دراویش عجم به مناسبت شباهتی که آب و هوای غرناطه (پایتخت اندلس) با آب و هوای ممالک آنان دارد در این شهر اقامت گزیده اند، مانند حاج ابوعبدالله سمرقندی و حاج احمد تبریزی و حاج حسین خراسانی و دیگران.

رواج کشت زعفران در اسپانیا

یکی از عوامل ارتباط مردم با فرهنگ های مختلف معاملات تجاری می باشد که زعفران از این منظر ارتباط مستحکمی را میان مردم ایران و ملل دیگر ایجاد نموده است.رواج کشت زعفران و تولید فراوان آن در ایران و اسپانیا وجه تشابهی دیگر است در زمینه ی  استعدادهای کشاورزی و اقلیمی و خاکشناسی، بطوریکه این دو کشور بیشترین میزان تولید و مدت صدور زعفران را در سطح جهانی بدست آورده اند.

همچنین مصرف فراوان زعفران در دو کشور، حاکی از مشابهت ذایقه مردم ایران و اسپانیا است و منشا آن تماس های قومی و فرهنگی کهن دو سرزمین است.مطابق تحقیقات رنه گروسه، در زمانیکه اسپانیا واندلس بدست مسلمانان اداره می شد، عده ای از ایرانیان مقیم اسپانیا، شهر کوچکی بنام (شیراز) در مملکت مزبور ساختند.

در اندلس ایرانیان نام آور و برجسته ای وجود داشته اند، از قبیل (زریاب) که یکی از وزرای بزرگ خلیفه ی اندلس، عبدالرحمن دوم بوده، زریاب خدمات گرانبهایی به اسپانیا کرد و مردم را تشویق به دانش اندوزی نمود. معماران بنای اصلی قصر الحمرا که (الكبير) قرطبه نامیده می شد، توسط هنرمندان ایرانی صورت گرفته است.

موسس فرقه (رستمیه) که مدت نیم قرن بر اسپانیا حکومت کرد، یک نفر ایرانی خراسانی موسوم به (رستم) بود، این شخص در قرن سوم هجری از ایران به مراکش رفت و در آنجا به ترویج آیین خود که شباهت زیاد به مذهب شیعه دارد پرداخت.

سایکس تحت عنوان (شباهت ایران به اسپانیا) مینویسد:

با بررسی زعفران در تاریخ ایران موضوع جالبی نمود پیدا کرد. کشور ایران از بسیاری جهات شباهت تامی به اسپانیا دارد و پس از بررسی شباهت ها و مقایسه طبیعی و اقلیمی دو کشور ادامه می دهد: از این گذشته اگر چه ایرانیان را فرانسوی های مشرق زمین خوانده اند لیکن شاید مناسب تر این باشد که ایشان را با اسپانیایی ها مقایسه کنند، چه عادات و كليه آداب زندگانی مردم ایران شبیه مردم اسپانیا است.

سبب این امر تا یک اندازه همانند بودن اوضاع طبیعی در کشور است. لیکن قدری هم ارتباط خون و عرق در این مشابهت دخالت دارد، زیرا که قسمتی از مردم اسپانیا اعقاب ایرانی هایی هستند که همراه اعراب در موقع تسخیر اسپانیا به آن شبه جزیره رفته اند و در آن ناحیه دور از وطن برای خود شهری نظیر شیراز بنا کردند. مرحوم مجتبی مینوی مطلب اخیر را مردود می شمارد.

در اسپانیا زعفران را با برنج مصرف می کنند و نوعی پلو می پزند، و عجیب است که پلو زعفران را (پایلا) می گویند که شباهت زیادی به کلمه (پلو) فارسی دارد و پایلا یکی از غذاهای بومی اسپانیا است که جهانگردان به آن علاقه فراوان دارند.

نتیجه اینکه معرفی زعفران در تاریخ ایران و بسیاری از پدیده های علمی، طبی، نجوم، کشاورزی، صنعتی و معماری وسیله جامعه اسلامی آن روز به اسپانیا و اروپا صورت گرفته است که زیربنای تمدن غرب را پی ریزی کرده است و در این میان مسلمانان ایرانی کلیه استعدادهای علمی و تجربی خود را به منظور پیشرفت اسلام و جامعه مسلمانان خالصانه ارایه کردند.

بعدها زعفران از طریق اسپانیا و همچنین از راه آسیای صغیر به سایر نقاط اروپا معرفی شد؛ بنا به گفته Hakdenyt، یکی از زایرین پیاز زعفران را در جوف عصای خود مخفی کرده از تریپولی به انگلستان برد و در هیستن کمبریج شایر، و در Essex کشت گردید و کشتکاران انگلیسی آنرا Crokers نامیدند.

بطوریکه اکنون زعفران برای استفاده صنعتی در شبه جزیره بالکان، اسپانيا، اتریش و در ایتالیا کاشته می شود و در سویس و سایر نقاط مانند Brigne کاشته می شده است. همچنین در قاره آسیا کشورهای ایران و چین و هندوستان زعفران خیز می باشد. در قاره آمریکا تنها در ایالات متحده امریکا در سال های اخیر کشت زعفران رایج شده که رو به توسعه و افزایش است.

زعفران در تاریخ ایران از منظر شاعران

زعفران از نظر رنگ زیبا، عطر و طعم دلپذیر و خواص دارویی در نزد طبقات مختلف کشور از زمان های بسیار قدیم حداقل از زمان هخامنشیان کالایی شناخته شده بوده است. بهترین شکل ردیابی زعفران در تاریخ ایران بعد از اسلام را می توان در بین شاعران جستجو کرد.

زعفران در تاریخ ایران از منظر شاعران

١- ابوعبدالله رودکی سمرقندی (متولد اواخر قرن سوم هجری، وفات ۳۲۹ هق) از قدیمی ترین شعرای ایران است. در بین اشعار به جای مانده از او، این شعر خود نمایی می کند:

خم و خنبه پر زانده، دل تهی                           زعفران و نرگس و سرو سهی

با توجه به اینکه سخن سرایان ایرانی و پارسی گویان شبه قاره هند در اشعار و مضامین خود گاهی به اشتباه از کلمه معصفر به جای زعفران استفاده کرده اند. در حالی که عصفر به معنای گل رنگ یا کاجیره است و معصفر چیزی است که با کاجیره رنگ کرده باشند (در حال حاضر نیز برخی در هندوستان و پاکستان زعفران را معصفر میدانند) رودکی نیز در بیت زیر چنین سروده است

سرخی خفچه نگر از سرخ بید                         معصفر پوشش او خود سپید

۲- دقیقی طوسی مقتول به سال ۳۶۸ هق، در توصیف رنگ زعفران با مقایسه با زر یا سکه چنین سروده است.

زدو چیز گیرند مر مملکت را                           یکی پرنیانی، یکی زعفرانی

یکی زر ناب ملک بر نبشته                              دگر آهن آب داده یمانی

٣- حکیم ابوالقاسم فردوسی (۴۱۱ – ۳۲۹) در شاهنامه، ابیات زیادی در توصیف زعفران به مناسب های مختلف دارد که به چند مورد از آن ها اکتفا می شود.

الف – وقتی کیخسرو از توران به ایران باز آمد، ایرانیان شهر را آذین بستند و به این مناسبت زر و زعفران در مقدم او ریختند:

همه شهر یکسر بیاراستند                             می و رود و رامشگران خواستند

درم ریختند از برو زعفران                          چو دینار و مشک از گران تا کران

همچنین وقتی رستم پیروزمندانه از نبرد با افراسیاب باز می گردد، مراسم زیبایی برگزار می کنند

همه یال بیل از کران تا کران                          پر از مشک بوی و می و زعفران

بسی زعفران و درم ریختند                              زبر مشک و عنبر همی بیختند

ب- در منظومه یوسف و زلیخا حکیم طوس چهره زلیخای دل خسته را به زعفران تشبیه کرده است.

زلیخای دل خسته آگاه شد                              رخش زعفران و تنش کاه شد

۴-عنصری بلخی(متوفی ۴۳۱) به رنگ زرد زعفران توجه داشته است.

گفتم نشان ده از دهن ای ترک دلستان      گفتا: ز نیست، نیست نشان اندرین جهان

گفتم که زعفران شده رویم ز آب چشم           گفتا: کز آب زرد شود روی زعفران

5- قطران تبریزی (متوفی ۴۶۵) در مضامینی بدیع، از رویش خزانی گیاه زعفران و پدیدار شدن گل ارغوان در بهار سخن گفته و برای ممدوح خویش عمری دراز با ایامی خوش آرزو کرده است.

الا تا بود زعفران هر خزانی                                الا تا بود ارغوان هر بهاری

می زعفرانیت بادا به کف                          به پیش اندرون ارغوان رخ نگاری

6- ناصر خسرو قبادیانی (۴۸۱ – ۳۹۶): درباره زعفران در تاریخ ایران بخشی عنوان شده که توجه ویژه اعراب را به زعفران نشان میدهد. پس از معاویه تجملات و شکوه کاخ های اموی فزونی گرفت. خلفا آب نماها با حوض های درون کاخ های خود را به تقلید از آبدان های هخامنشی و ساسانی با شکوه بیشتر ساختند. اما به جای آب، آن ها را پر از نوشیدنی و زعفران می کردند. ناصر خسرو قبادیانی کاخ ولیدبن یزید را با آبگیر پر از آب و نوشیدنی و زعفران هزار سال پیش با اشعار زیر توصیف کرده است.

در باغ و راغ مفرش زنگاری                   پر نقش زعفران و طبر خون است

مشرق ز نور صبح سحرگاهان                    رخشان بسان طارم زریون است

گویی میان خیمه پیروزه                          پر آب زعفران یکی آهون است

زعفران در تاریخ ایران

7- منوچهری دامغانی (متوفی ۴۳۲) نیز اشاراتی به می زعفرانی دارد. منوچهری ساق دست ساقی زیبا روی را به ساقه ی سفید نی خیزران و وی را به رنگ زعفران تشبیه کرده بود و در عین حال به خاصیت می در آمیخته با زعفران که برای قلب و عروق مفيد است اشاره تلویحی کرده است.

می زعفرانی خور زدست بتی                     که گویی قضیبی است از خيزران

می زعفرانی که چون خوردیش               همه سوی دل راست چون زعفران

8- مسعود سعد سلمان (۵۱۵ – ۳۴۸): چون اسلافش به خاصیت خنده برانگیزی زعفران اشاراتی دارد.

زعفران اصلی بود مرخنده راهست این دلالت       هرکه او خندان نباشد، خنده اش آرد زعفران

چون خزان مر بوستان را زعفران داد ای شگفت      پس چرا بازایستاداز خنده، خندان بوستان

یا در بیت های زیر در خصوص مصارف زعفران و کاربردهای آن اینگونه توصیف نموده است:

خورد مگر زعفران که گشتش اندام زرد       اکنون شادی دهد دل را چون زعفران

گویی که کاروانی از زعفران تر                       آمد به باغ و باد بزد راه کاروان

باد بزان همی جهد اکنون از این نشاط      کش هست بی کرانه وبی مرز زعفران

9 – سنایی غزنوی (متوفی ۵۲۵) از شاعران عالیقدر قرن پنجم و ششم هجری است.

ای مسلمانان یکی تدبیر کار ما کنید            آن کناره کرده را اندر کنار ما کنید

لاله زارم زعفران شد بر رخان لاله رنگ     توده های زعفران از لاله زار ما کنید

زعفران خوار تازه روی بود                        زعفران سای یاوه گوی بود

10- انوری ابیوردی (متولد ۵۸۳هق) اهل ابیورد خراسان مضامین زیر از اوست.

رنگ عاشق چو زعفران باشد                      هر که عاشق بود چنان باشد

رنگ فارغ دلان به رنگ بود                     رنگ عاشق چو زعفران باشد

زعفران در اشعار ایرانی

11- نظامی گنجوی (۶۱۴ – ۵۳۰): از خصوصیات خاک زرد (طين اصفر) در داستان اسکندر پس از پیروزی بر داریوش و حرکت به سمت شرق آسیا می گوید:

ز هندوستان شد به تبت زمین                      ز تبت درآمد به اقصای چین

چو بر اوج تبت رسید افسرش                    به خنده درآمد همه لشکرش

بپرسید این خنده از بهر چیست             به جایی که بر خود بباید گریست

نمودند کین زعفران گونه خاک                کند مرد را بی سبب خنده ناک

عجب ماند شه زان بهشتی سواد              که چون آورد خنده ی بی مراد

12- خواجه نصیر الدین طوسی (۶۷۲ – ۵۹۷) که در اواخر قرن هفتم می زیسته نخستین کسی است که از زعفران ناحیه قهستان و بادغيس (واقع در افغانستان) یاد کرده و در توصیف چنین سروده است.

من اگر دل به تن بپوشم باری                      رخ چون زعفران به چه بپوشانم

خواجه نصیر، بهترین زعفران را زعفران قهستانی، بادغیسی و جاستی (جاسبی) دانسته است.

13– مولانا جلال الدین بلخی (متولد ۶۰۴ تا ۶۷۲ هق) متوفی در شهر قونیه، از شاعران و عارفان بزرگ، مضامین زیر در رابطه با زعفران از اوست:

سوی بیماران خود شد شاه مه رویان من         گفت ای رخ های زرد و زعفرانستان من

زعفرانستان خود را آب خواهم داد آب         زعفران را گل کنم از چشمه ی حیوان من

یا در اشعار

زعفران بر رخ خود مال اگر مه رویی        روی خوب ار بنمایی نخوری زخم قفا

از روی زرد همچون زعفرانم                        جهانی را مزعفر می توان کرد

14- حکیم نزاری قهستانی (۷۲۱ – ۶۴۵) اهل قريه فوداج از توابع بیرجند بوده و از سرایندگان بزرگ نیمه دوم سده هفتم و اوایل هشتم هجری محسوب می شود. نزاری هم عصر سعدی بوده و نقل است که این دو با هم دید و بازدید داشته اند و نزاری بیش از ۵ اثر شعری بسیار مهم داشته است. وی در مورد زعفران اشعاری دارد که به ذکر دو بیت از آنها اکتفا می شود:

تراست لعل گهر بار و در میان گوهر            میان لعل چرا کردهای نهان گوهر

به خنده چون لب یاقوت رنگ بگشایی         ز شرم زرد شود همچو زعفران گوهر

15- بسحق اطعمه: (متوفی در حدود ۸۳۰) از سخنوران نوآیین ایران در سده نهم است. بسحق همه چیز را از مطبخ می داند. بنابراین همه اشعار او بوی خوردنی می دهد. بسحق کرارا در اشعارش از پلوی زعفرانی به نام مزعفر یاد کرده است.

چراغ روی مزعفر به سفره چون شمعی است        که آفتاب به پروانه خواهد ازوی نور

میان ما و مزعفر محبت ازلی است          گواه، شربت قند و حلاوت عسل است

و یا در اشعار زیر دعایش قبول می شود و به پادشاه خوراکی ها منصوب و عنوان مزعفر پیدا می کند.

دعایش قبول آمد از آب روی                   دگر باره گشت آب قندش به جوی

مزعفر شد و تاج بر سهر نهاد                   اساس حکومت چه در خور نهاد

یا در دو بیت زیر

نرگس که شبیه است به چشم خوش دلبر   گویند که هست آن طبق تعمیم پر از زر

در دیده ی اسحق نه زر دارد و نه سیم      شش نان تنک دارد و یک صحن مزعفر

زعفران در تاریخ ایران و از منظر شاعران

16- عصمت بخاری: (متوفی ۸۲۹) شاعری ایرانی و در عهد تیموری می زیست و در نظم اشعار پیرو امیر خسرو دهلوی بود رباعی زیر از اوست:

گل بر رواق مينا هر صبح از آرزویت            از لعل می گشاید در بوستان دریچه

تا چشم من ببیند زلف و رخ تو زانست       از عاج و آبنوسی، بر زعفران دریچه

17- جمالی دهلوی: (متوفی ۹۴۳) داستان منظومی با نام مثنوی مهر و ماه، بر وزن خسرو و شیرین نظامی تشبیهاتی با کلمه زعفران دارد:

بهارش چون خزان بگرفت سردی گل                    سرخش، نموده میل زردی

زعنبر، ناردان بر زعفران ریخت                سرشکش، ارغوان با خیری آمیخت

در آن حالت بگشت از ناتوانی                       رخ چون ارغوانش زعفرانی

18- ظهوری ترشیزی (متوفی ۱۰۳۴) اهل کاشمر کنونی بوده و در بیجاپور هندوستان متوفی شده است مضمون زیر از اوست.

و به اشکی که غلطید بر ارغوان                 به رویی که خندید بر زعفران

که دیگر مکن بر نگاهت جفا                      به زنجیر نازش مفرسای پای

19- شیخ بهایی عاملی (۱۰۳۱ – ۹۵۳) دانشمند مشهور شیعه مولف خلاصه الحساب و کشکول، مدفون در صحن نو در جوار حضرت امام رضا (ع). شیخ بهایی متولد جبل عامل لبنان است. دو بیت شعر زیر از اوست.

گر نباشد اطاق و فرش و حریر              کنج مسجد خوش است و کهنه حصیر

گر مزعفر رود مرا از یاد                             سر نان جوین ، سلامت باد

20- حکیم شفایی اصفهانی: (متوفی در اصفهان ۱۰۳۰) از پزشکان و سخنوران عصر صفوی، در اشعار زیر به خاصیت درمانی زعفران در درمان مالیخولیا اشاره دارد.

مرا به بیع محبت به یک نگاه درآر        که همچو من نبود بنده ای در این بازار

شگفت نیست، اگر تخم غم برون آید       به طبله ای که درو زعفران کند عطار

زهی، مسیح که سو المزاج طبع مرا              مزاج معتدلی، رایگان فرستادی

علاج خشکی ماخولیا دماغ مرا             شراب و آب و گل و زعفران فرستادی

رنگ رخ من به زعفران می خندد              مرجان لبش به ناردان می خندد

21- محمد رفیع درمیانی: متخلص به لامع (متولد ۱۰۴۴) در منطقه در میان شهرستان بیرجند متولد شده، لیکن تاریخ و محل وفات وی نامشخص است. از او دیوان بزرگی به نام دیوان لامع باقی مانده است، تنها به ذکر یک دوبیتی از اشعار وی درباره زعفران اکتفا می شود.

نهال عشق در دل از ازل بالیده پنداری       قضا تخم محبت در دلم پاشیده پنداری

سرشک لاله گون بر چهره کاهی چو بارانم         همانا رشح خون بر زعفران باریده پنداری

22- علیرضا نعیم اصفهانی از شعرای قرن دوازدهم در بهاریه زعفران را این چنین توصیف کرده است:

درخت امرود بين نکهتی انگیخته       صراحی ای ساخته درو شکر ریخته

مشک و گل و زعفران بهم در آمیخته           مقابل آفتاب به شاخه آویخته

23- شاکر حیدر آبادی (متولد ۱۱۶۱) متولد هندوستان، لیکن اجدادش ایرانی و از ناحیه سهرورد بوده اند: اشعار زیر از اوست:

دمی که دلبر من گرم دلستانی بود                       جفا نمودن او ناز مهربانی بود

نیافتم متاع وصال نا یابش                       چه شد که در کف ما نقد زندگانی بود

جدا ز یار بهر چهار فصل باغ جنان                بهار گلشن من رنگ زعفرانی بود

24- لطفعلی بیک آذر بیگدلی: (۱۱۹۵ – ۱۱۳۴) مستوفی و نویسنده عادلشاه افشار، به نام کریم خان زند تذکره ای موسوم به آتشکده نوشته و یوسف و زلیخایی را نیز به نظم درآورده است.

روزی از روزهای فصل خزان                     که شدی زرد، برگ سبز رزان

زعفران زار گشته ساحت باغ                         باغ از خنده دلگشا چو چراغ

هر گیاهی که از چمن رسته                       روی خود زآب زعفران شسته

یوسف مهر، رفته در مهر آب                       چو زلیخا، درخت، زر ریزان

25- گرجی اصفهانی: (متوفی ۱۲۸۹) از شله زرد که به ویژه در ماه مبارک رمضان و ایام محرم پخت و اهدا آن به دیگران مرسوم است و یکی از اجزا رنگ کننده و خوشبو کننده آن زعفران است بشرح زیر یاد می کند.

از بهر برنج امسال بس رنج کشیدم من           مشهور همه لنجان معروف النجانم

کشتیم مزعفر را، هم عاشق و هم طالب    وین زردی رخساره حرفی است زبرهانم

زعفران و  اشعار شعرا
مصارف زعفران و اشعار شاعران درباره آن

26- راهب هروی: از شاعران قرن ۱۳ هجری است. او دو همسر یا کنیز داشت به اسامی زیبا و زعفران. دو بیت شعر در وصف این دو همسر است.

دو تن جاریه در سرای من است                      یکی نام زیبا و یک زعفران

ولی هر دو دارند در وقت کار              یکی ضعف دل و آن دگر ضعف ران

27- ناصرالدین شاه قاجار (متولد ۱۲۴۷، مقتول ۱۳۱۳ هق) ناصرالدین شاه شعر بلند بالایی خطاب به حكيم الممالک طبیب در بار دارد که به چهار بیت از آن اکتفا می شود.

ای حکیم الممالک سلطان                          که به شاگردیت سزد لقمان

گر معالج شوی به مسکینی                        ندهی فرق گوش از دندان

گر تو باشی طبیب، یک دو سه سال                کس نماند به خطه ایران

28- حریری تبریزی: (متولد ۱۳۲۴ هق) حریری ابیات بحتری شاعر عرب در قرن سوم را به فارسی برگردانده که تنها به ذکر سه بیت آن اکتفا می شود.

خود بلرزی چون به بینی صورت انطاکیه    رومیان مقهور ایران و آن شکوه لشکری

مرگ می بارد در آن میدان و در زیر درفش     هیکل نوشیروان پیداست با مستکبری

راست براندامش آن شاهانه رخت سبز رنگ       با سلحشوری خرامان بر سمندی زعفری

29- به چند بیت از اشعار حبیب خراسانی (م ۱۳۲۷ هق در مشهد) در باب زعفران در تار یخ ایران ذیلا اشاره می شود.

روزگاری است که از جور خزان فصل بهار        بار بر بست و به یک بار برفت از گلزار

از دم سرد خزان، روی چمن زرد چنانک    زعفران کرده، تو گویی به گلستان ایثار

زعفرانی نه، کز او خنده و شادی آید         زعفرانی که از او غصه و رنج آید بار

30- ابراهیم صهبا (۱۳۷۷ – ۱۲۹۱ هش) صهبا در بخش محولات تربت حیدریه متولد شد و در سال 1377 شمسی در تهران دارفانی را وداع گفت. از وی حدود ده دفتر شعری به یادگار مانده است. صهبا در پاسخ فریدون مشیری قطعه شعری گفته است. ۸ بیت آخر آن نقل می شود.

زعفران خواستی ز مخلص خویش       به خیالت که مفت و ارزان است

بی خبر ز آن که این متاع عزیز               حال دیگر به قیمت جان است

از ولایت دگر نمی فرستد کس              که به جای دوا و درمان است

همچو زر قیمتش گران شده است       نرخ شعر است آن که ارزان است

گر پلو هست زعفرانت نیست               خوردن زرد چوبه آسان است

زعفران هم تقلبی شده است             نه چنان پیش، رونق خوان است

خوش به حالت که سفره ات پهن است       مرغ و ماهی در آن فراوان است

گر تو از هجر زعفران نالی               خلق را در جهان غم نان است

31- جمال رضایی (۱۳۰۵ – ۱۳۸۰ هش) رضایی در بیرجند متولد شده است. استاد دانشگاه بود و به مقام معاونت وزارت فرهنگ و آموزش عالی رسید. رضایی چندین اثر از خود به یادگار گذاشته و در ضمن شاعر و ادیبی فاضل بود. رضایی چکامه ای در وصف خزان و مدح شادروان جلال الدین همایی با مضمونی زعفرانی دارد.

چوبر توفد این تند باد خزانی                    نماند به باغ از بهاران نشانی

فرو ریزد از شاخ و برگ درختان                 چو دینار گون سکه خسروانی

وز آن باد آورده کالای زرین                      بگیرد زمین زیوری زعفرانی

نگه کن به استاد فرزانه من                      به آن مرد نام آور اصفهانی

32- پوربهای جامی : قدیمی ترین سند کشت زعفران زراعتی در بیرجند در سروده های پوربهای جامی متوفی اواخر قرن هفتم هجری می توان یافت. او چنین می سراید:

قطعه دیگر از آن بنده برد                                  در نشابور آن پلید بد سیر

خواند بر ترشیزیان و یک منی                           زعفران بیر گندی کرد جر

پوربها در ابیات خود به هجو شاعری پرداخته که قطعه شعری از او را در نیشابور ربوده و برای ترشیریان (کاشمریان) به نام خود خوانده و با جر (چاپلوسی و شیرین زبانی) از ترشیزیان یک من زعفران بیرجندی گرفته است.

همانطور که در بخش زعفران در تاریخ ایران دیدم شاعران مختلف ایرانی در اشعار و نوشته های خود اشارات مکرری به زعفران نموده اند و مصارف و خواص درمانی و دارویی و زیبایی زعفران را به زیبایی توصیه نموده اند.

دسته بندی زعفران
اشتراک گذاری

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+926 محصولات
+1647 سفارشات تکمیل شده
+2187 کاربران
+4751 مطالب وبلاگ
سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود به سایت