ناتوانی در یادگیری کودکان

کاربر ۱۰کاربر ۱۰
540 بازدید
ناتوانی در یادگیری

در این بخش، هدف ما با بخش های دیگر تفاوت دارد، زیرا اطلاعاتی درباره معمول ترین ناتوانی در یادگیری ها را در اختیار شما قرار خواهیم داد و راهنمایی هایی برای تشخیص آن در کودک ارائه خواهیم کرد. ما همچنین، راه حل هایی را پیشنهاد خواهیم کرد تا به خانواده کمک کند که رفتار درستی با کودکانی که چنین ناتوانی هایی دارند، داشته باشند. برای اطلاعات بیشتر به ادارات و مؤسساتی که در این زمینه تخصص دارند، مراجعه کنید.

کودک به دلایل متعددی ممکن است نتواند در مدرسه یادگیری خوبی داشته باشد.

واژه «ناتوانی در یادگیری» به معنای عقب افتادگی ذهنی یا اختلالات عاطفی نیست. در سال ۱۹۷۰، این واژه به تعبیری مردم پسندانه و قوی تبدیل شد؛ زیرا به کسانی مربوط می شد که از سطح متوسط هوشی بهره مند بودند و قبلا از خود، موفقیت ها و تیزهوشیهایی نشان داده بودند و در مدارس متوسط یا خوبی درس می خوانند، ولی نمی توانستند مثل بقیه همکلاسی هایشان بیاموزند و پیشرفت کنند.

با این وصف، تحقیقات و تمرکز پژوهشگران آموزشی از علل پزشکی به سوی بررسی مشخصات تحصیلی و اختصاصات رفتاری کودک، تغییر جهت داد.

آمار نشان داده است که هشت مورد از هر ده مورد کودکی که ناتوانی در یادگیری دارد، پسر است. به طور کلی، این گونه کودکان ممکن است رفتاری متناسب با سن و سال کمتر از خودشان داشته باشند.

ممکن است تحریک پذیر باشند و به آسانی برانگیخته شوند و یا خیلی حساس باشند. آنها پدر و مادر و معلمشان را گیج و آشفته میکنند، زیرا مطلبی را به آسانی می آموزند و مهارت های لازم را کسب می کنند و فردا آن را فراموش می کنند. این گونه کودکان، رفتاری نامشخص، غیرقابل پیش بینی و غیر ثابت دارند.

چنین کودکانی در فهمیدن و استفاده از اطلاعاتی که از حواس پنجگانه شان دریافت میکنند، مشکل دارند. این مشکل در تشخیص، انتخاب و ارتباط دادن اطلاعات دریافتی و سپس مربوط ساختن این اطلاعات با دانسته های قبلی وجود دارد. بنابراین، کودک ممکن است نتواند اطلاعات را برای مدت کافی در حافظه خود نگه دارد و استفاده درستی از آن بکند. ممکن است چنین کودکی اشکال یا فرم های کاملا متفاوت را یک شکل یا همانند درک کند و یا حروف الفبا را اشتباه تشخیص دهد.

نمای ظاهری و خارجی ناتوانی های یادگیری از کودکی به کودک دیگر متفاوت است؛ ولی آنچه همیشه در آنها دیده می شود، الگوی مشخص ضعف یادگیری است که در کارهای تحصیلی کودک تأثیر می گذارد.

 مشخصه های اولیه ناتوانی در یادگیری

 مشخصه های اولیه ناتوانی در یادگیری

کودکانی که ناتوانی در یادگیری دارند از مشخصات زیر برخوردارند: مشکل در صحبت کردن، خواندن، نوشتن، محاسبه؛ مشکل در تمرکز حواس و توجه به مطالب؛ گیج شدن در مورد زمان و فضا؛ رفتار تحریک پذیرانه؛ مشکل در یادآوری؛ هماهنگی فیزیکی ضعیف؛ مشکل در سازماندهی برای انجام یک منظور و مشکل در دوست شدن

با افراد و دوست ماندن با آنها. مشخصات معمول دیگری نیز در این بخش آمده است. گرچه، هر کودکی الگوهای مخصوص خود را در توانایی ها و ضعف ها دارد که بر روی چگونگی واکنش او نسبت به محیط اطرافش، تأثیر می گذارد.

عوامل وراثتی و مادرزادی:

کودکان نارس، کودکانی که از مادران معتاد به الکل به دنیا آمده اند و آنها که سابقه مشکلات یادگیری خانوادگی دارند، اغلب دچار اختلال در یادگیری هستند.

از سوی دیگر، ممکن است کودکی هیچ یک از مشخصاتی را که در بالا گفته شد نداشته باشد ولی این اختلال در او دیده شود و بالعکس، ممکن است کودکی که همه مشخصات را دارد، فقط بازیگوش و تن پرور باشد و هیچ مشکل وراثتی و مادرزادی ای نداشته باشد.

عدم رشد عمومی:

بسیاری از متخصصان چنین کودکانی را، رشد نیافته یا «نا آماده» خوانده اند. این کودکان، به طور کلی نسبت به سنشان از رشد فکری کمتری برخوردارند؛ این کودکان ممکن است گاهی همه کارهایشان را به درستی انجام دهند و گاهی چنین نباشد.

ناتوانی در مقاله نویسی و خلاصه نویسی:

ناتوانی در مقاله نویسی و خلاصه نویسی:

گرچه ممکن است کودکان مبتلابه ناتوانی های یادگیری ساعت ها وقت خود را صرف ساختن ساختمان های اسباب بازی، نقاشی کشیدن احجام و بازی با اسباب بازی دلخواه کنند، ولی در مورد کارهایی مثل مقاله نویسی و خلاصه نویسی، بیش از چند دقیقه نمی توانند حواسشان را متمرکز کنند و به طورکلی، از کارهای نوشتاری خیلی زود خسته می شوند و کپی کردن اشکال و حروف برای آنها کار مشکلی است.

کودک، ممکن است بتواند از ابزار مختلف استفاده کند، ولی برای او نگه داشتن قلم کار آسانی نیست؛ به ویژه آنکه آن را به شکل نادرست در دست بگیرد و کار با آن هم برایش مشکل باشد.

ضعف زبان از مشکلات ناتوانی در یادگیری

مشکلات زودرس در زبان مادری، زمینه ای برای دیگر مشکلات یادگیری است و کودکانی که دچار ناتوانی در یادگیری هستند، از بعضی آشکال ضعف زبانی نیز برخوردارند که به ناتوانی در خواندن می انجامد.

کودک سه یا چهار ساله ای که اصلا حرف نمی زند و نمی تواند جریان یک داستان را پی بگیرد، در خطر ابتلا به ناتوانی در یادگیری است و همچنین، کودکی که حرفهایش را نمی توان به راحتی دریافت، در به کارگیری لغات هم پیشرفت خوبی ندارد.

به طور کلی، یک کودک در یک محیط با فرهنگ که به طور طبیعی در حال رشد است، باید بتواند قبل از رفتن به کلاس اول، بسیاری از مفاهیم مربوط به زبان مادری اش را بیاموزد. او باید به حرف زدن علاقه مند باشد و اگر به طور مرتب برای او داستان خوانده شود، باید در دنبال کردن داستانها و خواندن کتاب های مختلف و فهم کلمات نوشته شده، علاقه نشان بدهد.

 تشخيص  دلایل ناتوانی در یادگیری کودک

 تشخيص  ناتوانی های یادگیری

ناتوانی های یادگیری، اغلب معلولیت های مخفی و پنهانی هستند. بنابراین، اگر فکر می کنید کودکتان دچار این مشکل است، او را نزد یک روانشناس ببرید تا مورد ارزیابی قرار گیرد؛ زیرا تشخیص زود هنگام رسیدن به موقع به کودک و پشتیبانی از او می تواند تأثیر شگفت انگیزی در نتیجه کار بگذارد.

تشخیص، نیازمند اطلاعات از منابع گوناگون است. برای تشخیص صحیح، باید کودک را در شرایط طبیعی زیر نظر گرفت و با آزمون های مختلف، شاخص های کودک را ارزیابی کرد.

باید توانایی ها و نقاط ضعف کودک را در زمینه های مختلف بیازمایید. مشکلات کودکان، با یکدیگر متفاوت است و برای اینکه دریابیم در مورد یک کودک خاص چه روشی را در پیش بگیریم، باید الگوهای رفتاری و مشکلات مخصوص او را کاملا بشناسیم.

بسیاری از کودکان، در بخش ورودی اطلاعات به ذهنشان مشکل دارند، بعضی اطلاعات رسیده را به خوبی درک نمی کنند و بعضی دیگر، نمی توانند به خوبی به بیان اطلاعات و آنچه درذهنشان است بپردازند، چه نوشتاری وچه شفاهی.

کارهای کمکی لازم را انجام دهید. گاهی کمک گرفتن از معلم خصوصی، فکر خوبی است؛ به ویژه، اگر توانایی مالی شما اجازه می دهد. حتی الامکان از معلمی استفاده کنید که تجربه کار با کودکان ناتوان در یادگیری را داشته باشد. با او درباره روش های کارش صحبت کنید و ببینید چه قدر با مدرسه و معلم مدرسه کودک، هماهنگ است. می توانید این گونه پرسش ها را با او مطرح کنید:

۱) در حال حاضر اگر بخواهیم واقع بین باشیم باید چه هدفی را برای کودک در نظر بگیریم؟

۲) چه اقدامات و فعالیتهای حمایتی در خانه می توانند آنچه را که او می آموزد، تقویت کند؟

گاهی ثبت نام کودک در مدارسی که برای چنین کودکان تأسیس شده اند، بهترین راه حل است. هر چند، ممکن است استفاده از این مدارس موقتی باشد، ولی تا وقتی که او بیاموزد چگونه می تواند در کلاس مدرسه خودش موفق باشد، لازم است.

درباره ناتوانی یادگیری کودک با اعضای خانواده صحبت کنید.

ناتوانی یادگیری کودک

روش شما در مورد پذیرش و واکنش نسبت به مشکلناتوانی در یادگیری کودک، بی نهایت در اعتماد به نفس او و رفتار اعضای خانواده با او موثر خواهد بود.

بی پرده و واضح صحبت کنید. اغلب، کودکی که در سنین مدرسه است و ناتوانی در یادگیری دارد، خودش به این نتیجه رسیده است که «خنگ و احمق است!» و بسیار مهم است که با حرف هایتان این طرز فکر را در او از بین ببرید.

به او کمک کنید نقاط قوت و نقاط ضعف خود را دریابد و به او روش هایی بیاموزید که از عهده نقاط ضعفش برآید.

علاقه کودک به پرسش و پاسخ را تشویق کنید. به او بفهمانید که فردی باهوش و عادی است و تنها، دچار مشکلات جزئی ای است که می تواند از پس آن مشکلات برآید.

به او کمک کنید تا دریابد که گرچه او دچار ناتوانی در یادگیری است، ولی می تواند با استفاده از روشهای نوین، با موفقیت از عهده این ناتوانی برآید.

با اعضا خانواده نیز واضح صحبت کنید. ناتوانی در یادگیری یکی از اعضا خانواده، مسأله ای است که به اعضا دیگر و کودکان دیگر خانواده نیز مربوط می شود بر آنها تأثیر می گذارد.

بنابراین، با آنها صادق باشید. ممکن است کودکان دیگر از اینکه دانش آموزان ممتازی هستند حتى شرمنده شوند، و درباره این مسأله احساس گناه کنند. امکان دارد به کودکی که مشکل دارد بیش از حد توجه کنند و برای او دلسوزی کنند که همه اینها مضر است. برای آنها مسأله را به طور کامل توضیح دهید تا دریابند جریان چیست و حتی شاید بتوانید از کمک بقیه اعضا خانواده برای حل این مشکل استفاده کنید.

 روش های واقع بینانه ای برای کنار آمدن با این مشکل پیش بگیرید.

 روش های واقع بینانه ای برای کنار آمدن با این مشکل پیش بگیرید.

ناتوانی در یادگیری مشکلی نیست که یک شبه حل شود. شما احتمالا مجبور خواهید بود اطلاعات و مهارت هایی را به کودکی که این مشکل را دارد، بیاموزید که برای شما یا افراد دیگر بدیهی و پیش پا افتاده است؛ چون این کودک، دنیا را از زاویه ای کاملا متفاوت می نگرد.

وقتی شما نقاط ضعف و قوت کودک را درک کنید، خواهید دید که او عمدا خودش را به نفهمی نمی زند. آن وقت شما می توانید روش هایی ابداع کنید که همراه با کودک از عهده مشکلات برآیید.

اهدافتان را مشخص کنید. وقتی متوجه رفتاری در کودکتان می شوید که نشان دهنده مشکلات یادگیری است، با آن به شکل یک مسأله برخورد کنید و به آن دقیق شوید. رفتارها و فعالیت های کودک را زیر نظر بگیرید و ببینید این مشکل چه تأثیری بر روی فعالیت های روزمره و احساسات کودک می گذارد.

از یک روش مشخص استفاده کنید. این مشکل هر چه باشد، شما باید بکوشید نقشه ای طراحی کنید که بتوانید از عهده آن برآیید. برای مثال، اگر کودک نمی تواند به یاد بیاورد که تکلیف شب چیست و چه باید بکند، به او بیاموزید دفترچه یادداشت داشته باشد و هر چه معلمش می گوید در آن بنویسد و برای انجام آن برنامه ریزی کند.

اگر مشکل کودک، در انجام کارهای پشت سرهم و به یاد آوردن وقایع چند دقیقه تا چند ساعت پیش است، در یک زمان به او بیش از یک یا دو دستور ندهید. معلم، می تواند به کودک اجازه دهد یک نمونه از تمرین ریاضی اش را در مدرسه انجام دهد که برای انجام تکالیف خانه، نمونه داشته باشد.

 برای رفع ناتوانی در یادگیری بر روی نقاط قوت کودک تاكيد كنيد.

به دنبال راههایی بگردید که کودک در آن راه ها بتواند موفق شود و احساس خوبی در مورد خودش پیدا کند. او را به خاطر هرکاری که خوب انجام می دهد، تحسین کنید.

ممکن است کودک نتواند محاسبات ریاضی را خوب انجام دهد، ولی امکان دارد هنرمند خوبی باشد یا خواهر بزرگتر مهربانی باشد و یا بتواند در نگهداری از حیوانات، مسوولیت پذیر باشد.

در هر حال، شما باید در مورد نقاط قوت او صحبت کنید و به طور مداوم او را تحسین کنید. به کودک کمک کنید تا به فعالیت های خارج از مدرسه ای که از آنها لذت می برد و در انجام آنها موفق است، بپردازد.

از معلم او بخواهید از نقاط قوت و توانایی های کودکتان در کلاس استفاده کند؛ مثلا اگر کودک خوب حرف می زند، ولی در نوشتن مشکل دارد، شاید معلم بتواند از او بخواهد گزارش روزانه اش را شفاهی بگوید.

 بر روی نقاط قوت کودک تاكيد كنيد.

علاقه های کودک را دریابید. شاید کودک به تئاتر علاقه داشته باشد یا به بازی فوتبال یا هر فعالیت دیگر.

به کودکتان کمک کنید تا مهارتهای اجتماعی و برخوردهای درست را بیاموزد.

از آنجا که بسیاری از کودکانی که دچار ناتوانی در یادگیری هستند، در ارتباط برقرار کردن با مردم و برخوردهای اجتماعی مشکل دارند، این پیشنهادها را به کار بگیرید. کودک را به برقراری روابط دوستانه تشویق کنید.

دوستان کودکتان را به منزل دعوت کنید که با هم بازی کنند یا اجازه دهید کودکتان به منزل دوستانش برود و با آنها بازی کند. (به شرط اینکه بدانید بازی آنها تحت نظارت بزرگترهاست.) در صورت لزوم، واکنش و برخوردهای درست را در مناسبات دوستانه به کودک بیاموزید و آنها را با او تمرین کنید.

مهارت های اجتماعی را به کودک بیاموزید و به او الگو ارائه دهید. کودکانی که ناتوانی در یادگیری دارند، اغلب رفتارهای نسنجیده ای دارند، خارج از نوبت حرف می زنند و یا نامناسب رفتار می کنند.

به صورت نمایش، رفتارهای درست اجتماعی و آداب و رسوم صحیح را با او تمرین کنید و به او نشان دهید که چگونه باید با مردم دیگر رفتار کند. به او پیشنهاد کنید به دوستانش نگاه کند و ببیند آنها در هر موقعیت چگونه رفتار می کنند و چه واکنشی از خود نشان می دهند و او نیز همان کارها را انجام دهد.

 در رابطه با ناتوانی در یادگیری کودک منتظر معجزه نباشید.

ناتوانی در یادگیری، درمان نمی شود. فقط می توانید روش هایی را به کارگیرید که نقاط ضعف کودک، تا حدودی جبران شود خودتان را درگیر باورها و عقیده های نادرست دیگران مبنی بر استفاده از رژیم های غذایی خاص، ویتامین ها، تمرین های سخت و… نکنید.

به یاد داشته باشید که تجربه نشان داده است بسیاری از کودکان دچار ناتوانی های یادگیری، در دوران دبستان سختی های بسیاری کشیده اند و در واقع، این دوران سخت ترین دوران زندگی شان بوده، ولی با رشد و افزایش تجربه و مهارت، آموخته اند که از نیروها و نقاط قوتشان به درستی استفاده کنند. اینکار، احتیاج به وقت و تلاش بی وقفه دارد. به آلبرت انیشتین، نلسون راکفلر و توماس ادیسون نگاه کنید. همه این افراد دچار ناتوانی های یادگیری بوده اند.

دسته بندی تربیت کودک
اشتراک گذاری

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+926 محصولات
+1647 سفارشات تکمیل شده
+2187 کاربران
+4751 مطالب وبلاگ
سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود به سایت