حس بویایی زنبورعسل

کاربر ۱۰کاربر ۱۰
2,357 بازدید
حس بویایی زنبورعسل

حس بویایی زنبورعسل (Odour)

پروفسور ون فريش، علاوه بر تحقیقاتی که روی قدرت تشخیص رنگها و اشکال مختلف زنبورعسل به عمل آورد، توانایی و حس بویایی زنبورعسل در تشخیص بوها  را نیز بررسی کرد.

آزمایشهای وی با روش های ساده قابل تکرار است و هر فردی که این آزمایش‌ها را انجام دهد. به این نتیجه خواهد رسید که زنبور عسل قادر است بسیاری از بوها را تشخیص دهد. یکی از آزمایش ها ون فریش را می توان به شرح ذیل تکرار کرد:

در یک روز آفتابی بدون باد در چند صد متری کندوی زنبور عسل، یک محل غذاخوری ایجاد می کنیم. در این محل یک میز و روی آن یک ظرف شربت قرار می دهیم. پس از مدتی چند عدد زنبور به سمت آن جلب شده و مقداری از شربت را مکیده و با خود به کندو می برند.

زنبورهای شربت خورده در کندو با انجام رقص های مخصوص، تعداد دیگری از زنبورها را با خود همراه کرده و به زودی به سمت محل تغذیه بر می گردند. تکرار رفت و آمد دایمی آنها از کندو به طرف ظرف شربت و بالعکس به ما این امکان را میدهد که آزمایش های خود را عملی کنیم.

در یک جعبه مقوایی که سوراخی برای رفت و آمد زنبورها در آن تعبیه شده است، ظرف شربت خوری کوچکی قرار می دهیم. پس از اینکه زنبورها یادگرفتند که برای دستیابی به شربت باید داخل جعبه شوند، شربت آنها را با ماده‌ای معطر مثلا عطر گل یاسمن آغشته کرده و اجازه می دهیم تا رفت و آمد زنبورها به مدت ده روز ادامه یابد.

پس از ۱۰ روز، به جای یک جعبه، چند جعبه هم شکل در همان محل قرار می دهیم که تنها یکی از آنها حاوی ماده‌ای با بوی موردنظر است. ملاحظه شد که زنبورها آن جعبه را به راحتی پیدا می کنند و برای خوردن شربت وارد آن می شوند.

حال می توانیم با این روش از قدرت حس بویایی زنبورعسل بیشتر آگاهی یابیم و بفهمیم که بینی زنبور عسل تا چه حد کارآیی دارد. ما می توانیم حتی قدرت حس بویایی زنبورعسل را با قدرت حس بویایی انسان مقایسه کنیم. برای گرفتن این نتیجه، باید زنبور عسل را مجبور کنیم که بوی مورد نظر ما را از بین بوهای دیگر تشخیص دهد.

حس بویایی زنبورعسل

آزمایش معلوم شد که زنبورها به تمام جعبه ها سر زدند، ولی فقط به جعبه ای که در آن عطر گل یاسمن بود وارد شدند و به جستجوی غذا پرداختند. در مورد جعبه هایی که بوی عطر داخل آنها با بوی عطر یاسمن تفاوت عمده‌ای داشت، زنبورها تنها با پرواز بر بام آنها توانستند بوی محتویات آنها را تشخیص دهند و بدون نیاز به نشستن روی آنها، به سراغ جعبه های دیگر رفتند.

اما در مورد جعبه هایی که محتویات آنها عطرهایی با بوهای بسیار مشابه هم داشتند، زنبورها در وهله اول قادر به تشخیص بوی مورد نظر نبوده و مجبور شدند وارد آن جعبه‌ها شوند تا به دقت بوی مورد نظر خود را تشخیص دهند.

در این آزمایش از عطر گل یاسمن ساخت ایتالیا و ساخت فرانسه به عنوان دو نوع عطر با بوهای بسیار مشابه هم استفاده شد که از قبل زنبورها به عطر گل یاسمن ساخت فرانسه عادت داده شده بودند. زنبورها نتوانستند تنها با پرواز بر فراز جعبه های این دو عطر، بوی مورد نظر را تشخیص دهند، لذا وارد هردو جعبه شدند و پس از مدتی توانستند عطر مطلوب خود؛ یعنی، عطر گل یاسمن ساخت فرانسه را تشخیص دهند.

در حقیقت می توان ادعا کرد که در مورد تشخیص بوها، زنبور عسل قابلیت کم و بیش مشابه انسان دارد، زیرا با قدری صرف وقت، زنبور عسل می تواند دو بوی بسیار نزدیک هم؛ مثل، عطر گل یاسمن ایتالیایی و فرانسوی را از هم تمیز دهد و در مورد انسان نیز چنین تشخیصی فقط توسط افراد خبره؛ یعنی، افراد عادت کرده یا کارکرده با یک عطر خاص قابل انجام است و افراد عادی که به طور معمول از عطر خاصی استفاده نمی کنند، قادر به تشخیص بوی عطرهای هم بو نیستند.

قدرت حس بویایی زنبور عسل

به طور کلی از این نوع آزمایش ها می توان نتیجه گرفت که اگر زنبور عسل را به بوی عطر خاصی عادت دهیم، به خوبی می تواند آن را به خاطر بسپارد و بین آن عطر و سایر عطرها با اطمینان زیاد فرق بگذارد. به همین دلیل، زنبور عسل در طبیعت به گلی که روی آن فعالیت می کند وفادار است و در اصطلاح، به این حشره لقب «ثابت گل» را داده اند.

در حقیقت، در مزارع اطراف زنبورستان؛ یعنی، در حيطه شعاع پرواز زنبورها ممکن است تنوع زیادی از گیاهان گلدار وجود داشته باشد که عطر گل هر یک از این گیاهان با سایرین متفاوت است.

اما زنبور عسل یک حشره هرجایی نیست که در فصل جمع آوری شهد و گرده در پروازهای مختلف سراغ گل های مختلف برود، بلکه وقتی به یک بوی خاص عادت کرد، تنها روی گلی می نشیند که همان بو را بدهد. روی همین اصل،علی‌رغم وجود گیاهان مختلف در یک منطقه، می توان ادعا کرد که عسل تولید شده مربوط به چه گیاهی است.

با دقیق شدن به نحوه چرای زنبورهای عسل در یک مرتع پرگل، متوجه خواهیم شد که زنبورها مرتب از روی یک گل به گل دیگر پرواز می کنند. این پروازها بی هدف نبوده، بلکه طبق قاعده ویژه‌ای انجام می شود. به عبارت دیگر، تمام زنبوران یک کندو شهد و گرده یک نوع گل را جمع آوری می کنند، مثلا از یک گل شبدر به گل شبدر دیگری از همان گونه پرواز می‌کنند. و به گلهای دیگر توجهی ندارند.

البته زنبورهای متعلق به کندوهای دیگر ممکن است روی گونه دیگری از گیاهان فعالیت کنند، ولی عموما زنبوران هر کندو، به گل مورد وفادارند؛ یعنی، ممکن است زنبورهای یک کندو فقط روی گل یونجه و زنبورهای کندوی دیگر روی  گل سیب فعالیت کنند. به همین دلیل رنگ و طعم عسل در شانهای کندو به ما می‌فهماند که زنبورهای آن کندو روی چه نوع گلی کار کرده اند.

پرواز زنبورها

گاهی قبل از پرشدن حجره های یک شان، گل های موجود در طبیعت که زنبورها روی آن کار کرده اند، تمام می شود؛ در این گونه مواقع، زنبورهای چنین کندوهایی مجبور می شوند برای کامل کردن کار خود، گل دیگری را انتخاب کنند و مابقی حجره های شان های کندوی خود را با آن گل پرکنند.

در هر صورت تا گل مورد چرای زنبورها تمام نشود، زنبوران یک کندو سراغ گل های دیگر نمی روند. وقتی زنبورهای یک کندو به اجبار شان ها را با دو نوع یا بیشتر شهد و گرده گل پرکنند، در آن کندو با شانهای دورنگ مواجه خواهیم شد که می توان با اطمینان از صفت ثابت گلی زنبورهای عسل، طعم و نوع گل های مورد استفاده را تعیین کرد.

ثابت گلی زنبوران عسل هم به نفع زنبورهاست و هم به نفع گل ها، زیرا با این خصوصیت زنبورها، عمل گرده افشانی گل ها به بهترین وجه ممکن انجام می شود. انسان نیز با اطمینان از این صفت زنبور عسل، وقتی به تعداد کافی کندوی زنبور عسل در مزرعه یا باغ خود مستقر می کند، از گرده افشانی کامل محصولات خود مطمئن می شود.

در واقع براساس همین غریزه طبیعی است که زنبور عسل هنگام جمع آوری شهد، گرده های هر گل را روی مادگی همان نوع گل انتقال می‌دهد و آنها را بارور می‌کند و باعث ازدیاد محصول، به خصوص محصول درختان میوه می شود.

حال اگر زنبور عسل «ثابت گل» نبود و مثلا از روی گل شبدر روی گل گیلاس پرواز می کرد، نه گل گیلاس بارور می شد و نه گل شبدر؛ زیرا انتقال گرده گل شبدر روی مادگی گل گیلاس نتیجه ای ندارد و باعث بارور شدن و تبدیل شدن گل به میوه نخواهد شد.

در واقع علاوه بر برتری های دیگر زنبور عسل در کارآیی گرده افشانی نسبت به سایر حشرات گرده افشان، صفت ثابت گلی زنبور عسل یکی از مؤثرترین کارایی‌های زنبور عسل در عمل گرده افشانی گیاهان گلدار است.

ثابت گلی زنبور عسل

سرعت عمل زنبور عسل در پیدا کردن گل مورد علاقه خود در مزارع، مراتع، دشت ها و باغهایی که ممکن است در آنها گل های دیگری با همان رنگ وجود داشته باشد، انسان را وا می دارد که عامل اصلی یا عواملی که به زنبور عسل در یافتن گل موردنظرش کمک می کنند، چه هستند؟

آیا این عامل رنگ گل است یا بوی آن یا هردو؟ قطعا رنگ گل کمک مؤثری باشد، اما وقتی در یک منطقه گل های هم رنگ متعدد وجود داشته باشد باید قبول کرد که تحت این شرایط فقط بوی گل است که زنبور را هدایت می کند. لذا باید پذیرفت که زنبورعسل قدرت فوق العاده ای در تشخیص بوی انواع گل ها دارد و از این قدرت در پیدا کردن گل موردنظر خود از بین گل های هم رنگ استفاده می کند.

قدرت حس بویایی زنبورعسل را می توان با آزمایش دیگری نیز بررسی کرد. در این آزمایش، زنبورها را به بوی خاصی مثل، بوی عطر گل پرتقال عادت می دهیم و سپس عطر پرتقال را در یک جعبه و بین تعدادی جعبه دیگر (مثلا ۳۰ جعبه دیگر) با عطرهای متفاوت قرار می دهیم، زنبور جعبه حاوی عطر گل پرتقال را از بین ۳۰ جعبه پیدا می کند. بار دوم، عطر پرتقال را رقیق می کنیم و بین بقیه عطرهای قبلی می گذاریم.

پس از مدتی زنبورها آن را هم پیدا می کنند. هر بار عطر پرتقال را رقیق تر کرده و آزمایش را تکرار می کنیم. بالاخره به تدریج عطر پرتقال آن قدر رقیق می شود که زنبور دیگر قادر به پیدا کردن جعبه موردنظر نخواهد بود. این آزمایش را می توانیم با خودمان هم انجام دهیم تا به قدرت بویایی خود در مقایسه با حس بویایی زنبورعسل پی ببریم.

تاکنون نظیر چنین آزمایشی بارها و توسط افراد مختلف انجام شده و پیوسته یک نتیجه به دست آمده و آن این است که وقتی انسان به علت رقیق شدن بیش از حد یک بو دیگر قادر به تشخیص آن بو نیست، زنبور عسل نیز نمی تواند آن بو را تشخیص دهد و بالعكس. لذا این نتیجه معقول به دست می آید که قدرت حس بویایی زنبورعسل معادل قدرت بویایی انسان است. قدرت بویایی برخی از حیوانات؛ مثل، سگ یا آهو از قدرت بویایی انسان بسیار قوی تر است.

چگونه بو و رنگ روی زنبورعسل اثر می گذارد و آن را جلب می‌کند؟

چگونه بو و رنگ روی زنبورعسل اثر می گذارد

این موضوع در درجه اول با شدت عطر و پررنگی گلها ارتباط دارد، ولی به طور کلی می توان گفت که زنبور عسل از فاصله دور از طریق رنگ گلها به سمت آنها راهنمایی می شود و پس از نزدیک شدن به گل با کمک بو و عطر آن می تواند تشخیص دهد که آیا چنین گلی همان گل مورد نظرش هست یا نه.

آیا تا به حال فکر کرده اید که زنبور عسل چگونه بوها را درک می کند و از هم تشخیص می دهد؟ ما انسان ها توسط بینی خود بوها را حس می‌کنیم، ولی به راستی بینی زنبور عسل کجاست؟

در یک آزمایش هشت بند انتهای شاخک‌های زنبور عسل را قطع و جدا میکنیم. با این عمل، زنبور دیگر قادر به درک بوها نخواهد بود. اما وقتی هشت بند انتهایی یکی از شاخک‌ها و هفت بند انتهایی شاخک دیگر برداشته شود، زنبور هنوز می تواند بو را درک کند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که مهم ترین گیرنده های حسی بوها در بند هشتم به بعد از شاخک‌ها و به طرف سر قرار دارند.

ساختمان دستگاه بویایی زنبور عسل با ساختمان عضو بویایی انسان فرق دارد. عضو بویایی انسان در انتهای داخلی حفره های بینی قرار دارد که در آنجا تعداد زیادی از عصب ظریف و حساس ریشه دوانده اند. بوی یک ماده در ترکیب با هوای دم به عضو بویایی می رسد و اعصاب بویایی یعنی، نوع بو را تشخیص داده یا و پیام این تشخیص یعنی نوع بو یا نام ماده مولد آن بو را به به دستگاه مرکزی اعصاب منتقل می کنند.

حشرات و زنبور عسل فاقد بینی هستند و مجاری تنفسی آنها در دو طرف بدنشان قرار دارد که این مجاری اعضای بویایی نبوده و کمکی از این لحاظ به حشرات نمی کنند. اعضای بویایی حشرات که در زندگی آنها بسیار اهمیت دارد، در شاخک‌ها؛ یعنی، قسمت جلوی سر قرار دارند و اعصاب بویایی از مغز به داخل شاخکها کشیده شده اند.

ساختمان دستگاه بویایی زنبور عسل

از آنجا که سطح بدن حشرات و نیز سطح شاخک‌هایشان از یک لایه سخت و شکننده با تن پوشیده شده است، باید روی شاخکها، سوراخهای بسیار ریزی وجود داشته تا از طریق آنها مواد بویایی عبور کرده و به اعصاب بویایی برسد.

در فاصله بین سوراخ‌های بویایی، موهای بسیار ریز به طور فراوان دیده می شود که این موها اعضای لامسه زنبور عسل را تشکیل می دهند. بنابراین شاخک‌ها نه تنها اعضای بویاییاند، بلکه اعضای لامسه زنبورعسل نیز هستند که این موضوع خاصیت عجیبی را در زنبورهای عسل به وجود آورده است.

بوی یک ماده یا جسم به هر شکلی که باشد (کروی، مکعبی، کوتاه، دراز یا هرشکل دیگر)، توسط انسان به عنوان یک بو درک می شود و از بو، فقط بو درک می شود نه ویژگی دیگری از آن ماده یا جسم. در واقع بوی هر جسم در ترکیب با هوا و در هنگام تنفس (دم) به داخل بینی ما نفوذ کرده و در آنجا با اعصاب بویایی تماس یافته و آنها را تحریک می کند. اما هیچ رابطه ای بین شکل جسم فرستنده بو و عضو بویایی ما وجود ندارد. در زنبور عسل، عضو بویایی فقط عضو بویایی نبوده، بلکه عضو لامسه نیز هست.

وقتی زنبور در فضای تاریک داخل کندو با شاخک‌هایش بوی موم حجره‌های شانها را حس می کند، دقیقا تشخیص می دهد که این حجره ها خالی هستند یا داخل آنها تخم، لارو یا عسل وجود دارد. در این هنگام حس بویایی و لامسه که هر دو عضو در کنار یکدیگر و روی شاخک‌ها قرار دارند باهم به کار می افتند و زنبور عسل در یک زمان هم از بو و هم از شکل سلول ها و هم از محتوای آنها آگاه می‌شود. در نتیجه زنبور می تواند ضمن بوییدن اجسام، شکل و ابعاد آنها را نیز تشخیص دهد.

وقتی ما یک شان مومی پر از حجره های شش ضلعی را به بینی خود نزدیک کنیم یا یک موم تصفیه شده کروی شکل را بو کنیم، هردوی اینها بوی موم خواهند داد و ما با چشم خواهیم توانست به شکل دونوع موم بوییده شده پی ببریم. حال آنکه وقتی زنبورعسل موم‌ شان را می بوید، تشخیص می دهد که موم‌ شان است و وقتی تکه مومی را ببوید، دقیقا بوی آن را با همان شکلی که دارد،، تشخیص می دهد. لذا حس بویایی زنبورعسل ممکن است ازحس بویایی انسان قوی تر و کامل تر باشد.

هم پلاستیکی بوکردن اجسام؛ یعنی، بوییدن و درک بو توام با احساس دقیق شکل جسم بوییده شده (بدون دیدن آن)برای ما مشکل است، چون چنین حسی در ما وجود ندارد و ما تنها با بوییدن نمی توانیم به شکل یا سایر خواص فیزیکی اجسام پی ببریم، ولی برای زنبور عسل که بیش از نیمی از زندگی اش را داخل کندوی تاریک می گذراند و دیدن در آنجا ممکن نیست، وجود حس بویایی زنبورعسل اهمیت حیاتی دارد.

حس چشایی زنبور (Taste)

حس چشایی زنبور

زنبور عسل نیز مانند انسان قادر است چهار مزه اصلی؛ یعنی، شیرینی، شوری، ترشی و تلخی را تشخیص دهد. برای مثال، اگر مقدار زیادی نمک را به یک شربت شکر اضافه کنیم، زنبورها شربت را نخواهند خورد. نحوه تشخیص مزه ها توسط زنبور عسل با انسان کاملا متفاوت است و در موارد مختلف از شدت و ضعف برخوردار است.

مثلا مزه شیرینی را انسان نسبت به زنبور عسل با درصد شکر کمتری در یک شربت احساس می کند. به عبارت دیگر برای تحریک شدن حس چشایی زنبور عسل ، به شکر بیشتری احتیاج است.

اگر درصد قند شهد کم باشد، پس از مدتی داخل حجره‌ها كپک زده و فاسد می شود. بنابراین حس بویایی زنبورعسل نسبت به مزه شیرینی از روی حکمت ضعیف خلق شده است تا این حشره شهدهای کم قند را جمع آوری نکند. گیاهان هم از این لحاظ به زنبور عسل کمک کرده و شهدهایی را به وسیله گل هایشان ترشح می کنند که معمولا حاوی ۴۰ تا ۷۰ درصد مواد قندی باشند.

در مزرعه، زنبوران کاوشگر تمایل دارند که روی منابع غنی تر شهد کار کنند. به همین دلیل برای گرده افشانی گلابی مشکل وجود دارد، زیرا گلابی شهدی تولید می کند که فقط حاوی ۱۰ تا ۱۵ درصد مواد قندی است، در حالی که شهد سیب، گل قاصد و منابع دیگری که در همان زمان به گل نشسته اند، حاوی مقادیر بیشتری از مواد قندی‌اند.

در مورد تشخیص مزه تلخی نیز بین انسان و زنبور عسل تفاوت وجود دارد. به طور مثال اگر مقداری گنه گنه ۱ (Quinine) به شربت شکر اضافه شود، این شربت به طور فزاینده‌ای برای انسان تلخ خواهد بود. اما زنبورها مانند زمانی که از شهد گلها استفاده می کنند. به مکیدن و تغذیه از چنان شربتی ادامه می دهند. در مقابل سایر مواد تلخ مزه نیز زنبوره کمتر از انسان حساسیت نشان می دهند.

دسته بندی پرورش زنبور عسل
اشتراک گذاری

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+926 محصولات
+1647 سفارشات تکمیل شده
+2187 کاربران
+4751 مطالب وبلاگ
سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود به سایت