انواع بیماری زنبور عسل

کاربر ۱۰کاربر ۱۰
6,544 بازدید
انواع بیماری زنبور عسل

وجود تعداد بیش از حد زنبورعسل در یک کلنی که سبب ازدحام جمعیت می شود، به این معنی است که امکان سرایت و شیوع بیماری مسری وجود دارد. یک کندوی زنبور عسل برای برخی از حیوانات، شکار خوبی محسوب می شود. بنابراین انتظار می رود گورکن ها و جوجه تیغی ها بتوانند خساراتی به زنبوردار وارد کنند. انواع بیماری زنبور عسل شناخته شده، در مراحل لاروی خسارت می زنند و تخم و شفیره زنبور عسل کمتر مورد حمله عوامل بیماری زا قرار می گیرند.

زنبوران عسل شیوه های خاصی برای محافظت خود در مقابل بیماری ها دارند. احتمالا واضح ترین شیوه محافظتی زنبوران عسل در مقابل بیماری ها، تمیز نگه داشتن کندو است. زنبورها هر چیز مضر موجود در کندو را که بتوانند حمل کنند، به بیرون از کندو انتقال می دهند. حیواناتی نظیر، موش یا حلزون که پس از ورود به کندو مورد حمله زنبوران قرار می گیرند و جسدشان در کندو باقی می ماند، توسط زنبورها با بره ‎موم مومیایی می شود.

زمانی که خود زنبورها در کندو می میرند، جسدشان به وسیله زنبوران مزرعه‎رو چندین متر دورتر از کندو برده و رها می شود.

کندوی مشاهداتی، کندویی است که دیواره ها و سقف آن از شیشه ساخته می شود تا به راحتی بتوان فعالیت های زنبوران عسل را در آن زیر نظر گرفت. برای مشاهده چگونگی نظافت کندو توسط زنبور ها، می توان چند تکه علف خشک را در بالای قاب های کندوی مشاهداتی قرار داد و مدت زمانی را که طول می کشد تا آنها تکه های علف را به جلوی درب ورودی کندو انتقال دهند، اندازه گیری و مشاهده کرد که تا چه فاصله ای از کندو ممکن است تکه های علف خشک را برده و رها کنند.

بیماری زنبور عسل

گاهی زنبورها ضایعات درون کندو را تا فاصله ۲۵ تا ۵ ۴ متری از کندو حمل کرده و رها می کنند. این عمل غریزی زنبورها به ما نشان می دهد که تا چه حد این موجودات ریز به نظافت از محیط زندگی خود و جلوگیری از اشاعه بیماریها توسط لاشه زنبوران مرده، جانوران تلف شده دیگر در داخل کندو یا هر نوع اشیای زاید اهمیت می دهند.

عسل نیز که مهم ترین محصول زنبورهای عسل است از هر نوع آلودگی به عوامل بیماری زا مبرا است و در واقع هیچ نوع موجود زنده ای نمی تواند درون عسل زنده بماند علت سترون بودن عسل، غلظت بالای آن است. هر موجود ریز یا درشتی که در محیط عسل غوطه ور شود، به علت از دست دادن آب بدن، افزایش فشار اسمزی مایعات بدن و به هم خوردن تعادل مایعات درون سلولی و برون سلولی، خواهد مرد.

حال اگر یک موجود زنده پر سلولی حاوی عوامل بیماری زا نیز درون عسل غوطه ور شود و بمیرد، طولی نمی کشد که میکروارگانیسم هایی که آن موجود ناقل آنها بوده نیز خواهند مرد و طبیعی است که هرنوع عامل بیماری زا نیز پس از مرگ قادر به تکثیر، تولید سم یا بیماریزایی نخواهد بود.

مسئله باقی ماندن سموم احتمالی میکروب ها پس از مرگ آنها نیز چندان قابل توجه نیست، زیرا این موجودات در محیط عسل چندان زنده نمانده اند که امکان فعالیت و تولید سم داشته باشند.

به همین دلیل، محيط عسل برای موجودات زنده؛ من جمله، ریز زنده های بیماری زا از لحاظ گشندگی چیزی از الکل کم ندارد.

اما خواص سترون سازی و کشندگی موجودات زنده و ریز زنده ها، فقط مربوط به عسل کاملا رسیده (عسل تغلیظ شده توسط زنبورها) می شود، نه شهد تازه جمع آوری شده توسط زنبورها، زیرا عسل نارس بیشتر از ۱۹ درصد رطوبت دارد و محیط آن قابل زندگی و رشد و تکثیر توسط برخی از ریززنده ها و مخمرها است و به همین دلیل «عسل نارس» قابل تخمیر و ترش شدن است.

کندوی مشاهداتی

در سال ۱۹۶۳، آنزیمی به نام گلوکز اکسیداز (glucose oxidase) در عسل کشف شد. فشار اسمزی زیاد عسل نیز به خاطر همین آنزیم است. این آنزیم به وسیله زنبوران کارگر به عسل اضافه می شود و تا زمانی که عسل حرارت داده نشود، فعال باقی مانده و مقدار کمی پراکسید هیدروژن (آب اکسیژنه) از آن آزاد می شود.

مقدار آزادشدن پراکسید هیدروژن هنگام رقیق کردن عسل افزایش می یابد. وجود این ماده در عسل به مقداری نیست که برای انسان زیان آور باشد، ولی روی هر نوع باکتری که وارد عسل شود، اثر کشندگی دارد.

احتمالا پراکسید هیدروژن در جلوگیری از آلودگی عسل، به خصوص هنگامی که عسل توسط زنبورها رقیق شده و به مصرف تغذیه لاروها می رسد، مفید است. عسل قبل از اینکه با لاروها تغذیه شود، توسط زنبوران کارگر غذادهنده با آب رقیق می شود و این یکی از دلایلی است که زنبورها به مقدار زیادی آب نیاز دارند.

«خاصیت ضد باکتریایی» (antibacterial property) عسل از قدیم شناخته و تشریح شده، ولی اکنون این خاصیت را به پراکسید هیدروژن (آب اکسیژنه موجود در عسل نسبت می دهند. در دهه ۱۹۳۰، کلمه (inhibine) در المان روی سکه ضرب شد تا اثر ضد باکتریایی عسل به طور جالب توجه ای به اطلاع عموم مردم برسد و با این تبلیغات همه جانبه، به درک اهمیت تغذیه عسل توسط مردم کمک شود.

انواع بیماری زنبور عسل

بیماری های تنشی

بیماری لوک اروپایی، بیماری ویروسی لارو کیسه ای، بیماری لارو مومیایی و بیماری نوزما را می توان به عنوان بیماری های خطرناک زنبورعسل در نظر گرفت. سه بیماری اول در مراحل لاروی زنبور عسل اثر گذاشته، در حالی که چهارمین بیماری تنها به زنبوران بالغ خسارت می زند. این بیماری های خطرناک زنبورعسل در هر موقع از سال ممکن است در کلنی ها شایع شوند، ولی در بهار هنگامی که کلنی ها به سرعت پرجمعیت می‎شوند و دمای محیط بالا می رود، بیماری های مزبور مشکل آفرین تر خواهند شد.

هر دو پدیده مذکور یعنی رشد ناگهانی جمعیت کلنی و افزایش درجه حرارت، همانند پدیده هایی که در زیر شرح داده می شود، در کلنی ایجاد تنش (stress) می کنند.

این بیماری های خطرناک زنبورعسل می توانند بسیار کشنده و مخرب باشند و در مواقعی که سبب نابودی نشوند، می توان آنها را در تمام طول فصل در وضعیت ضعیفی نگه داشت. گاهی هر چهار بیماری با هم در یک زمان شایع می شوند. در سال های اخیر، لارو مومیایی که در دهه ۱۹۶۰ در آمریکای شمالی شناخته شد، در انگلستان مشکل آفرین شده است.

غذای نامطلوب؛ مثل، وجود عسلک یا عسل تخمیر شده در کندو، کمبود گرده، فقدان آب تازه و سالم و وجود بوهای بد و نامساعد، مانند زمانی که موش حضور داشته باشد و یا در اطراف کندوها فضولات چهار پایان ریخته شده باشد، از جمله عوامل تنش محسوب می شوند.

بیماری های خطرناک زنبورعسل

در کلنی هایی با کف کندوی مرطوب و یا نگهداری شده در محیط مرطوب، ممکن است مشکلاتی بروز کند. مکان پر باد، هم از پرواز زنبوران مزرعه‎رو می کاهد و هم کنترل دمای کندو را برای زنبورها مشکل می کند. آفت کش ها نیز ممکن است ناگهان تعداد زیادی از زنبوران مزرعه‎روی یک کلنی را بکشد و در اثر مرگ بخشی از جمعیت غذا آور کندو، دریافت غذا از بیرون به شدت کم شود و عدم حضور آنها در شب و به خصوص در شب های سرد، سبب غیرممکن شدن تولید حرارت کافی در کندو و تلفات نوزادان از سرما شود.

با اعمال مدیریت صحیح و به کار بردن موارد پیشگیری زیر می توان از تعداد و رشد تنش های فوق کاست یا آنها را ریشه کن کرد:

  1.  کندوها را باید روی بلوک های سیمانی، تخته سنگ، الوارهای کهنه راه آهن و غیره – ارتفاع ۱۰ تا ۱۵ سانتی متری از سطح زمین و به طور خشک نگهداری کرد.
  2. محیط اطراف کندوها، به ویژه جلوی درب ورودی کندوها (دریچه پرواز) باید حتی الامکان خشک و عاری از علف های بلند باشد. با استفاده از علف کش ها با بریدن علف‎ها با قرار دادن مقوا با پوشال کهنه روی علف ها این کار قابل انجام است.
  3. . قرار دادن کندوها در معرض تابش آفتاب، به ویژه در نواحی باران خیز.
  4. کوچک نگه داشتن درب کلنی، به خصوص در مورد کلنی های هسته ای و دیگر کلنی‎های کوچک در اوایل بهار
  5. در اوایل بهار، نباید زود به کندوها طبقه اضافه کرد.
  6.  در زمانی که تعداد زنبوران برای پرستاری از نوزادان و پر کردن فضای خالی کندو کافی نباشد، نباید محل پرورش نوزادان را دو طبقه کرد.

بیماری لوک آمریکایی

بیماری های زنبور عسل

یکی از انواع بیماری زنبور عسل لوک آمریکایی باکتریایی است که فقط نوزادان زنبور عسل را آلوده می کند و سبب مرگ آنها می شود. این بیماری یکی از خطرناک‎ترین بیماری های نوزادان زنبور عسل است که در سرتاسر دنیا گسترش دارد.

این بیماری، برای زنبوداران به عنوان یک بیماری لاعلاج زنبور عسل شناخته شده است. عامل لوک آمریکایی، باسیل لارو سفید است. چون این باسیل در شرایط نامساعد محیط مدت زیادی زنده نمی ماند، پس از تلف شدن لارو زنبور عسل، این باسیل به صورت های غیر فعال در می‎آید و سالیان طولانی به حالت مقاوم باقی می‎ماند. هاگ‎های این باسیل برای نوزادان بیماری زا بوده، ولی زنبوران بالغ در برابر آن مصونیت دارند.

مشکلات مبارزه با بیماری لوک آمریکایی مشکل اول:

مشکل اول:

در اثر این بیماری، لارو مرده به صورت توده ای لزج و چسبنده در حجره خود باقی می ماند که برای زنبورها در آوردن و انتقال لاروهای مرده به بیرون از کندو مشکل است.

مشکل دوم: 

باسیل عامل این بیماری تحت شرایط نامساعد به شکل های غیر فعال در می‎آید که ممکن است تا بیش از ۴۰ سال در محیط بماند و به محض مساعد شدن شرایط، دوباره فعالیت خود را آغاز کند. بسیار اتفاق افتاده است که پس از انهدام کلنی توسط این بیماری و انبار کردن وسایل زنبورداری، پس از گذشت ۲۰ سال یا بیشتر، در اثر استفاده مجدد از وسایل آلوده قبلی، بیماری دوباره ظاهر شده است.

علایم بیماری لوک آمریکایی

بیماری لوک آمریکایی

در اثر این بیماری، معمولا نوزادان در مراحل پایانی لاروی یا ابتدای مرحله شفیرگی می میرند. لاروهای مرده در ته حجره بوده و می توان زبان زنبور را که به شکل رشته ای عمودی به جسد چسبیده است، مشاهده کرد.

با متلاشی شدن بدن لاروها، تغییراتی در سطح بسته شده سلول ها(حجره ها به وجود می آید که باعث ایجاد تفاوت با حجره‎های سالم می شود. معمولا سطح حجره‎های سالم، محدب و گنبدی شکل است، درحالی که سطح حجره های آلوده کمی فرورفتگی دارد و رنگ آن نیز تیره تر است. در این حالت، زنبوران کارگر برای سرکشی و اطلاع از حال نوزادان، سوراخ‎های ریزی در سطح این گونه حجره‎ها (سلولها) ایجاد کرده و سپس آنها را رها می‎کنند.

بنابراین یکی دیگر از علایم این بیماری که با یک نظر به سطح «شان»، قابل مشاهده است، حجره های نیمه بازی است که به طور پراکنده در سطح «شان» وجود دارند. پس از گذشت یک ماه، لارو یا شفیره مرده درون حجره به صورت پوسته‎ای سیاه و خشک به دیواره سلول می چسبد.

اما قبل از این زمان و هنگامی که رنگ لارو هنوز قهوه ای یا قهوه ای تیره است، اگر چوب کبریتی را به درون سلول فرو برده و به هم بزنیم، بقایای بدن لارو که لزج و چسبناک است با درآوردن چوب کبریت به آن چسبیده و به اندازه چند سانتی متر کش می آید.

معمولا لارو پس از بسته شدن حجره اش با درپوش مومی می میرد. در این مورد، پس از یک ماه که درپوش به صورت فرورفته و سوراخ شده در آمد، شخص متوجه این بیماری خواهد شد.معمولا ملکه در سطح شان های آلوده به صورت یکنواخت و یکدست تخمریزی نمی کند، زیرا این گونه شان‎ها حاوی حجره هایی است که در آن ها لاروهای آلوده یا مرده وجود دارند.

راه های انتشار لوک آمریکایی:

علایم بیماری لوک آمریکایی

عامل بیماری به صورت هاگ توسط زنبوردار و خود زنبوران پخش می شود. زنبوردارانی که شان های پر از نوزاد یا عسل را بدون بازرسی کلنی حمل کرده یا یک کلنی را بدون بازدید کردن به دو کلنی تقسیم می کنند، مسئول پخش و گسترش بیماری در سرتاسر زنبورستان هستند.

زنبورها نیز ممکن است هاگ‎های باکتری را به طور خارجی، روی بدن خود و یا به طور داخلی، همراه با عسل در کیسه عسل خود حمل کنند. معمولا زنبورها و به خصوص نرها، از یک کلنی به کلنی دیگر رفته و سبب پخش بیماری می شوند.

جمعیت کندوهای مبتلا به مرور زمان کم شده و ممکن است در معرض غارت کندوهای قوی قرار گیرند که دراین صورت بیماری به این کندوها نیز سرایت می کند. به همان ترتیبی که زنبورها می توانند به طور خارجی و روی بدن خود هاگ بیماری را پخش کنند، زنبورداران نیز به وسیله دستکش و سایر وسایل خود قادرند سبب پخش این بیماری شوند. به همین علت است که استفاده از دستکش در زنبورستان توصیه نمی شود.

خرید وسایل دست دوم زنبورداری، نظیر، کندو و شان آلوده و نیز خرید ملکه و زنبور از منابع نامطمئن، ممکن است سبب شیوع این بیماری شود. برای پیشگیری از شیوع بیماری یا انواع بیماری زنبور عسل ، باید کلنی را قوی و پرجمعیت نگه داشت.

توصیه می شود که به کندوها رنگ‎های مختلفی زده شود تا زنبورها با دیدن رنگ مخصوص کندوی خود به خصوص در شرایط نامساعد هوا، سرگردان نشوند و کندوی خود را به راحتی پیدا کنند. همچنین وجود یک درخت یا هر چیز دیگر در زنبورستان، در جهت یابی به زنبورها کمک می کند و گم شدن زنبورها و رفتن آنها از یک کلنی به کلنی دیگر را کاهش می دهد.

معالجه لوک آمریکایی:

راه های انتشار لوک آمریکایی

بهترین و مؤثرترین راه مبارزه با لوک آمریکایی یکی از انواع بیماری زنبور عسل ، کشتن تمام کلنی‎های آلوده و ضدعفونی ابزار آلات و کندوهای مربوط با حرارت شعله افکن است. در حقیقت این کار باید در سطح کشور به صورت یک قانون به اجرا گذاشته شود. اما این روش نیز تنها در مناطقی موثر واقع می شود که یک برنامه خوب و منظم بازرسی از بیماری به اجرا در آید.

در انگلستان، با بازدید دقیق و اجرای برنامه ضدعفونی ابزار آلات و کندوهای آلوده با حرارت، بیماری لوک آمریکایی به طور مؤثر کنترل شده و تلفات سالیانه کلنی‎ها به کمتر از یک درصد کاهش یافته است.

البته باید توجه داشت که قاب های کندوی آلوده ممکن است حاوی چند زنبور مرده باشد که هر زنبور ناقل ۱ تا ۲ میلیارد هاگ باسيل لوک آمریکایی است. بنابراین پس از تشخیص بیماری در زنبورستان، عملیات زیر باید سریعا به اجرا در آید

۱- قبل از هر کار، باید از غارت زنبورها جلوگیری شود.

۲- کلیه محتویات کندو از قبیل زنبورها، قاب های حاوی نوزاد، شانهای عسل، گونی، در پوش داخلی کندو و غیره را باید سوزاند. برای این کار، ابتدا باید زنبوران داخل کندو را بکشیم. لذا تمام منافذ کندو را می بندیم و سپس مقداری بنزین در کندو می ریزیم.

ظرف چند دقیقه بخار بنزین کلیه زنبورها را می کشد. سپس گودالی حفر کرده و مقداری کاه، كلش یا خرده چوب در کف آن می ریزیم و کندوهای آلوده که زنبوران آنها با بنزین کشته شده اند را به نزدیک گودال برده و محتویات آنها را به تدریج در گودال ریخته و آتش می زنیم و پس از سوختن کامل، روی بقایای سوخته شده خاک می ریزیم.

۳- بدنه کندو، طبقه، در پوش کندو و غیره را با استفاده از حرارت شعله افکن ضدعفونی می کنیم. وسائلی؛ نظير، جداگر ملکه، دودی، برس نرم، ظرف غذاخوری و نظایر آنها را نمی توان با شعله افکن حرارت داد، بلکه باید با استفاده از آب گرم و صابون آنها را شست و با یک ماده ضد عفونی کننده مؤثر، آنها را از آلودگی عاری کرد.

۴- چنانچه بیماری در منطقه شایع شده باشد و کندوهای ما نیز قوی باشند، می توان از سولفاتيازول یا آنتی بیوتیک هایی چون ترامیسین و استرپتومیسین استفاده کرد. البته این داروها فقط باکتری ها را در مرحله رشد و فعالعیت می کشد و تأثیری روی هاگ آنها ندارند.

علاوه بر آن ممکن است دارو در عسل ذخیره شده و پس از مصرف عسل، خطرات جانبی برای انسان به دنبال داشته باشد. بنابراین در مواقعی که از دارو برای پیشگیری استفاده می شود، باید سعی شود این کار در پاییز و پس از استخراج عسل یا در بهار و قبل از شروع جريان شهد در طبیعت صورت گیرد. مقدار مصرف سولفاتيازول برحسب ضعیف یا قوی بودن کلنی به نسبت نیم تا یک گرم در چهار لیتر شربت است.

غلظت شربت در بهار ۱ . ۱ (یک قسمت شکر + یک قسمت آب) و در پاییز ۲.۱ (دو قسمت شکر + یک قسمت باید آب باشد. بهتر است مصرف آنتی بیوتیک ها به صورت خشک و مخلوط با پودر شکر باشد. برای این کار پس از اختلاط این دو به نسبت ۲۰۰ میلی گرم ماده خالص در پودر شکر، مقداری از آن را هر شب روی قاب ها به صورت نواری ریخت و درب کندو را بست. فراموش نکنید که استفاده بی رویه از آنتی بیوتیک ها باعث به وجود آمدن نژادهای مقاوم به آنتی بیوتیک باکتری می شود.

بیماری لوک اروپایی (European Foulbrood)

بیماری لوک اروپایی

یکی از بیماری های خطرناک زنبورعسل لوک اروپایی باکتریایی است که تنها لارو زنبور عسل را آلوده می کند و برخلاف لوک آمریکایی که در مراحل پایانی لاروی سبب مرگ لاروها می شود، لوک اروپایی در مراحل اولیه لاروی (لاروهای ۴ تا ۵ روزه) آنها را می کشد.

عامل لوک اروپایی گونه ای باکتری به نام استرپتوکوکوس پلوتون است که در مراحل اولیه آلودگی به مقدار فراوان در بدن نوزادان دیده می شود، ولی مرگ نوزادان احتمالا توسط یک دسته دیگر از باکتریها تشدید می شود. در پوست لاشه خشک شده نوزادان، باکتری های دیگری چون باسیلوس آلوای و باکتریوم ایوریدیس را به عنوان عوامل ثانویه به مقدار زیاد می توان مشاهده کرد.

علایم بیماری لوک اروپایی و تفاوتهای آن با لوک آمریکایی:

ا- برخلاف لوک آمریکایی، باکتری عامل لوک اروپایی تولید هاگ نکرده و به همین دلیل این بیماری تهدید بزرگی در زنبور داری محسوب نمی شود.

۲- لاروهایی که توسط لوک اروپایی از بین می روند معمولا در مراحل اولیه لاروی هستند در حالی که لوک آمریکایی لاروهای زنبور عسل را در مراحل انتهایی دوره لاروی می کشد.

٣- لاروهایی که با لوک اروپایی کشته می شوند معمولا پیچ خورده و تابیده هستند، در حالی که الاروهای کشته شده توسط لوک آمریکایی، کاملا صاف و کشیده اند.

۴- لاروهایی که توسط لوک اروپایی کشته می شوند، چسبناک نبوده و هرگز به طور محکم به دیواره حجره نمی چسبند و در آزمایش با چوب کبریت، مانند لوک آمریکایی محتویات بدنشان کش نمی آید.

۵- لاروهای مرده در اثر لوک اروپایی، معمولا بوی ترشیدگی دارند و گاه بی بو هستند.

چون مرگ لاروها در بیماری لوک اروپایی قبل از بسته شدن درب سلولها صورت می گیرد، وجود تعدادی سلول در باز در بین سلول های سربسته در سطح «شان» علامت خوبی برای پی بردن به وجود بیماری لوک اروپایی خواهد بود.

بیماری لوک اروپایی

راه های انتشار 

انتشار عامل بیماری در یک کلنی بیمار و در بین کلنی های مختلف یک زنبورداری و زنبورداری‎های مجاور تقریبا به همان طریقی است که در مورد لوک آمریکایی بیان شد، ولی تصور می شود که غارت عسل در انتشار این بیماری کمتر دخالت دارد. بقایای خشکیده لاروهایی که در اثر لوک اروپایی کشته شده و در ته سلول باقی مانده اند بسیار سریع و راحت توسط زنبوران از سلول ها خارج می شود، درحالی که در مورد لوک آمریکایی به علت لزج و چسبناک بودن لاشه لاروها پس از کشته شدن و چسبیدن آنها به کف یا جدار حجره‎ها، حمل آنها توسط زنبوران داخل کلنی تقریبا غیر ممکن است.

پیشگیری از بیماری لوک اروپایی 

همیشه پیشگیری بهتر از درمان است. برای پیشگیری از ابتلای لاروهای زنبور عسل به این بیماری، رعایت نکات زیر ضرروی است:

١- قوی و پرجمعیت نگه داشتن کلنی‎ها.

۲- رعایت اصول بهداشتی.

٣- زمستان گذرانی خوب زنبورها و تغذیه آنها با عسل و گرده گل به جای شربت شکر، زیرا باکتری ها در عسل   نمی‎تواند به رشد خود ادامه دهد.

۴- جلوگیری از غارت توسط زنبوران.

معالجه لوک اروپایی

معالجه این بیماری با استفاده از آنتی بیوتیک تراميسين (اکسی تتراسیکلین) به صورت پودر مخلوط با گرد شکر یا محلول در شربت شکر به همان نسبتی که در مورد لوک آمریکایی گفته شد، انجام می شود. به نظر می رسد که این دارو کنترل مؤثری را اعمال می کند، اما تنها زمانی باید مورد استفاده قرار گیرد که ریشه کنی بیماری غیر ممکن بوده و بتوان به وسیله استفاده از دارو، از تنشی که در اثر بیماری بر کلنی وارد آمده کم کرد. ضمنا نباید از آنتی بیوتیک به مدت طولانی استفاده کرد، زیرا ممکن است حضور بیماری لوک آمریکایی را از چشم مخفی کند.

بیماری لارو کیسه ای یکی از بیماری های خطرناک زنبورعسل

بیماری لارو کیسه ای

لارو کیسه ای یک بیماری ویروسی است که تنها لارو زنبور عسل را آلوده می کند. علت نامیدن این بیماری به «لارو کیسه ای» این است که لاروهای مرده در حجره ها به شکل کیسه ای در می آیند. هیچ دارویی روی ویروس این بیماری مؤثر نیست و برای آن هیچ نوع معالجه ای وجود ندارد. تنها کاری که زنبوردار می تواند انجام دهد، این است که روش های ذاتی و پیشگیری توصیه شده در مورد سایر بیماری ها را به کار بندد.

بیماری لارو گچی یا لارو مومیایی 

بیماری لارو گچی یا لارو مومیایی

این بیماری قارچی است به نام پریسیستیک آپیس از خانواده پریسیستاسه که مراحل مختلف لاروی زنبورها حمله کرده و سبب مرگ آنها می شود. مدت زیادی است که این بیماری در قاره اروپا وجود دارد و پیوسته سبب ضعیف شدن کلنیها می شود.

برای این بیماری راه علاجی یافت نشده است. علت نامیدن این بیماری به لارو مومیایی، این است که لاروهای مرده، مومیایی شده اند (mummified) و ظاهری سفید و گچی (white and chalky) دارند. سفیدی رنگ لاروها وقتی قارچ عامل بیماری به مرحله تولید مثل می رسد، تبدیل به سیاهی می شود.

بیماری نوزما

بیماری نوزما

بیماری نوزما ، یک بیماری واگیردار زنبور عسل است که سبب تضعیف کلنی‎ها و در نهایت مرگ آنها می شود. این بیماری در مناطق مرطوب با زمستان های سرد و طولانی شایع تر از نقاط معتدل، خشک و نیمه خشک است، زیرا در چنین مناطقی زنبوران به علت سرمای زیاد در طول زمستان، مدت بیشتری در کندو حبس هستند.

در نواحی خشک و معتدل که زنبوران در تمام مدت سال قدرت پرواز دارند، این بیماری کمتر دیده می شود. شیوع و شدت نوزما بیشتر در ماه های اسفند، فروردین و اردیبهشت است و با گرم شدن هوا از شدت آن کاسته یا به کلی از بین می‎رود.

در واقع این بیماری فقط در اوایل بهار که کلنی‎ها تحت تنش قرار دارند، به وجود می آید. عامل این بیماری میکروارگانیسمی است به نام Nosema apis که فقط به زنبوران بالغ حمله کرده و نوزادان هرگز به بیماری نوزما مبتلا نمی شوند. این تک یاخته‎ای به سلول های جدار روده میانی زنبور حمله کرده، آنها را تخریب می کند. بنابراین وظایف فیزیولوژیکی و گوارشی زنبور از حالت طبیعی خارج شده و موجب مرگ آن می شود.

نشانه اصلی بیماری نوزما وجود تعداد زیادی زنبور ضعیف جلوی درب ورودی کندو است که به سختی راه می‎روند. بیماری نوزما توام با اسهال است. اسهال یا مسقیما توسط بیماری نوزما عارض می شود یا به علت تغذیه نامطلوب در اثر ضعیف و ناتوان بودن زنبور به وجود می آید.

گاهی نیز غذای کم و نامطلوب در کندو موجب شیوع اسهال بین زنبورهای یک کلنی می شود. بنابراین وجود لکه های اسهالی روی تخته پرواز و قاب‎ها، علامت دیگر این بیماری است. شکم زنبوران مبتلا متورم، براق و چرب به نظر می رسد که این حالت در اثر تجمع هاگ‎های بیماری نوزما در جدار روده زنبور است. شکم زنبوران سالم به رنگ قهوه ای تیره با خطوط حلقوی است، درحالی که شکم زنبوران مبتلا به دلیل وجود هاگ‎ها به رنگ سفید یا شیری و سطح آن صاف و عاری از خطوط حلقوی است.

راه های انتشار بیماری نوزما

راه های انتشار بیماری نوزما

در فصل فعالیت کلنی، زنبورهای بیمار عامل انتقال بیماری به کندوهای سالم هستند قاب های آلوده نیز منبع آلودگی و انتشار بیماری در بین کندوهای سالمند. در زمستان استقرار کندوها در مناطق مرطوب و بادگیر که برای زنبورها نامطلوب است، به بروز و تشدید بیماری کمک می کند. بنابراین کندوهای خود را برای زمستان گذرانی باید طوری آماده کنید که با برخورداری از تهویه کافی، از تجمع رطوبت در آنها جلوگیری شود.

کلنی زنبورها، برای رقیق کردن عسل و تغذیه نوزادان و زنبورهای بالغ و نیز برای خنک کردن کندو در تابستان، تهویه مناسب و غیره نیاز به آب زیادی دارد. از آنجا که آب‎های ساکن اطراف زنبورستان ممکن است آلوده به هاگ این بیماری باشد و این هاگ‎ها توسط زنبوران آب‎بر به سایر زنبورها منتقل شود، بهتر است آب تازه و سالم و در صورت امکان آب جاری در اختیار زنبورها قرار داده شود. همچنین محل آبشخور زنبور عسل باید طوری باشد که لاشه زنبوران و مدفوع آنها به داخل آب نریزد.

معالجه بیماری نوزما

۱- فوماژیلین (Fumagillin) تأثیر نسبتا خوبی روی بیماری نوزما دارد، ولی گران است.

۲- استفاده از فومیدیل ب ( Fumidil – B ) در پاییز به میزان ۲۰۰ میلی گرم برای هر کندو در ۸ لیتر شربت ۲.۱ (دو قسمت شکر و یک قسمت آب)، بیماری را در بهار سال بعد کنترل کرده و نیازی به تکرار دارو در بهار نیست.

۳- استفاده از آپیمیسین نیز توصیه می شود. هر بسته از دارو را در یک لیتر شربت ۱.۱ (یک قسمت شکر و یک قسمت آب) حل کنید و به هر کندو بدهید.

انتخاب ملکه مقاوم به بیماری‎ها

انتخاب ملکه مقاوم به بیماری‎ها

یکی از راههای مقابله طبیعی با بیماری‎ها، انتخاب ملکه مناسب و مقاوم به بیماری‎هاست. به بیان ساده تر، بعضی از نژادهای زنبور عسل نسبت به نژادهای دیگر و نسبت به عوامل بیماریزا از خود مقاومت بیشتری نشان می دهند.

یکی از دلایل عمده ای که زنبور نژاد ایتالیایی (Italian bees) مورد تأیید و بهره برداری بیشتر زنبورداران است، مقاومت طبیعی این نژاد نسبت به بیماری هاست. بنابراین با تعویض ملکه های نژادهای حساس به بیماری ها و جایگزین کردن آنها با ملکه های نژادهای غیرحساس یا کمتر حساس، می توان بیماری‎ها را به خوبی تحت کنترل در آورد. یک ملکه جوان همیشه نیرومندتر از یک ملکه پیر است؛ ملکه های جوان تعداد زیادی تخم می گذارند و مقدار بیشتری فرمون تولید می کنند.

افزایش تعداد تخم به معنی افزایش جمعیت و قوی شدن آن است و ترشح زیادتر فرمون ملکه باعث نظم اجتماعی بیشتر و مدیریت قوی‎تر جمعیت فعال توسط ملکه می شود. این نکته را در مدیریت زنبورداری همواره باید به خاطر سپرد که کلنی‎های کم جمعیت و ضعیف نباید در زنبورستان وجود داشته باشد، زیرا   این نوع کلنی‎ها دیر یا زود به یکی از بیماری‎ها یا آفات مبتلا شده و منبع آلودگی برای سایر کلنی‎ها می شوند. بنابراین با مشاهده کلنی‎های کم جمعیت و ضعیف، باید فورا به فکر چاره؛ یعنی، ادغام آنها و تشکیل جمعیتهای قوی تر باشیم.

راهنمای خصوصیات مقایسه ای بیماری های نوزادان زنبور عسل

خصوصیات قابل مشاهده لوک  مریکایی               American foulbrood لوک اروپایی foulbrood لارو کیسه ای Socbrood
ظاهر شان نوزادیحنجره های در بسته درپوش های مومی  تغییر رنگ داده، فرو رفته یا پاره شده        حجره های غیردربسته  برخی از حجره های دربسته در حالات پیشرفته با درپوش های تغییر رنگ داده، فرو رفته یا پاره شده            حجره های پراکنده با درپوش های پاره شده و غالبا با دو سوراخ          
سن لارو مردهمعمولا لاروهای درپوشیده بالغ تر با شفیره جوانمعمولا لاروهای جوان  غیردرپوشیده و گاهی لاروهای درپوشیده مسن‎ترمعمولا لاروهای درپوشیده مسن و گاهی لاروهای جوان بی درپوش
رنگ لارو مردهسفید کدر که به رنگ قهوه ای روشن یا قهوه ای تیره یا تقریبا سیاهسفید کدر به رنگ سفید مایل به زرد، تا قهوه ای تیره یا تقریبا سیاهمایل به خاکستری یا گاهی به رنگ قهوه ای ، سیاه مایل به خاکستری یا سیاه در می آید و انتهای سری سیاه است
یکنواختی لارو مردهنرم که به تدریج به صورت چسبناک تاکشناک در می آیدآبکی تا خمیری و به ندرت چسبناک و کشناکآبکی و دانه ای که پوست خشن آن یک کیسه تشکیل می دهد
بوی لارو مردهبه صورت جزیی تا بوی چسب مشخص میدهدبه صورت جزیی یا مشخص بوی ترشی می دهد
خصوصیات scaleلار و مرده به صورت یکنواخت در ته حجره قراردارد و محکم به دیواره حجره میچسبد. زبان کوچک و ریسمان مانند سر شفیره مرده به سقف حجره می چسبد و سر به صورت پهن شده قرار می گیرد.معمو لارو به صورت پیچیده در حجره قرار    می گیرد. به سختی به دیوارها حجره نمی چسبد و حالت لاستیکی دارد.سر رو به طور مشخص به طرف بالا می پیچد. به سختی به دیواره حجره نمی چسبد. به صورت پهن در ته حجره قرار  می گیرد. بافت خشن و شکننده دارد.
دسته بندی پرورش زنبور عسل
اشتراک گذاری

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+926 محصولات
+1647 سفارشات تکمیل شده
+2187 کاربران
+4751 مطالب وبلاگ
سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود به سایت