کاهش غلظت خون با زالو درمانی

کاربر8 کاربر8
38 بازدید
کاهش غلظت خون با زالو درمانی

در بررسی های انجام گرفته در مورد کاهش غلظت خون با زالو درمانی مشخص شده ،که در افراد با غلظت خون بالا مثلا Polycythemia پس از هر بار حجامت، به طور معنی داری کاهش Hemoglobin وهماتوکریت اتفاق خواهد افتاد . جالب است بدانید که این اتفاق در بیماران Anemic و یا بیماران با هموگلوبین نرمال نخواهد افتاد.

 یعنی اگر بیمار پلی سایتمی داشته باشد، حجامت باعث کاهش هموگلوبین خون و بالطبع اصلاح Polycythemia خواهد شد ولی اگر بیمارAnemic باشد حجامت در سطح هموگلوبین خون تغيير قابل توجهی ایجاد نخواهد کرد و در واقع حجامت بسته به فیزیولوژی بدن میزان هموگلوبین را تنظیم می کند.

نکته دیگر این که در بررسی مقایسه ای با گروه شاهد معلوم شد که: میزان کاهش هموگلوبین در حجامت بیش از میزان آن در اهداء خون می باشد در حجامت حدود ۵۰ الی ۷۰ میلی لیتر و در انتقال خون ۳۵۰ الی ۵۰۰ میلی لیتر خون تخليه میشود.

 در مورد کاهش غلظت خون با زالو درمانی علاوه بر این اثر که می تواند فقط ناشی از خونریزی قلمداد شود؛ بزاق زالو هم مزید بر علت خواهد بود.

نمونه قابل ذکر دیگرErythrocytosis, Polycythemia است. نوع اولیه آن ناشی اختلالات ریوی و قلبی، Tumoralشدن مراکز زاینده گویچه های سرخ و … است.

نوع ثانویه آن اغلب بدلیل Hypoxia کمبود اکسیژن ناشی از زندگی در ارتفاعات، آلودگی هوای شهرها، سیگار کشیدن و … است.

 صرف نظر از پاتوفیزیولوژی متفاوت نوع اولیه , ثانویه و برخی افتراقات، .. یک سری عوارض و علایم در آنها ایجاد می شوند که عبارتند از: اولا افزایش و تراکم گلبول های قرمز موجب افزایش Viscosity خون خواهد شد.

در اجرای کاهش غلظت خون با زالود درمانی ، Viscosity بالا موجب کندی جریان خون در عروق می گردد و مویرگ های فراوانی در سراسر بدن توسط خون غلیظ مسدود خواهند شد.

زالو درمانی و کاهش Viscosity خون

 لذا تبادلات اکسیژن و دی اکسید کربن و بسیاری Metaboliteها و محصولات متابولیکی خون با بافت ها و ارگانها دچار اختلال خواهند شد.

 بیمار دچار حالاتی مانند سردرد، سرگیجه، خستگی زودرس، خون دماغ، اسپاسم های عضلانی، Paresthesia گزگز و مورمورشدن، خواب رفتن اندام ها عوارض Thromboembolism و … خواهد شد.

این عوارض با کاهش Visoosity خون بوسیله زالو درمانی تخفیف یا بهبود خواهند یافت. نکته دیگر این که افزایش گلبولهای سرخ موجب افزایش تبدیل Oxyham oglobin به Hemoglobin احیاء شده و ایجاد ترکیبات Nonfunctional hemoglobin مثل Carboxy hemoglobin , Methemoglobin و Sulfhemoglobin می گردد.

 این امر منجر به Hypoxia و Cyanosis محیطی و مرکزی شده و بالأخره با افزایش فشارشریان ریوی و افزایش بار Loading  بطن راست، ایجاد پرفشاری خون H.T.N نارسایی قلبی H.F وC.H.D خواهند کرد.

نمود ظاهری این Cyanosis کبودی چهره و لبها، گلگون بودن صورت و گوش ها رنگ آبی این Hemoglobin های احیاء شده، رنگ قرمز Oxyhemoglobin را می پوشاند .

 H.F , C.H.D و H.T.N زمینه را برای اختلالات ریوی فراهم می کنند و اختلالات ریوی و نقص تبادلات اکسیژنی، Polycythemia را تشدید کرده و نیز از طرفی بیماری قلبی را تشدید می کنند و یک چرخه معیوب Feedbaok منفی ۳ طرفه شکل می گیرد که هر سه ضلع آن موجب تشدید و توسعه یکدیگر می شوند.

زالو درمانی این حلقه معیوب را از هر ۳ضلع برش می دهد.

زالو درمانی و ایجاد تعادل هورمونی

زالو درمانی و ایجاد تعادل هورمونی

برخی از بیماری های هورمونی و شکایات بالینی ناشی از اختلالات هورمونی تا حد قابل توجهی پس از زالو درمانی، رو به بهبودی می روند.

 در مطب های زالو درمانی، زالو اندازی بر روی تیروئید، تخمدان ها، سر برای Hypophysis و Hypothalamus و … بسیار رایج است؛ اما نتایج تقریبا هیچ وقت به Format علمی گزارش نشده اند.

در بیماری های تیروئید، حجامت گرم و خشک و حجامت تر تأثیر بسزایی در درمان دارد.  در بیماران هم با پر کاری و هم با کم کاری تیرویید، موارد متعددی وجود دارد که داروهای شیمیایی آنان قطع شده و با حجامت های خاص، کاملا بهبود یافته و آزمایشگاه نیز آنرا تأیید کرده است. سطح هورمونهایT3، T4 و T.S.H آنان نرمال شده است.

  تنظیم ترشح هورمون های تیرویید T3 و T4 توسط  T.S.H هیپوفیز قدامی صورت می گیرد و خود T.S.H تحت کنترلT.R.H مترشحه از هیپوتالاموس می باشد.

یکی دیگر از فرضیات، تنظیم ترشح  T.R.H از طریق ارتباطات سیستم Autonomicاست ;که خودش توسط زالو درمانی قابل تنظیم است .

باتوجه به نقش فراگیری و محوری هورمون های تیرویید در متابولیسم کربوهیدرات ها، چربی ها، فسفولیپیدها، ویتامین ها، متابولیسم پایه، تنظیم وزن بدن، جریان خون در عروق، تنظیم ضربان و برون ده قلب و حجم خون و فشار شریانی، تنظیم تنفس، اعمال لوله گوارش،Force عضلات، خواب، غدد تناسلی، رشد بدن، تنظیم ترشح سایرهورمون های غدد درون ریز و… یکی از محورهای مهم تحقیقاتی در سطح علوم پایه و بیو شیمی،قطعا بایستی روی اثرات زالو درمانی در تنظیم غده تیرویید باشد.

ازطرفی طی روند زالو درمانی غده تیرویید مشاهده می شود که سرعت تغییرات Function تیرویید تعدیل پرکاری تیرویید و تحریک کم کاری تیرویید بیشتر شده و حتی در کاهش سایز تیرویید بیماران مبتلا به گوآتر و گره های تیرویید نیز نتایج درمانی شایان توجهی به چشم می خورد.

روند زالو درمانی غده تیرویید

 در واکاوی اثرات کاهش غلظت خون با زالو درمانی بنظر می رسد خلا نسبی و بزاق زالو موجب اتساع عروقی و به نوعی افزایش گردش خون موضعی و دسترسی بیشتر سلول های تیرویید به ید، آنزیم ها و سایر کوفاکتورها و پیش سازهای لازم برای سنتز Thyrog0lobulin می گردد.

 یون یودور بایستی توسط آنزیم Peroxidase و آب اکسیژنه ی همراه اکسیده گردد؛ که احتمالا افزایش گردش خون موجبات افزایش اکسیژناسیون و تشکیل پراکسیداز و H2O2 را فراهم می کند.

این فرضیه با علم به این موضوع که غده تیرویید پس ازغده آدرنال، پرخون ترین و دارای بیشترین سیکل و گردش خون در هر دقیقه پنج برابر وزن خود در بین غدد، ارگانها و بافت های بدن می باشد؛ تقویت می گردد و نشانگر آن است که وفور خون در غده تیرویید برای کارکرد بهتر آن امری لازم است و با افزایش گردش خون، قاعدتا انتظارعملکرد بهتر تیروئید را می رود.

چون زالو و حجامت در کم کاری و پر کاری هر دو استفاده می گردند؛ بفرض اثبات اثر باید مکانیزم های بیشتری را جستجو نمود. در یک مطالعه، ۱۰ بیمار دارای Indication توجيه Thyroidectomy جراحی و برداشتن تیرویید فقط حجامت شده اند و ۱۰ نفر بیمار دیگر با شرایط مشابه به عنوان گروه شاهد Thyroidectomy شده اند.

 در Follow up یک ساله، بهبود علایم بالینی و متعادل شدن هورمون ها در بیماران حجامت شده نسبت به بیماران جراحی شده، بهتر و بالاتر بوده است.

 در سطح هیپوفیز، حجامت احتمالا قادر به افزایش هورمون رشد Growth hormone می باشد.  زیرا پس از حجامت بخصوص کودکان، معمولا بطور آشکار جهش رشد را شاهد خواهیم بود.

Catecholamine های Dopamine و Serotonin که هر کدام از آنها بوسیله یک سیستم نورونی متفاوت در Hypothalamus ترشح می شوند؛ میزان ترشح هورمون رشد را افزایش می دهند.

زالو و حجامت در کم کاری و پر کاری

 استنتاج دور از منطقی نخواهد بود اگر بپذیرید که حجامت با افزایشSerotonin و Dopamine و تحریک Hypothalamus توسط سیستم های اتونوم، باعث افزایش هورمون رشد می گردد.

در مورد اثر هورمون رشد در ایجاد تأخیر در روند پیری گفته های مختلفی وجود دارد. پس حجامت های متوالی و منظم اگر بتواند هورمون رشد را در سطح بالاتری نگاه دارد؛ علاوه بر نقش تنظیمی که در ترشح انسولین و Lipolysis چربیها، متابولیسم پروتیین ها، افزایش ترمیم و رشد عضلات و استخوانها و بافت های غضروفی ایفا خواهد کرد؛ در کاهش روند پیری در سطح سلولی و سطوح عضلات، پوست و .. تأثیر قابل توجهی خواهد داشت.

در سطح هورمونهای جنسی نیز به طور معمول پس از حجامت شاهد تغییرات بالینی در بیماران هستند که حکایت از تعادل و تنظیم هورمونی دارد. مثلا Acne و بثورات پوستی بالغين و جوانان که پس از حجامت تا ٪ ۸۷ بهبودی کامل گزارش شده است.

می دانید که اختلالات هورمونهای جنسی جزو Etiologyهای اصلی Acne مطرح است و احتمالا به نوعی تنظیم هورمونها توسط حجامت صورت گرفته است که Acneها در نوجوانان و جوانان این گونه بطور قاطع درمان می شوند.

از سوی دیگر موارد Azoospermia وOligospermia طيف هایی از کاهش تعداد اسپرم در آقایان نیز بوده که با تکرار حجامت، آزمایش Sperm ogram آنها روبه حد نرمال رفته و نهایتا پس از سالها ناباروری توانایی باروری یافته و هم اکنون صاحب فرزند می باشند.

در سندرم قبل و حین یائسگی علائمی مثل تعریق، اضطراب، تپش قلب، گرگرفتگی، اختلالات خواب و درد و سوزش های مبهم عضلات اسکلتی و … که ناشی از کاهش یا قطع سطح هورمون Estrogen وProgesterone هستند، معمولا با انجام یک تا ۳ مرحله حجامت بهبودی نسبی تا کاملی را گزارش می نمایند.

پیرامون افزایش میل جنسی، ناتوانی جنسی، انزال زودرس، اختلالات قاعدگی، کیست های تخمدانی، Fibroma رحمی، موهای زائد، بان و صورت در خانم ها و … گزارشات فراوان و جمع بندی های آماری قابل اتکایی مبنی بر درمان و کنترل این حالات و بیماری ها وجود دارد؛ که همگی دلالت بر نوعی تنظیم هورمونی متعاقب حجامت دارند.

اثر تنظیمی زالو درمانی روی سیستم اتونوم

 همینطور در افزایش هورمون Prolactin نیز موارد درمان شده با حجامت گزارش شده است. Testosterone در مردان و استروژن و پروژسترون در زنان مسئول اصلی رشد و تکامل سیستم تناسلی و توانایی بروز رفتارهای جنسی می باشند.

 این ها خود تحت تأثیر هورمون های L.H وF.S.H و خود هورمونهای L.H و F.S.H تحت تأثیر Gonadotropin های هیپوتالاموس می باشند.

 فرضیه مطرح در اینجا همان ارتباط میان شبکه های بالارونده اتونوم به سمت هیپوتالاموس و اثر تنظیمی زالو درمانی روی سیستم اتونوم است.

 همچنین با توجه به اثر زالو درمانی بر Acetylcholine و نقش پایه ای Acetylcholine در کار کردهای سیستم لیمبیک وهیپوتالاموس، به نحوی ارتباط میان زالو درمانی و تنظیم کارکرد مراکز بالاتر تولید هورمون های جنسی و کنترل رفتارهای جنسی سیستم لیمبیک وهیپوتالاموس برقرار می باشد.

زالو درمانی احتمالا از طریق تنظیم کار کرد و رفلکس های محورهیپوتالاموس – هیپوفیز، باعث تنظیم ترشح Prolactin درهیپوفیز قدامی می شود.

Epinephrine و Epinephrine مترشحه ازغده فوق کلیوی با اثرات عمومی خود در فصول گذشته مورد بحث قرار گرفتند و اثر زالودرمانی بر آنها شاید بدیهی باشد.

هورمونهای دیگری بنام: Mineralocorticoidها وGlucocorticoidها از آدرنال ترشح می شوند. معروف ترین Aldosterone ,Mineralocorticoid و معروف ترین Cortisol ,Glucocorticoid نام دارد.

آدرنال مقادیر کمی آندروژن نیز ترشح می کند. تأثيرات بالینی Aldosterone درتنظیم ترشحات Tubuleهای کلیوی و جریان ادرار، تنظیم حجم مایعات خارج سلولی و فشار خون شریانی، تنظیم یون های پتاسیم داخل و خارج سلولی در جهت تنظیم Function عضلات و فیبرهای عصبی- عضلانی بویژه در عضله قلب، تنظیم آب و الکترولیت های بدن، تنظیم ترشح غدد عرق و غدد بزاقی و جذب رودهای مشهود است.

در تنظیم ترشح Aldosteroneغلظت یون سدیم و پتاسیم مایع خارج سلول و سیستم Renin-angiotensin نقش مهمی دارند. اما Adrenocorticotropic نیز در وهله بعد مؤثر می باشد که ازHypophysis قدامی ترشح می گردد و تحت اثرHypothalamus می باشد.

حجامت زالو درمانی

Cortisol دارای اثرات افزایش Gluconeogenesis، تنظیم مصرف سلولی گلوکز، کاتابولیسم پروتیینی، افزایش اسیدهای آمینه خون، تشدید انتقال اسیدهای آمینه به داخل سلولهای کبدی، رهایی اسیدهای چرب از بافت های چربی، و مهم تر ازهمه اثرات ضد التهابی کاهش رهایی آنزیمهای لیزوزومی آسیب رسان رها شده از سلولهای آزار دیده، تضعیف واکنش های لنفوسیت های T و آنتی بادی ها، کاهش فاگوسیتوز و W.B.C. migration کاهش تب، کاهش نفوذپذیری مویرگها و بدینوسیله کاهش دفع پلاسما به داخل بافتها می باشد که بویژه اثر ضدالتهابی Cortisol بسیار مهم و حیاتی بوده و در روند ترمیم و التيام زخم ها، نابسامانی های بافتی و ارگانیک نقش بسزایی دارد.

همچنین Cortisol در کنترل واکنش های آلرژی و کاهش تعداد ائوزینوفیلها و لنفوسیتهای T وآنتی بادی های ناشی از لنفوسیتهای B مؤثر است و در مجموع موجب تعدیل و تنظیم واکنش های مخرب و مضر سیستم ایمنی نسبت به محرکهای خارجی خواهد شد.

ترشح Cortisol بر خلاف آلدسترون، مستقیما و فقط به وسیله A.L.T.H تنظیم می گردد که ارتباط میان. Corticotropin ، A.C.T.Hها، Hypothalamus و حجامت زالو درمانی قبلا بحث شد.

بنظر می رسد بادکش گذاری در پشت غدد فوق کلیه نیز نقش مهمی در تحریک ترشح Corticosteroidها داشته باشد. زیرا در بالین بیمار پس از بادکش گذاری یک تا چند مرحله متوجه تغییرات قابل توجهی در حالات فیزیولوژیک او میشوند و اکثرعلایم ناشی از افزایش کورتیکواستروئیدها را شاهد هستند.

احتمالا فشار منفی بادکش موجب بهبود گردش خون در آدرنال شده و استروییدها که پیش ساز اصلی سنتز هورمونهای فوق کلیه می باشند، بهتر و بیشتر در دسترس سلولهای آدرنال قرار گرفته و سنتز هورمونهای آدرنال شتاب بیشتری بخود می گیرد و یا شاید ساز و کارهای دیگری نظیر تحریک سمپاتیک و پاراسمپاتیک و اثر آنها روی آدرنال مطرح باشد.

لذا اگر زالو را پشت غدد آدرنال بیاندازند؛ انتظار چنین اثری غیرعقلایی نیست! نقاط ماشه ای Trigger point نقاط مشخص با تحریک پذیری فوق العاده هستند که در یک نوار تحت کشش عضله اسکلتی واقع شده اند. این نقاط در دردهای موضعی و اغلب همراه با اختلالات عضلانی- اسکلتی مزمن دیده می شوند.

درد پایدار، کاهش محدوده حرکت مفصل و عضله درگیر، سردرد تنشی، وزوز گوش، درد مفاصل گوناگون بدن، کاهش محدوده حرکت پاها و کمردرد از علایم نقاط ماشه ای می باشند. در معاینه بالینی، یک گره یا نوارعضلانی سفت تراز قوام طبیعی و شدیدا حساس به لمس مشاهده می گردد.

درمانهای مرسوم طب کلاسیک

انتشار درد به سمت یک ناحیه Twitch response است. Tramua پدیده های اتونوم، ورزش نکردن، جوشگاه Scar جراحی، فعالیت فیزیکی بیش از حد، آرتروز، وضعیت نامناسب بدن، حمل نامناسب بار، آسیب های ورزشی، اختلال خواب، کمبودهای ویتامینی و … را در پاتوفیزیولوژی نقاط ماشهای مؤثر دانسته اند.

علایم بالینی آن می تواند شبیه درد تاندونیت، درد بورسیت، دردهای احشایی و سایر دردهای عضلانی اسکلتی باشد. هیچ گونه معيار پاراکلینیکی برای تشخیص قطعی نقاط ماشه ای یافت نشده است و تشخیص صرفا بر پایه معاینه بالینی می باشد.

نکته جالب توجه این که شایع ترین محل بروز نقاط ماشه ای در همان مواضع متعارف حجامت (بین دو کتف، عضله calf حجامت ساقين، حفره Cubital حجامت ساعد، عضله Trapezius حجامت اخدعين، مهره های C1 و C2 گردنی حجامت نقره، Sternocleidom astoid حجامت پشت گوش، زاویه دنده ای مهرهای حجامت کلیه و احتقان است.

٪۱۰ جامعه به یکی از اشكال نقاط ماشه ای مبتلا هستند و در کلینیک های حجامت، افراد مراجعه کننده با شکایت بالینی منطبق بر نقاط ماشه ای طبق آمار تا ۱۷ گزارش شده است؛ و٪۵۴ تا ٪۹۱ پاسخهای درمانی این گروه بیماران به انواع حجامت بسیار قابل توجه بوده است .

پس بهترین پیشنهاد در این موقع، دانستن و قراردادن زالو روی این نقاط است. درمانهای مرسوم طب کلاسیک شامل: شل کننده های عضلانی، Benzodiazepine ها، Neuroleptic ها، NSAID ها و ضدافسردگی ها، تزریق Lidocaine یا Saline ، Steroid ، به داخل موضع Spasm، دارونما Placebo ، تحریک الکتریکی پوست، Diathemy، افشانه های سرد کننده، ماساژ درمانی، ایجاد کشش Passive نیز ذکر شده است.

فشار منفی تا حدودی باعث بی حسی موضعی و کشش پوستی و ماهیچه ای Passive می شود. می دانید که زالو درمانی سبب افزایش ترشح Endorphin های موضعی و کلی بدن نیز می شود.

مجموعه این تأثيرات می تواند همان روند بی حسی موقت و مهار رفلکس های کششی نخاع و block احساس درد مراکز بالاتر مغزی و نهایتا غیرفعال شدن نقاط ماشه ای و رفع اسپاسم عضلانی و کاهش درد ارجاعی را پدید آورد.

متابولیسم انرژی سلولی

در انجام کاهش غلظت خون با زالو درمانی کاهش Hypoxia موضعی و Generalized و نیز کاهش Cyanosis محیطی و مرکزی بوضوح بچشم می خورد. کبودی ناشی از Cyanosis در لبها، انتهای اندام های بیماران و تیرگی چهره، پس از زالو درمانی، تقریبا همیشه کاهش می یابد و به سمت رنگ صورتی و طبیعی تر شدن بر می گردد.

بخصوص افراد دموی که غلبه شدید خون دارند همیشه اظهار می دارند که حتی قبل از خاتمه کامل زالو درمانی احساس می کنند که همه جا روشن ترشده است.

Hypoxia در وهله اول موجب نقصان oxidative phosphorylatin و کاهش تولید ATP توسط میتوکندریها خواهد شد که عواقب آن بدین شرح می باشد:

۱) بهم خوردن تعادل ورود و خروج سدیم و پتاسیم به درون سلول و در نتیجه تورم سلول و اتساع Endoplasmicreticulum.

۲) بهم خوردن متابولیسم انرژی سلولی و افزایش Glycolysis بی هوازی و تجمع اسید لاکتیک و کاهش PH داخلی سلول

۳) کاهش سنتز پروتئین کاهش عملکرد Ribosomeها DNA ، RNA

۴) اختلال عملکرد غشاء سلول

۵) افزایش رادیکال های آزاد اکسیژن

۶) افزایش کلسيم Cytosol

۷) اتلاف اسیدهای آمینه داخل سلولی

مجموع این هفت عامل سبب مهار آنزیمهای داخل سلولی و Denaturation پروتیئن ها و نهایتا نکروز انعقادی و مرگ سلولی خواهد شد.

زالو درمانی با درمان با تخفیف Hypoxia

از نظر پاتولوژیستها اكثر ناهنجاریها، آسیبها، نقص کارکردها، اختلالات سیستم ها و ارگانها و نهایتا بیماری ها درHypoxia مزمن نهفته است و پر واضح است که زالو درمانی با درمان با تخفیف Hypoxia در پیشگیری و درمان تمام بیماری ها نقش محوری ایجاد خواهد کرد.

طی یک کارآزمایی بالینی و مقایسه دو گروه صدنفری از بیماران که یک گروه فقط داروی شیمیایی دریافت کرده و گروه دیگر توأم با داروی شیمیایی تحت درمان حجامت نیز بوده است؛ مشخص شد که در گروه دوم Quality ، Potecy و ماندگاری اثر داروهای شیمیایی بالاتر از گروه اول شده است.

در برخی مطالعات یک سویه روشن شده است که بعد از حجامت جذب املاح و ویتامین ها و Elementهای غذایی بهتر شده است. بطور مثال در بیماران کم خونی فقر آهن، بدون هیچ گونه درمان شیمیایی با گیاهی و یا تغییر رژیم غذایی، حجامت انجام شده و افزایش هموگلوبین صورت گرفته است .

همچنین در بیماران Avitaminosis ، Hypcocalcemic فقر ویتامین، کمبود پروتئین و به طور کلی در حالت های Malabsorption و Malnutrition؛ موارد فراوانی گزارش شده است که پس از حجامت ،فقط حجامت و نه هیچ درمان جانبی دیگراصلاح علایم بالینی و در پاره ای موارد نیز یافته های آزمایشگاهی ایجاد شده است.

عوامل پایه که ترشحات معده و گوارش را تحریک می کنند؛ Gastrin, Acetylcholine و Histamine می باشند که در این میان Acetylcholine نقش محوری تر و عمومی تر داشته و موجب ترشح اسید، Mucus Pepsinogen و Gastrin توسط غدد ترشحی می گردد.

Histamine نیز خود متأثر از اسید معده است. پس ترشح Gastrin و Histamine نیز بطور غیر مستقیم تحت کنترل Acetylcholine می باشد. در بحث های گذشته روشن شد که حجامت احتمالا توانایی تنظیم ترشح Acetylcholine را دارد.

ترشح صفرا که در هضم و جذب چربیها و ویتامین های محلول در چربی نقش اساسی دارد و نیز ترشح آنزیم های لوزالمعده تا حد زیادی متأثر از سیستم پاراسمپاتیک گوارش است که نقش احتمالی حجامت در آن بحث شد.

اثر تنظیمی حجامت روی سیستم خودمختار

مرحله Cephalic ترشح گوارشی نیز تحت کنترل سیستم Hypothalemus و مراکز اشتهای Amygdala می باشد که خود تحت تأثیرVagus محرکهای بویایی، دیداری و Cortex مغز است. نقش احتمالی حجامت در تنظیم شبکه های Autonomous خودمختار و هسته های بالاتر مغزی قبلا بحث شد.

جذب آب و الكترولیتها نیز تحت اثر تبادلات یونی و سیستم بی کربناتی سلولهای جدار روده باریک و بزرگ می باشد که باز متأثر از سیستم Autonomous که خود می تواند متأثر از حجامت باشد می باشد.

پس در مجموع اثر تنظیمی حجامت روی سیستم خودمختار موجب هضم و جذب بهتر و کامل تر موادغذایی واردشده به لوله گوارش خواهد شد. از طرفی، سیستم ایمنی، سیستم عصبی و Endocrine و درهضم و جذب ذرات و املاح غذایی و رساندن آنها به ارگانها و اندام های هدف دارای نقش ویژه و مرتبط باهم هستند.

حجامت در دید کلان و بررسی های مقدماتی توانایی تنظیم هر ۳ سیستم رادارد. دفع ترکیبات زائد و متابولیت های سمی بدن از طریق سیستم کلیوی، غدد Apocrine، لوله گوارش، غدد اشکی و پاره ای ترشحات مخاطی صورت می گیرد.

در سیستم کلیوی Ranin- Angiotensin و Aldosterone نقش محوری دارند؛ که خود متأثر از سیستم خود مختار و هورمونهای Hypophysis میباشند که قبلا درباره نقش تنظیمی احتمالی حجامت روی هردو بحث شد. در سطح غدد Apocrine و اشکی نیز نقش اساسی برعهده سیستم خودمختار است.

در سطح لوله گوارش و تشکیل مدفوع نیز باز سیستم خودمختارنقش اساسی دارد که به نقش حجامت برای تنظیم آن اشاره شد. در مجموع حجامت با توان تنظیم سیستم اتونوم و Hypophysis در دفع متابولیت ها و مواد زائد Hemodynamic بدن می تواند مؤثر باشد.

حجامت چون در کنترل فشار خون اثر دارد؛ و یکی از مواد مؤثر در ارتباط با معده و فشارخون، Catecholamine ها هستند؛ بنابراین یکی از اثرات آن در کنار رژیم غذایی تنظیم این هورمونها است. و بازهم چون زالودرمانی حتی بدون لحاظ کردن بزاق زالو نوعی حجامت مینیاتوری است؛ پس زالو درمانی هم می تواند همه اثرات بالا را بعلاوهی اثرات مربوط به بزاق زالو داشته باشد.

حاظ کردن بزاق زالو نوعی حجامت مینیاتوری

طبق مراجع پاتولوژی، علل آسیب سلولی ۷ دسته اند:

۱)Hypoxia و Ischemia

۲ ) عوامل فیزیکی Trauma، پرتوها و ….

۳) عوامل شیمیایی و داروها

۴) عوامل عفونی و میکروارگانیزم ها

۵) واکنش های ایمونولوژیک

۶) آشفتگی های ژنتیک

۷) عدم تعادل تغذیه ای

آسیب سلولی در صورت ادامه مبدل به Necrosis سلولی و نهایتا Apoptosis خواهدشد.Degenerescenoe سلولی یک جلوه و سوتنظيم Irreguation جلوه دیگر Apoptosis است که سرطانها، بیماریهای خودایمنی، بیماریهای Degenerative عصبی، Infarction ,AIDS و … ثمرات آن می باشند.

Apoptosis در گام های اولیه سبب نقص و اختلال کار کرد یک بافت با ارگان یا اندام یعنی یک بیماری و در ادامه موجب مرگ بافت یا ارگان یا اندام و در نهایت مرگ موجود زنده خواهد شد.

از بحث های گذشته کاهش غلظت خون با زالو درمانی می توان حدس زد که احتمالا زالو درمانی بتنهایی و بطور مستقیم و غیرمستقیم قادر به کنترل و مهار کامل یا نسبی هر دسته از آسیب سلولی باشد.

شاید این جمع بندی و این ادعای بزرگ که زالودرمانی می تواند از آسیب و مرگ سلولی تاحد قابل توجهی جلو گیری بعمل آورد؛ بظاهر بسیاراغراق آمیز و تعجب آور باشد. ولی اگر نوع و طرزصحیح زالودرمانی اعم از مكان، زمان، تعداد دفعات، در نظر گرفتن طبایع، استفاده از منضج و مسهل مناسب و … بکار گرفته شود؛ ادعایی غیر منطقی نخواهد بود.

همینطوردر کارآزمایی های بالینی در زخم ها، بریدگی ها، سوختگی ها و Trauma، پس از انجام زالو درمانی سرعت ترمیم بافتی به طور قابل ملاحظه ای افزایش نشان میدهد.

انجام زالو درمانی سرعت ترمیم بافتی

در طب سنتی عملکرد حجامت رابه لایروبی قنات تشبیه کرده اند. در جای دیگر حجامت را موجب کاهش لعاب اضافی مغز معرفی می کند؛ و لعاب مغز را منشأ بی قراری ها، ناآرامی ها، اختلال یادگیری و کند ذهنی می داند. از دیدگاه قدما حجامت حرارت اضافی، رطوبت های اضافی، عفونتها، اخلاط فاسد، بادهای اضافی و … بدن را تعدیل می کند.

همه این ها را بسادگی می توان به زالو درمانی هم نسبت داد. از منظر طب قدیم حجامت از طریق جابجایی ماده از عضوی به عضو دیگر، بیرون آوردن مواد از اعماق بسطح، باز گرداندن حرارت به عضوی که فاقد حرارت شده، کاهش درد و قولنج، گرم کردن عضو، شکستن بادها و … سبب درمان انواع بیماری ها می گردد.

سؤالی که همیشه پرسیده می شود ،این است که چگونه با زالو درمانی از پوست می توان مثلا كبد را که داخل فضای شکم است؛ تخلیه کرد؟ یا مثلا با زالو درمانی از روی پوست زانو، مفصل زانو چگونه تخلیه می گردد؟ …. یکی از پاسخهایی که می توان منطقا به این سؤال داد این است که: كلا تمام بدن انسان و موجودات زنده، بعبارتی منقسم، بخش بخش، دارای اجزاء و قسمت های دارای مرز تقریبا مشخص Campartmet= Segmentation» است. یعنی مثلا عصب دهی، شریان دهی، تخلیه وریدی و لنفاتیک و … دارای هرج و مرج نیستند.

از همان مراحل جنینی هربخش و ارگان بدن بر طبق قانون و حساب تشکیل و شروع به رشد می کند. لذا منطقی هم نیست که مثلا اعصاب دست از مهره های L1 و L2 کمری یا اعصاب پا از مهره های C5 و C6 گردنی خارج شوند!

همینطور مثلا شریانهای اندام فوقانی در ابتدای آئورت و شریانهای اندام تحتانی در قسمت دورتر آئورت انشعاب می یابند. این امر برای لنف، ورید، گوارش و … هم معمولا صادق است.

البته بندرت این قانون در بدن رعایت نمی شود مثل Recurrentnerve عصب راجعه؛ ولی اصولا مراحل جنینی و طرز شکل گیری انسان معمولا اجازه تخلف از این قانون را نمی دهد! لذا اعصاب، شریانها، وريدها، و بخصوص سیستم لنفاتیک هر موضع بصورت ظروف مرتبطه باهم تلاقی دارند؛

عوارض جانبی افزایش آهن

آهن مغز افراد مبتلا به بیماری MS بیشتر از حد معمول است. عوارض جانبی افزایش آهن بترتیب میزان شیوع عبارتنداز:

درد عضلانی یا درد پشت، کشاله ران، پهلوها، قفسه سینه، لرز، سرگیجه، غش، ضربان سریع قلب، تب همراه با افزایش عرق ریزش، گرگرفتگی، سردرد، احساس مزه فلزی، تهوع یا استفراغ (ممکن است حاوی خون باشد)، بی حسی، درد، یا احساس سوزن سوزن شدن دستها و پاها، درد یا قرمزی در محل تزریق، قرمزی پوست، بثورات پوستی یا کهیر، تورم دهان یا گلو، تنفس مشکل، درد شکم یا معده، گرفتگی مداوم یا درد، دوبینی، احساس ناخوشی عمومی، ضعف بدون احساس سرگیجه غش، درد قفسه سینه با گلو بخصوص هنگام بلع، مدفوع خونی رنگ قرمز یا سیاه، اسهال ممکن است همراه خون باشد، تب، رنگ مایل به آبی الب، ناخن انگشتان دست و کف دست، تشنج، رنگ پریدگی و پوست مرطوب، تنفس کم عمق و سریع، ضعف یا خستگی نامعمول، ضربان سریع و ضعیف قلب، يبوست، گرفتگی عضلات پا، ادرار تیره، سوزش سر دل.

طبق بررسی های کاهش غلظت خون با زالو درمانی یکی از مواد اصلی خون، Hemoglobin و ماده موجود درHemoglobin نیز آهن است؛ در نتیجه، هرنوع خون درمانی که مقداری خون را خارج کنند؛ از جمله زالو درمانی، حجامت، فصد و … اولا در افرادی که با آهن Overdose شده اند؛ ثانيا آهنشان رکود یافته؛ می تواند مفید باشد.

توضیح این که آهن در بدن انسان مرتب بازیافت می شود. ولی بدن زنده از مواد بازیافتی خودش دچار رکود می شود. مثلا باید آهن Hemoglobin را پس از چندبار بازیافت، دفع کند و آهن جدیدی را از طریق غذا جذب نماید تا آهن در بدن راکد نشود. مثلا مردابی که آب در آن جریان نداشته باشد؛ آب راکدش زود می گندد ولی رودخانه ای که مرتب در جریان باشد؛ همیشه تمیز و شاداب است!

زالو درمانی عملی هوشمند

لذا اگر هرچند گاه یکبار از کسانی هم که آهن خونشان طبیعی است؛ خون مختصری بگیرید و غذاهای / داروهای حاوی آهن وعناصر خونساز به آنها بدهید؛ بدن را از رکود آهن و بسیاری مواد دیگر نجات داده اید.

بطور کلی اعتقاد به اینکه: زالو درمانی عملی هوشمند است. برای پزشکانی که این روش را مدتی در برنامه کار خود قراردهند؛ امری بسیار محتمل است. زالو درمانی قادر به تأثیر گذاری در سطح جسم و روان هم در جنبه های بهداشتی و هم در جنبه های درمانی آحاد جامعه بدون محدودیت سنی و جنسی می باشد.

توسعه و نهادینه شدن علمی، اصولی و منطقی زالودرمانی به منظور پیشگیری از بیماریهای منافع سرشار اقتصادی، فرهنگی، بهداشتی و … برای کل جامعه به ارمغان خواهد آورد.

لذا مشارکت محققین، بویژه اطبا در امر پژوهش و تحقیق روی مبانی کاهش غلظت خون با زالو درمانی و نهایتا کاربردی کردن زالودرمانی الزامی است؛ و پروژه زالو درمانی یک طرح ملی می باشد و به همین علت توجه کلان در سطح ملی را می طلبد.

دسته بندی طب سنتی
اشتراک گذاری

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نماد اعتماد الکترونیک

سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت