ترس در کودکان

210
ترس در کودکان

برخی از کودکان هیچگاه معنای ترس را درک نمی کنند؛ اما بسیاری از آنها، با مجموعه ای از تجارب ترسناک در طول زندگیشان روبرو می شوند. آنها از افراد غریبه، تاریکی، حیوانات، طوفان، توالت و یا هر چیز جدید یا متفاوتی می ترسند. این گونه ترس در کودکان در برخی سنین یا دوره هایی خاص تشدید می شوند. برای مثال ترس از صداهای بلند در دو سالگی به اوج می رسد.

با اینکه دوره زندگی برای کودکان سراسر تفریح است؛ اما همین طور دوره ای است که اطلاعاتشان در مورد مکان و زمان در این دنیای بزرگ، افزایش می یابد. کودک در این مرحله، از چیزهای جدید، اشیا بزرگ مانند قطار، وسایل پر سر و صدایی نظیر جاروبرقی و همین طور حیوانات گوناگون می ترسد. افزون بر این موارد، در این دوره یکی از بزرگترین ترس های کودکان آن است که مبادا والدینشان آنها را ترک کنند.

با افزایش تجارب کودک در محیط زندگی، برخی ترسها از میان می روند؛ اما انواع دیگری از ترس، جای موارد قبل را می گیرد. بعضی از کودکان سه تا چهار ساله، ممکن است به ویژه از صداهای بلند و یا تاریکی بترسند؛ اما کودکان پنج ساله با تجربه تر هستند، آنها در مورد قطار، اتومبیل ها و حیوانات، اطلاعاتی به دست آورده اند؛ ولی ممکن است هنوز از تاریکی و یا آسیب های احتمالی وحشت داشته باشند. در این سن، ممکن است هنوز ترس از جدایی از پدر و مادر در ذهن کودک وجود داشته باشد.

برای بسیاری از کودکان، شش سالگی سن بروز ترس هاست. حتی ممکن است ترس در کودکان از صداهای بلند دوباره در این سن بروز کند. ترس از جادوگرها و ارواح در اول فهرست قرار دارد و در پی آنها ترس از گم شدن یا به خواب رفتن در تنهایی، جلب توجه می کند. کودک، اغلب از قدرت عناصری نظیر باد و آتش می هراسد. برخی از آنها در مورد آسیب های شدید بدنی شجاع هستند، ولی از خراش ها و بریدگیها می ترسند و بالاخره، یکی از ترس های جالب آنها، نگرانی در مورد سلامت پدر و مادرشان است.

یک کودک هفت ساله می تواند بیندیشد و تفسیر کند. گاهی سایه ها در نظر کودک به شکل هیولا در می آیند و گاهی تصور می کند که موجودات وحشتناکی در ساختمان وجود دارند. او از وقایعی که ممکن است در طول شب زیر تختخوابش رخ دهند، می ترسد. این کودک، حتی نگران درگیر شدن کشورش در یک جنگ بزرگ است. او هر روز در مورد رخدادهای روزانه نگران می شود. برای مثال، می ترسد که دوستش نداشته باشند، دیر به مدرسه برسد و یا حتی مادر هرگز به خانه باز نگردد.

ترس در کودکان

وقتی کودک به هشت یا نه سالگی می رسد، به طور کلی ترس هایش کاهش می یابد؛ اما نارسایی های شخصیتی و مسخره شدن از سوی دیگران، از نگرانی های عمده او به شمار می روند. در ده سالگی با افزایش اعتماد به نفس، از این قبیل نگرانی ها کاسته می شود.

با وجود این، با افزایش سن کودک، تمام ترس در کودکان ناپدید نمی شوند. کودکان و بزرگسالان هر یک، ترس های مخصوص خود را دارند. کودکان امروزی از تصادف با اتومبیل، آتش، مرگ، جنگ، نمرات پایین، والدین ناسازگار، احمقانه به نظر رسیدن، ارتفاع و دزدها می ترسند. مطالعه و بررسی محققان در سال ۱۹۸۵ نشان داد که اختلاف بارز بين موضوعات نگران کننده کودکان امروزی در مقایسه با کودکان نسل قبل (والدین فعلی)، افزایش چشمگیر ترس از ارتفاع و دزدی های شبانه است.

بسیاری از ترس های مردم جامعه، ریشه در تجربیات دوره کودکی دارد. ترسهای اجتماعی نظیر ترس از صحبت کردن در جمع، ممکن است ناشی از مجموعه ای از حوادث دوران کودکی باشد و ترس از فضاهای باز (آگورافوبیا)،

در اثر ترس از مدرسه با جدا ماندن از دیگران ایجاد شده باشد. هدف شما باید آن باشد که همزمان با رشد مهارت ها و اعتماد به نفس در کودک، او را در گذشتن از میان مجموعه بزرگی از نگرانی ها و هراس ها یاری کرده، از تبدیل ترس های شدید به واکنش های فوبیک جلوگیری کنید. حتی بر آنها چیره شوید.

 راهنمایی های عمومی برای جلوگیری از ریشه دار شدن ترس در کودکان

ترس در کودکان

آیا ترس مقتضای سن کودک است؟ تا چه سنی می توان آن را نادیده گرفت؟ هر ترسی سن و الگوی مخصوص خود را دارد. در تمام بقسمت های این مقاله، اطلاعاتی را خواهید یافت که شما را در پاسخگویی به پرسش هایتان یاری خواهند کرد. افزون بر این، به اشکال متفاوت ترس نیز آگاه می شوید.

اما اگر ترس، شکل نمادین خود را داشته باشد، نیازی به نادیده گرفتن آن وجود ندارد. وقتی تشویش کودک آنقدر جدی است که جلوی توانایی های او را می گیرد، مداخله والدین ضروری است. بسیاری از کودکان خردسال سه، چهار یا پنج ساله از تاریکی می ترسند؛ اما اگر فرزند شما خواب راحتی در شب ندارد، مداخله شما مناسب و ضروری است.

به ترس های کودک، بیش از حد واکنش نشان ندهید. همان طور که نادیده گرفتن ترسها منطقی نیست، هیچگاه واکنش بیش از حد نیز به آنها نشان ندهید. اما به یاد داشته باشید که یک پاسخ منطقی به کودک (به عنوان بیان) آگاهی شما می تواند جلوی پیشرفت ترس او را بگیرد.

مسخره کردن، عصبانی شدن و انتقاد بی موقع، اضطراب کودک را افزایش می دهد. برای نمونه، جملاتی نظیر: «چه بچه ترسویی!» و یا «بچه گربه به اون کوچکی که کاری به تو نداره!» تاثیرات منفی در بردارد؛ زیرا در بسیاری از موارد واکنش کودک به این برخوردها، مخفی کردن ترس است نه فراموش کردن آن. هر چه با عصبانیت بیشتری بگویید که فرزندتان از رفتن به طبقه بالا می ترسد، ترس در وجود او بیشتر خواهد شد.

توجه و همدردی بیش از حد نیز نادرست است. در آغوش گرفتن و نوازش کودک، در پی بروز ترس، این احساس را در او بر می انگیزد که یک خطر واقعی وجود داشته است. مردی که هنوز از گربه ها می ترسد، تاکنون، فرصت مناسبی را برای برقراری ارتباط صحیح با حیوانات نیافته است. والدین این فرد . در زمان کودکی اش – با نزدیک شدن یک گربه، او را در آغوش می گرفته و می گفته اند: «نترس! هیچ کس نمی تونه تورو اذیت کنه! این گربه نمی تونه به تو نزدیک بشه!» و این طرز برخورد، تصویر خطرناکی از گربه ها در ذهن کودک، باقی گذاشته است.

از کودک، حمایت کنید. اگر کودک از وجود یک هیولا در زیر تختخوابش می ترسد، به او اطمینان دهید که چنین چیزی در آنجا وجود ندارد. سپس تشویقش کنید تا در حضور شما زیر تختخواب را نگاه کند. لازم نیست با یک نطق طولانی در مورد خیالی بودن هیولاها او را راضی کنید یا حتی چندین بار خودتان اتاق را بگردید. اگر کودک از یک سگ غریبه میترسد، روش نزدیک شدن به سگ را به او بیاموزید و سپس دستتان را به سوی سگ دراز کنید.

در نهایت، از کودک بخواهید از شما تقلید کند رفتارهای جسورانه را تقویت کنید. کلید کمک به کودکان برای از بین بردن ترس آنها، تحسین و تشویق در انجام رفتارهای جسورانه است. وقتی فرزندتان از کنارتان برمی خیزد تا با یک حیوان یا موقعیت جدید روبرو شود، او را تحسین کنید.

در مورد نحوه برخورد کودک با موقعیت های گوناگون، اظهار نظر کنید و او را در آغوش بگیرید. این روش باعث می شود تا کودک یک بار دیگر نیز به چنین رفتاری اقدام کند.

راهنمایی هایی برای غلبه بر ترسها (فوبیها)

وقتی ترس یک کودک، بیش از مدت زمانی که انتظار می رفته، طول کشیده و یا به قدری شدید است که فعالیت های زندگی اش را مختل می کند، تلاش شما برای کاهش ترس او ضروری است؛ زیرا در غیر این صورت، یک ترس ساده به یک فوبی واقعی تبدیل خواهد شد.

ممکن است کمک افراد متخصص، به ویژه در مورد کودکانی که بارها دچار ترس های جدیدی می شوند، آخرین راه حل باشد؛ اما برای شما نیز روش هایی وجود دارد که می توانید امتحانشان کنید. براساس نتایج بررسی روان شناسان، کاستن حساسیت کودک نسبت به ترس، راهی مناسب برای غلبه بر آن است.

ترس کودک را ارزیایی کنید. آیا کودک از همه سگها می ترسد یا فقط از سگ های سیاه دوری می کند؟ اگر از رعد و برق وحشت دارد، آیا از رعد بیشتر می ترسد یا برق؟ با کودک صحبت کنید و واکنش های او را در موقعیت هایی که ترسیده است، زیر نظر بگیرید تا آگاهی بیشتری نسبت به ترس او بیابید.

از کودک بخواهید میزان ترسش را مشخص کند. ترس، درجات گوناگونی دارد به طوری که دانستن میزان آن به شما کمک میکند تا رویارویی کودک را در موقعیت های ترسناک کنترل کنید و به علاوه، به کودک نیز کمک می کند تا متوجه کاهش شدت ترسش شود.

برای کودکان بزرگ تر بهتر است از یک درجه بندی صفر تا ده استفاده کنیم. بدین معنا که از آنان بخواهیم میزان ترسشان را با یکی از اعداد بین صفر تا ده بیان کنند. برای کودکان خردسالی که درک مفهوم اعداد برایشان مشکل است، بهتر است، میزان وحشت خودشان را با فاصله دو دستشان از هم نشان دهند.

ترس در کودکان را براساس درجه آن ها فهرست کنید. وقتی کودک، در بیان میزان و درجه اضطرابش ماهر شد، ترس های او را به بخش هایی قابل بررسی تقسیم کنید. بدین معنا در آخر فهرست، ترسهای خفیف تر و در بالای آن، موارد جدی تر را قرار دهید. سپس کار را از ترس های خفیف تر آغاز کنید و به سوی موارد شدیدتر، پیش بروید.

برای مثال، ترس از سگ، درجات گوناگونی دارد. کمترین درجه ترس هنگامی است که کودک، کتابی را درباره سگها ورق می زند. یک درجه بالاتر، تماشای یک سگ واقعی است و در نهایت، بالاترین درجه ترس، نوازش کردن آن است.

راه های خنثی کردن اضطراب را تشخیص دهید و به کودک بیاموزید. قبل از اقدام به غلبه به ترس، مطمئن شوید که میزان اضطراب کودک کم باشد؛ زیرا اگر ترس به سرعت تشدید شود، کودک قبل از آنکه نتیجه مقاومت در برابر آن را دریابد، از موقعیت یاد شده فرار خواهد کرد. بنابراین، پیش از آنکه به حساسیت زدایی کودک نسبت به ترسش بپردازید، راه هایی را برای خنثی کردن اضطراب او بیازمایید.

به کارگیری روش های کسب آرامش، یکی از بهترین راه ها برای مقابله با اضطراب است؛ زیرا از نظر بدنی غیرممکن است که شخصی در یک زمان، هم آرام و هم هراسان باشد (به بخش ۲۰۱۰ مراجعه کنید.).

زمزمه کردن واژه ای مثل آرام می تواند به تمرکز در آرام سازی کمک کند. کودک، نفسی عمیق میکشد و با تکرار این واژه به آرامش دست می یابد.

حضور شما در هنگام رویارویی کودک با یک موقعیت سخت، نوعی حمایت به شمار می آید. تماس و نزدیکی شما به کودک، به او احساس امنیت بیشتری می دهد و تشویقش میکند تا به جای عقب نشینی، به تلاش خود برای غلبه بر اضطراب ادامه دهد.

روش های دیگر برطرف کردن اضطراب شامل گوش دادن به موسیقی، خوردن خوراکی و شمارش اعداد هستند. در واقع، این گونه فعالیت ها حواس کودک را از ترس پرت میکنند. برای نمونه، کودکی در هنگام طوفان به موسیقی مورد علاقه خود گوش می دهد، دیگری هنگام نزدیک شدن به سگ ها بستنی می خورد و کودکی دیگر در مطب دندان پزشک، سرامیک های کف اتاق را می شمارد. از هر روشی که فرزندتان را خونسرد و آرام نگاه می دارد، استفاده کنید.

هر بخش از این فصل شامل راه هایی اختصاصی برای غلبه بر یک ترس خاص است و شما علاوه بر مطالبی که شرح داده شدند، روش های کلی بیشتری را فرا خواهید گرفت.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید