تناوب زراعی از کشاورزی رایج تا ارگانیک

کاربر8کاربر8
443 بازدید
تناوب زراعی از کشاورزی رایج تا ارگانیک

هدف اصلی مبحث تناوب زراعی از کشاورزی رایج تا ارگانیک این است که به کشاورزان ارگانیک کمک کند تا تناوب های کشت محصول را در زمین برنامه ریزی کنند. با این وجود، توضیح مختصری از اینکه چطور باید محصولات را در حین انتقال از شیوه سنتی به شیوه مدیریت ارگانیک ترتیب بندی کنیم، می تواند برای کشاورزان ارگانیک تازه کار و همچنین کشاورزانی که زمین های بیشتری را به مزراع خود اضافه کرده اند مفید باشد.

مزارع ارگانیک در شمال شرقی ایالت متحده معمولا یا با زمینی آغاز می شود که قبلا با تکنیکهای سنتی کشت میشد و یا با زمینی که به مدت چندین سال نیمه زراعی بوده است. در هر دو حالت، بهبود خاک و مدیریت علفهای هرز معمولا از چالش های بزرگی به شمار می آیند.

تبدیل زمین قدیمی به مزرعه سبزیجات

کشاورزان ارگانیک زیادی، در شمال شرقی ایالات متحده بر روی زمینی، کار خود را آغاز می کنند که چندین سال زمین علف خشک یا چراگاه بوده است. اغلب مدیران قبلی هیچ کود یا آفت کشی را در چند سال قبل به زمین نزده اند و بنابراین زمین را می توان به سرعت به صورت ارگانیک در آورد.

دوره طولانی علفی بودن زمین، کیفیت فیزیکی خاک را بهبود می دهد اما تولید چندین تن علف خشک در هر جریب به مدت چندین سال می تواند مواد مغذی خاک را تقلیل داده باشد.

زمینهای چمن قدیمی و چراگاه ها محل های خوبی برای انتشار گونه های علفهای هرز همیشگی است. همچنین، بعضی از گیاهان علوفه ای مانند جارو علفی در زمینهای سبزیکاری ارگانیک از لحاظ علفهای هرز مشکل ساز می باشد. در آغاز کار، ارزیابی سیستماتیک گونه های گیاهی موجود در خاک و مشخص کردن مشکلات علف هرز موجود می تواند بسیار ارزشمند باشد.

انجام یک بررسی اولیه به اجتناب از انتشار چندین گونه از علفهای هرز مانند نیلوفر صحرایی در هنگام کشت و زرع کمک می کند. اگر هر گونه علف هرز دائمی مضر در زمین فراوان باشد، انتخاب زمین دیگر با استفاده از روش های قراردادی را برای کنترل علف های هرز در نظر بگیرید قبل از اینکه بخواهید زمین را بصورت کشت ارگانیک در بیاورید.

اگر انجام بررسی اولیه عملی نباشد، بهترین کار این است که فرض کنیم که علف های هرز دائمی مشکل اساسی را پیش می آورند. کاهش تعداد علفهای هرز به سطح قابل مدیریت در آغاز کار باعث سود زیادی از لحاظ نیروی کار در سالهای آینده می گردد.

در نتیجه، فصل رشد کامی محصولات پوششی و دوره های غیر زراعی اغلب سرمایه گذاری خوبی در هنگام تبدیل علفهای قدیمی به زمین تولید سبزی است. اگر علفهای هرز دائمی در محصول پوششی پاییزی پس از غیر مزروع بودن رخ دهند، سال دیگری برای غیر مزروع بودن و محصولات پوششی مورد نیاز خواهد بود.

یک سال کامل برای کنترل علف های هرز و افزایش کیفیت خاک عملی نیست و تقسیم دوره به توالی کشت محصول سال اول می تواند به کنترل علف های هرز کمک کند. برای مثال، می توان پس از محصول کاهو در بهار یا قبل از گل کلم در پاییز بر روی علف ها کار کرد.

البته از رها کردن خاک به صورت غیر زراعی در بهار یا اواسط تا اواخر پاییز اجتناب کنید چون این کار به رشد علفهای هرز و تقلیل مواد مغذی خاک کمک می کند. فرآیند انتقال با فصل کاملی از علوفه و محصولات پوششی آغاز شود یا نه، در هر صورت محصول نقدی اول پس از علوفه باید کاشت شود نه اینکه مستقیمأ بذرکاری شود.

بطور کلی، تعیین محصولات پوششی زیاد در تناوب کشت در چند سال اول انتقال برای ایجاد کیفیت فیزیکی خوب خاک، افزایش ذخایز مواد مغذی، و مقابله با علفهای هرز پیشنهاد میشود. خاکهایی که در طی چند سال در کیفیت فیزیکی و ذخایر مواد مغذی ساخته شده اند اغلب از محصولات سبزی چندگانه در یک فصل رشد منفرد پشتیبانی می کنند.

البته در حین انتقال، کشت محصول چندگانه ممکن است باعث بازده کم و تولید با کیفیت پایین گردد، در حالی که سرمایه گذاری در توسعه خاک و کنترل علف هرز از طریق کشت محصول پوششی و کود گیاهی، مبنایی را برای رونق بلند مدت ایجاد می کند.

تبدیل از کشت محصول سنتی به مزرعه علوفه

تبدیل از کشت محصول سنتی به مزرعه علوفه

وقتی که زمین توسط ابزار سنتی کشت می گردد، اغلب مواد آلی خاک و کشت و زرع خاک پایین می باشد. اگر زمین دارای محصولات زراعی باشد، علفهای هرز زیاد احتمالا در همه فصلها داشته باشد.

اگر مزرعه برای کشت علوفه کاربرد داشته باشد، آغاز انتقال با یک محصول علوفهام مانند یونجه یا ترکیب علوفه – بقولات مزایای زیادی به دنبال دارد. چندین سال کشت علوفه ساختار خاک و مواد آلی را بهتر خواهد کرد. به علاوه، علفهای هرز سالیانه فرصت این را نخواهند داشت که در زمین زراعی علف برداشت شده تولید بذر کنند، بنابراین تراکم بذور آنها در خاک توسط مرگ طبیعی کاهش می یابد. البته تولید بذرهای زیاد ممکن است در طی سال کشت محصول علوفه ای رخ دهد و برای جلوگیری از این باید ساقه را از خاک در بیاوریم.

معمولا کشاورزان ارگانیک علوفههای دائمی را با محصولات حبوبات کوچک کشت می کنند. محصولات نگهدارنده به مقابله با علفهای هرز کمک می کنند. محصولات زمستانی مانند گندم زمستانی و گندم آلمانی نسبت به حبوبات بهاری، مقابله بهتری در برابر علفهای هرز دارند زیرا آنها از قبل در بهار رشد کرده اند، زمانی که علف های هرز در زمین شروع به جوانه زدن می کنند.

همچنین، آنها قبل از بیشتر علفهای هرز بهاری برداشت می شوند. شبدر قرمز اگر در اوایل بهار در سطح خاک بذر افشانی شود، به خوبی رشد می کند. در حالی که انجماد زمستانی رو به پایان است. برای یونجه و علف، کشت با سیستم بدون خاکورزی ایمن تر است. حبوبات بهاری و علوفه ها را میتوان به صورت همزمان کشت کرد.

اغلب علوفه در پاییز پژمرده می گردد تا در زمستان به کلی از بین برود، و یک محصول پوششی مانند چاودار نیز کشت می شود تا از فرسایش خاک در زمستان جلوگیری کند. اگر علوفه حاوی یک مؤلفه ضروری از حبوبات باشد، کشت یک ذرت در سال بعدی پیشنهاد می گردد. باید از کشت این محصول ذرت در بهار خودداری نمود.

کشت در اواخر بهار به علف های هرز بیشتری اجازه میدهد که قبل از آماده سازی بستر دانه نهایی جوانه بزنند، تلفات بذر در مقابل حشرات و پوسیده شدن کاهش می یابد و این اطمینان ایجاد می گردد که ذرت با سرعت کافی رشد کند تا بصورت رقابتی باقی بماند.

ذرت برای بازیابی کیفیت خاک نمی تواند کاری انجام دهد، بنابراین اگر برای علوفه انبار شده در سیلو برداشت شود، پس از برداشت یک محصول پوششی از حبوبات زمستانی را بذر افشانی نمود. کشت محصول پوششی پس از ذرت، بازده را افزایش نمی دهد اما زمان زیادی را برای توسعه پوشش خوب قبل از زمستان فراهم می سازد.

حبوبات نقدی یا سبزیجات در یک مزرعه بدون علوفه

اگر مزرعه به علوفه نیازی نداشته باشد، توالی کشت انتقال احتمالا بر مبنای محصولات پوششی خواهد بود تا کیفیت خوبی برای خاک ایجاد گردد. بسترهای قدیمی بذر و دوره های غیر زراعی دیگری ممکن است مورد نیاز باشد تا تراکم علفهای هرز کاهش یابد.

در مزرعه سبزیجات، بر محصولات دانه بزرگ مانند ذرت شیرین و لوبیای فرنگی در چند سال بعدی باید تمرکز نمود. کاشت این محصولات این رقابتی تر و آسان تر است. محصولات کوتاه – فصل مانند کاهو در اوایل انتقال سودمند هستند چون می توان آنها را قبل از جوانه زدن علفهای هرز برداشت کرد.

آنها ممکن است زمان کافی برای افزایش کیفیت بهتر خاک را نیز فراهم کنند. در اوایل انتقال، محصولات پوششی زمستانی برای افزایش کیفیت خاک بسیار مهم هستند. در نتیجه، باید از محصولاتی که خیلی دیر برداشت می شوند و از بذرافشانی محصولات پوششی پس از محصولات نقدی اجتناب کرد. نتیجه کار بهتر خواهد بود اگر دامنه محصول پوششی توسط کشت و زرع یا کندن علف های هرز پوشیده شود.

در مزارع حبوبات نقدی، باید از آغاز انتقال با ذرت اجتناب کرد، حتی اگر این محصول منطقی بعدی برای زمین زراعی باشد. ذرت احتمالا با کمبود نیتروژن در اوایل فرآیند انتقال مواجه خواهد شد، مگر اینکه از مقدار زیادی کود کشاورزی، کود آلی، یا کودهای ارگانیک گران قیمت استفاده شود.

برعکس، سویا نیتروژن مورد نیاز خود را تأمین می کند. در صورت امکان، یک غله زمستانی مانند گندم یا گندم آلمانی را پس از برداشت سویا کشت می شود. این کار ممکن است نیازمند استفاده از سویای کوتاه فصل باشد. حبوبات زمستانی مزایای زیادی در اوایل انتقال دارد. چون خاک هنوز نیتروژن کافی ندارد، می توان از کود یا منابع نیتروژن استفاده کرد. سیستم ریشه های گسترده حبوبات به افزایش کیفیت خاک کمک می کند.

حبوبات نقدی

کشاوران حبوبات ارگانیک زیادی در شمال شرقی ایالات متحده را با شبدر در اواخر زمستان کشت می کنند. شبدر به تدریج رشد می کند اما برای رشد سریع در زمان برداشت حبوبات آماده خواهد بود. اگر علفهای هرز بذر افشانی کرده باشند، با کمباین سطح پایین بقولات را درو می کنند تا قسمت زایشی و گلهای علفهای هرز قطع شود.

اگر علفهای هرز هنوز در زمان برداشت محصول اصلی در مرحله گلدهی باشند، با کمباین سطح بالایی حبوبات را درو می کنند قبل از اینکه علفهای هرز رشد کنند. شبدر با رشد علفهای هرز بخوبی مقابله می کند.

شبدر نیتروژن کافی را برای محصول ذرت در سال بعد تأمین می کند. اگر فصل ر به اندازه کافی بلند باشد، پس از برداشت، یک محصول پوششی را می توان کاشت. در غیر این صورت یک محصول پوششی را در کشت آخر کشت می کنند.

دانه های کوچک مانند شبدر پس از کشت وارد خاک می شوند، اما بذور بزرگ تر باید قبل از کشت بذر افشانی شوند. کشت ذرت در آخرین زراعت معمولا سودمند است اما بعضی اوقات نیز به علت خشکسالی در حین رشد محصول پوششی با شکست مواجه میشود.

مثال هائی از تناوب در کشت آبی

در ارائه مثال های تناوب زراعی در شرایط کشت آبی برای هر اقلیم به عوامل سازگاری محصول، طول آیش فصلی بین دو محصول برای تهیه بستر و کاشت و توالی محصولات بر اساس نیاز به ساختمان خاک توجه شده است. سایر عوامل باستی بر اساس شرایط خاص مزرعه ملحوظ گردند.

در این جا فقط امکان ارائه تعداد محدودی مثال برای هر منطقه اقلیمی وجود دارد. دو ناحیه با باران فراوان و محدود در منطقه اقلیمی با تابستان مرطوب از نظر تناوب آبی کم و بیش مشابه می باشند. تفاوت مهم می تواند به مناسب تر بودن ناحیه با باران فراوان برای کاشت برنج به دلیل بالائی سفره آب زیرزمینی و نامساعد بودن شرایط برای کاشت گندم و جو باشد. مثال هائی از تناوب برای ناحیه سواحل خزر به شرح زیر می باشد:

۱- یونجه (۵ -۴ سال) – پنبه – ذرت – توتون

۲- شبدر برسیم (آخرین چین به عنوان کود سبز) – سیب زمینی پائیزه، ذرت دانه ای- کلزا – گندم

3- شبدر برسیم، برنج – شبدر برسیم، برنج – آیش

۴- باقلا (برداشت به صورت نیام سبز)، پنبه – آفتاب گردان – ذرت سیلوئی

۵- برنج – برنج – آیش

۶- برنج – برنج – آیش – پنبه

۷- يونجه (۵-۴ سال) – پنبه – آفتاب گردان – گندم – جو

۸- ذرت دانه ای یا آفتاب گردان – سویا – گندم – جو

۹- یونجه (۵-۴ سال) – گیاهان جالیزی یا سبزیها – ذرت دانه ای – گندم یا جو

در نواحی اقلیمی با تابستان خشک، عامل مقدار باران تاثیر زیادی بر تناوب انتخابی تحت شرایط کشت آبی ندارد. به همین جهت در ارائه مثال هایی از تناوب، بیشتر به سازگاری محصول توجه شده است.

مثال هائی از تناوب در ناحیه اقلیمی با زمستان ملایم

1- يونجه (۶-۴ سال) – پنبه – ذرت سیلوئی تابستانه – لوبیا چشم بلبلی یاماش -گندم یا جو

۲- یونجه (۶-۴) سال – محصولات جالیزی یا سبزی ها – سیب زمینی پائیزه، ذرت سیلوئی تابستانه – ذرت خوشهای علوفه ای – بادام زمینی گندم یا جو

٣- شبدر ایرانی – آفتاب گردان، برنج – آیش – جو

۴- برنج – برنج – آیش – جو

۵- شبدر ایرانی (آخرین چین به عنوان کود سبز) – چغندر قند پائیزه – گندم – جو

۶- یونجه (۵-۴ سال) – ذرت – تنباکو – گندم یا جو

۷- گندم – تنباکو – جو – آیش

مثال هائی از تناوب در نواحی اقلیمی با زمستان کمی سرد تا نیمه سرد

تناوب در نواحی اقلیمی

۱- یونجه (۶-۴) سال – پنبه – ذرت سیلوئی- لوبیا – گندم

۲- یونجه (۶-۴) سال – چغندر قند- گلرنگ- گندم یا جو

٣- يونجه (۶-۴) سال – چغندر قند – تنباکو – گندم یا جو

۴- یونجه (۶-۴) سال – چغندر قند – سیب زمینی – گندم یا جو

۵- شبدر یک چین، برنج – گندم – جو

۶- شبدر ایرانی یک ساله (چند چین) – سیب زمینی – جو، ذرت سیلوئی یا آفتاب گردان – گلرنگ- گندم

مثال هائی از تناوب در ناحیه اقلیمی با زمستان سرد

۱- یونجه (۶-۴ سال) – چغندر قند- گلرنگ یا لوبیا۔ گندم یا جو

۲- اسپرس (۵-۴) سال – سیب زمینی گندم – گندم

٣- يونجه (۶-۴) سال – سیب زمینی – ذرت سیلوئی ۔ جو بهاره – گندم

۴- شبدر ایرانی – سیب زمینی – آفتاب گردان – گلرنگ- گندم – جو بهاره

۵- شبدر ایرانی – گندم – جو

۶- شبدر – سبزی های بهاره – ذرت سیلوئی۔ لوبیا۔ گندم یا جو

تناوب غلات با لگومها در دیم کاری

نباتات خانواده لگومینوز بعلت دارا بودن ویژگی مربوط به تثبیت ازت، احياء خاک و تقویت میکروارگانیسم های خاک و در نتیجه افزایش حاصلخیزی آن در زراعت مدرن عامل عمده ای محسوب می گردند. زیرا سبب افزایش راندمان محصول غله و تولید علوفه می گردند.

براین اساس از گیاهان علوفه ای این خانواده از قبیل یونجه، شبدر و حبوبات در تناوب دیم غلات استفاده میشود. این روش در ممالک دیم خیز مشابه با شرایط کشور ما یعنی در کشورهای استرالیا و ترکیه عمل شده و نتایج موفقیت آمیز نیز داشته است.

براساس تحقیقات انجام شده در کشور استرالیا با کشت یونجه و شبدر مقدار ۷۰ کیلوگرم ازت و حدود ۵۰۰۰ کیلوگرم علوفه تر، در هکتار بدست آمده است و بسیار بجا خواهد بود که از تجربیات و نتایج تحقیقات این کشورها در این زمینه استفاده شود البته از نباتات علوفه ای این خانواده که به صورت خودرو می باشند در مناطق دیم خیز کشور ما وجود دارند.

بنابراین شناخت لگومهای بومی مناطق مختلف و اتخاذ روشهای مناسب در جهت حمایت از آنها به تنظیم تناوب مطلوب کمک می نمایند، در غیر اینصورت میتوان از بذور انتخابی خارجی با توجه به سازگاری آنها با مناطق مختلف در این زمینه استفاده نمود.

گونه های متعدد یونجه و شبدر مورد استفاده در دیم کلا مبدأ مدیترانه ای دارند که طی سالیان گذشته به دیگر نقاط جهان رفته است، بطوریکه در نیم قرن گذشته در کشور استرالیا کاربرد لگومها در تناوب غیر دیم صورت گرفته و تحقیقات ارزنده ای نیز در این مورد بعمل آمده است.

موضوع قابل توجه این است که نباتات علوفه ای فوق الذکر یکساله بوده و اغلب دارای بذور سخت می باشند که پس از پخش آن در خاک بعلت همین خاصیت در سال بعد از گندم نیز سبز میشوند و لزومی به بذرکاری مجدد نمی باشد و بدین ترتیب کشت یکسال در میان گندم – یونجه بجای سیستم کشت یکسال در میان گندم و آیش با تمام محسناتی که دارد عملی می گردد.

محسنات و مزایای استفاده از لگومها در تناوب دیم

محسنات و مزایای استفاده از لگومها در تناوب دیم

لگومها علاوه بر تأمین مواد غذایی دام که بصورت چرا و حتی برداشت علوفه نیز انجام میشود (چرای دام بخاطر پخش فضولات قابل اهمیت می باشد و از این طریق مقادیر متنابهی به مواد آلی خاک افزوده شده و در مصرف کود ازته نیز صرفه جویی می گردد که ارزش آن فوق العاده خواهد بود) ریشه های آنها که به عمق خاک نفوذ می کنند موجب تکثیر و تقویت میکروارگانیسم ها و افزایش حجم خاک گشته و از نظر اصلاح خاک و تنظیم اسیدیته خاک مفید و مؤثر می باشد.

همچنین باعث حفظ رطوبت در عمق خاک می شود که خود موجب تسهيل عمليات زراعتی خواهد بود. علاوه بر این تثبیت خاک از نظر خطر فرسایش آبی و بادی و کنترل علفهای هرز به دلیل غالب بودن لگومها به سایر نباتات علوفه ای از دیگر محسنات آنها است (در زراعت آبی نیز برای کنترل علف های هرز از کشت متراکم یونجه و بخصوص شبدر استفاده میشود) و در مجموع با استفاده از کاربرد لگومها در تناوب زراعت دیم، نسبت به آیش بودن علاوه بر دستیابی به یک محصول خوب و مطمئن غله و علوفه به تولید فرآورده های دامی که برای اقتصاد کشور حیاتی است کمک شایانی خواهد شد که امید است هر چه زودتر این مهم در مناطق مساعد و دیم زارهای کشور عملی شده و شاهد نتایج آن باشیم.

نقش بقولات در تناوب زراعی بر عملکرد محصول و کاهش آفات و بیماریها

تاثیر تناوب زراعی بر عملکرد گیاهان زراعی در تناوب گیاهان بقولات – غیر بقولات پژوهشگران متعددی به نقش مفید و مؤثر کشت متناوب محصولات زراعی در افزایش عملکرد، تاکید و آن را اثر تناوب نام نهاده اند. این اصطلاح در حقیقت به این مفهوم اشاره دارد که در اغلب سیستم های تناوبی، توالی گیاهان زراعی نسبت به الگوی تک کشتی، عملکرد گیاه زراعی را افزایش خواهد داد.

در تناوب های دارای بقولات، اثرات مفید این گیاهان صرفا به اثرات بیولوژیکی محدود نمی گردد، زیرا چنانچه به همان میزان کود نیتروژنه برای شرایط تک کشتی فراهم کنیم و یا به صورت مصنوعی نیتروژن بیولوژیکی وارد مجموعه شود، باز هم این سیستم زراعی اثرات کاشت تناوبی بقولات را نشان نخواهد داد.

برخی از این اثرات تجمعی شامل بهبود در رطوبت و عناصر غذایی خاک، ساختار فیزیکی- شیمیایی خاک و نیز بهبود جوامع میکروارگانیسم خاک می باشند. بنابراین به جهت دارا بودن چنین خصوصیاتی (فواید نیتروژنه و غیر نیتروژنه) از زمان های قدیم بقولات بخش مهمی از کشاورزی و به خصوص زراعت را شامل شده اند.

بهبود در عملکرد غلاتی که پس از بقولات تک کشتی قرار می گیرند، بین0.5 تا ۳ تن در هکتار گزارش شده که مطابق با ۳۰ تا ۳۵ در صد افزایش در مقایسه با شرایط تک کشتی غلات – غلات است. اطلاعات موجود نشانگر این موضوع است که بخشی از این بهبود در عملکرد غلات مربوط به نیتروژن باقی مانده در خاکی است که به گیاه غلات بعدی در تناوب منتقل شده است.

تاثیر تناوب با بقولات بر روی میزان نیتروژن موجود در خاک

۱- مقایسه تناوب بقولات – سورگوم با عدم تناوب بقولات – گلرنگ

در آزمایشات درازمدت تناوب، که از سال ۱۹۸۳ در مرکز اکريسات (ICRICAT) در هندوستان انجام می شود، در طی یک دوره ۱۰ ساله با بررسی اثر نیتروژن باقی مانده از کشت بقولات بر گیاهان بعدی، بر روی عملکرد سورگوم با الگوی تناوبی بقولات – غیربقولات در مقایسه با شرایط عدم حضور بقولات – گلرنگ مشاهده شده است.

از فواید دیگر ورود بقولات در تناوب نسبت به تناوب های بدون بقولات، بهبود در میزان معدنی شدن نیتروژن در خاک است. میزان افزایش این پارامتر بسته به نوع گیاهان متفاوت است. در این خصوص دیده شده است که گیاهان ماش و باقلا در یک تناوب هشت ساله نسبت به شرایط تک کشتی جو، فراهمی نیتروژن را به میزان سالانه ۹۰ کیلوگرم نیتروژن در هکتار و در مجموع حدود ۵ برابر افزایش داده است.

۲- مقایسه تاثير تناوب غلات – بقولات دانه ای

بهبود عملکرد ناشی از قرار گرفتن بقولات دانه ای در توالی با غلات – بقولات دانه ای: این تناوب قادر به افزایش معنی دار عملکرد غلات پس از خود هستند که این بهبود در عملکرد معادل با تاثیر کاربرد حدود ۵۰ تا ۱۰۰ کیلوگرم نیتروژن در هکتار می باشد.

اثر نیتروژن باقی مانده بقولات (يا حبوبات در گیاهان غیربقولات پس از خود، شامل مجموعه اثرات نیتروژنه و غیر نیتروژنه میباشد. تفاوت در عملکرد غلات پس از نخود نسبت به غلات پس از غلات در نتیجه اثرات مفید نیتروژنه بقولات خواهد بود.

به عبارتی دیگر اختلاف به وجود آمده در عملکرد اساسا ناشی از بهبود وضعیت نیتروژن خاک پس از یک گیاه بقولات می باشد. اما در اغلب موارد این اختلاف عملکرد به طور کامل جبران نخواهد شد. بدیهی است چنین وضعیتی در نتیجه حضور سایر عوامل مفید غیر نیتروژنه روی داده است.

الف – افزایش عملکرد غلات پس از بقولات ناشی از اثرات مفید مواد غیر نیتروژنه

در بسیاری موارد جذب بیشتر نیتروژن خاک برای گیاهان پس از حبوبات بر اثر بقولات در شکستن چرخه حشرات و بیماریها در غلات، مقادیر بیشتر فراهمی آب خاک پس از گیاهان حبوبات. بهبود و افزایش چرخه عناصر غذایی (زیرا سرعت تجزیه شوندگی بقولات در خاک بیشتر و آزادسازی سایر عناصر غذایی علاوه بر نیتروژن نیز سریعتر از بقایای غلات است).

 افزایش عملکرد غلات

رشد بهتر و عمیق تر ریشه در نتیجه بهبود برخی خصوصیات خاک (مانند کاهش مواد آللوپاتیک مضر که همراه با بقایای غلات هستند) و نیز رهاسازی مواد تسریع کننده رشد از بقایای تجزیه شده بقولات، نسبت داده میشود. به طور کلی کاهش شیوع و شدت علفهای هرز و بیماریها به علت ورود بقولات در تناوب ممکن است مهمترین عامل اثرات مفید غیر نیتروژنه محسوب شود.

شواهد نشان میدهد ورود سایر گیاهان برگ پهن در تناوب همچون برخی دانه های روغنی نیز به طور مشابه، اثرات مفید غیر نیتروژنهای برای گیاهان غلات پس از خود تولید می کند.

ب- تاثیر مثبت بقولات بر عملکرد گیاهان زراعی ناشی از مواد غیرنیتروژنه

بنابه گفته پینتر و همکاران (۱۹۹۵)، برخی از گیاهان زراعی مانند کلزا و کودهای سبز به عنوان گیاهان خاکساز شناخته شده اند، زیرا سودمندی عمده آنان در نتیجه افزایش ماده آلی خاک، محتوی بیشتر آب خاک، ساختار بهتر خاک و عمیق تر کردن خاک سطحی میباشد. به علاوه متفاوت بودن خصوصیات گیاه شناسی و زراعی کلزا در تناوب با گندم باعث کاهش برخی از بیماری های گیاهی می گردد.

ج-افزایش عملکرد غلات پس از اثرات مواد نیتروژنه:

عملکرد غلات پس از بقولات تا حد زیادی بستگی به مقدار نیتروژنی دارد که توسط بقولات به خاک اضافه میشود. مقدار نیتروژن تثبیت شده در این شرایط متغیر بوده (بین ۷۸ تا ۵۰۴ کیلوگرم در هکتار) و در اکثر موارد بقولات دانه ای مانند نخود، سویا، لوبیا، و بادام زمینی میزان نیتروژن خاک را کمتر از بقولات علوفه ای همچون یونجه و شبدر افزایش داده اند.

به طور کلی بقولات در هر الگوی تناوبی علاوه بر تاثیر مشخص بر عملکرد گیاهان زراعی، به واسطه افزایش فرایند معدنی شدن مواد آلی و فراهمی نیتروژن بیولوژیکی به عنوان منبع نیتروژن برای گیاهان زراعی پس از خود نقش مهمی در کاهش تقاضای انرژی مصرفی را نیز دارا میباشند.

روش رایج افزایش یا فراهمی مجدد نیتروژن خاک، ورود بقولات علوفه ای به تناوب می باشد. برای مثال دیده شده که میزان پروتئین موجود در ریشه و بخشهای برداشت نشده در گیاهان یونجه ۲ تا ۳ ساله معادل ۱۹۰ پوند در ایکر است.

حدود ۸۰ درصد از این مقدار یعنی حدود ۱۵۰ پوند در ایکر، ناشی از نیتروژن تثبیت شده به صورت همزیست میباشد مابقی ناشی از ماده آلی خاک بوده که در واقع یک منبع انرژی فراهم شده بدون مصرف سوخت های فسیلی محسوب می گردد.

دسته بندی ارگانیک
اشتراک گذاری

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+926 محصولات
+1647 سفارشات تکمیل شده
+2187 کاربران
+4751 مطالب وبلاگ
سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود به سایت