مشکلات مدرسه و تحصیل بچه ها (بخش سوم)

کاربر ۱۰کاربر ۱۰
778 بازدید
مشکلات مدرسه و تحصیل بچه ها (بخش سوم)

در ادامه بررسی مقاله مشکلات مدرسه و تحصیل بچه ها در بخش سوم همراه ما باشید.

مشکلات مدرسه و تحصیل بچه ها-ناتوانی در تکمیل تکالیف مدرسه

آیا تاکنون با چنین صحنه ای روبرو شده اید؟ کتاب، با صدای شدیدی بر روی زمین پرت می شود در حالی که کودک شما زار زار گریه می کند، می گوید: نمی تونم! بدین ترتیب، او با گریه و لجبازی با مسائل ریاضی برخورد می کند. آیلین، وقتی به ستوه می آید تمام مسایل را درون خود می ریزد، آندره، مشکلات درسی را در بیرون مدرسه با دعوا بروز می دهد و بیل، کاغذها را یکی پس از دیگری مچاله می کند.

مقاومت و صبر در مقابل خستگی، در زمان بلوغ افزایش می یابد. یک کودک دو ساله هنوز طرز رویارویی با خستگی را نیاموخته و نمی داند که چگونه دست کشیدن از کار را به تأخیر بیندازد. بنابراین، وقتی تلاشش بی ثمر می ماند، زود خسته می شود و دست از کار می کشد. وقتی این کودک بزرگتر می شود، می آموزد که چه طور برای حل مسأله یا مشکلی سماجت کند، حتی اگر در ابتدای کار موفق نباشد. او خواهد کوشید که برخورد بهتری با مسایل داشته باشد و تمام راه حل های یک مشکل را بررسی کند. اگر کودک شما در مقابل فشار و خستگی به ستوه می آید، باید به او کمک کنید از عهده این مشکل برآید.

مدرسه باید محل پیشرفت و ایجاد زمینه های موفقیت باشد نه اینکه به یک عامل ایجاد فشار و تنش تبدیل شود. هنگامی که خواسته های مدرسه با توانایی های کودک هماهنگی ندارد و یا وقتی کودکی که همیشه از عهده مشکلات برمی آمده، علایم و آثار خستگی و به ستوه آمدن را نشان می دهد، باید چنین نتیجه بگیریم که ادامه این حالت با پیشرفت او مغایرت دارد.

به علل احتمالی توجه کنید و اگر می توانید به حل و رفع آنها بپردازید. سپس به کودک بیاموزید تا واکنشی متفاوت و البته بهتر نسبت به عدم موفقیتش نشان دهد.

منشا ایجاد فشار را شناسایی کنید.

مشکلات مدرسه و تحصیل بچه ها (بخش سوم)

وقتی کودک به ستوه می آید نشانگر آن است که فشاری از درون وجود دارد که او را وادار به رسیدن به هدفی می کند که رسیدن به آن برای کودک غیر ممکن به نظر می رسد. پرسش های زیر به شما کمک میکند تا علل مسایل و مشکلات کودک را کشف کنید. و آیا کودکتان خیلی خسته می شود؟ اطمینان یابید که کودکتان به اندازه کافی استراحت می کند. همه کودکان وقتی خسته می شوند، مشکلات و روابط زندگی را سخت تر از آنچه هست، می بینند.

آیا برنامه های کودکتان خیلی سنگین است؟ اگر خودمان هم برنامه سنگینی داشته باشیم و مسؤولیت های گوناگونی را برعهده گیریم، سرانجام به ستوه می آییم و خسته می شویم. بنابراین، با دقت به برنامه روزانه کودکتان توجه کنید و ببینید آیا او زمان کافی برای استراحت، مطالعه و بازی دارد یا خیر؟ اگر برنامه خیلی سنگینی دارد، قدری فعالیت غیردرسی در برنامه کودکتان بگنجانید.

آیا کودک شما کمال طلب است؟ برخی کودکان از خودشان توقعات غیرمنطقی دارند و استانداردهای آنها غیرواقع بینانه است؛ اما بعضی دیگر، مشکلشان این است که نمی خواهند از دیگران کمک بخواهند و یا اینکه از کمک خواستن واهمه دارند. برای کاستن از فشار وارده بر کودک، احتمالا لازم است به اصلاح افکار کمال طلبانه کودک بپردازیم. بخش مربوط به کودکانی را که بیش از حد معمول موفق هستند، بخوانید. و آیا کودکتان می تواند بر روی احساس به ستوه آمدنش، اسم بگذارد؟ اگر نمی تواند دریابد که چه مسالهای او را آزار می دهد، به او بیاموزید که پس از نامگذاری و نشانه گذاری احساسش، آن را به درستی بیان کند.

آیا یک منشا خارجی باعث پیدایش فشار شده است؟ آیا انتظار زیادی از کودک دارید؟ آیا از او توقع دارید در تمام دروس، از جمله: فارسی، ریاضیات، فوتبال، پینگ پنگ، جغرافی و… بهترین باشد؟ آیا مدرسه یا معلم کودکتان بیش از حد از او انتظار دارند؟ و آیا کودکتان موقعیت و شرایط موفقیت را دارد؟

شما باید ترتیبی بدهید که کودکتان نسبت به خودش احساس خوبی داشته باشد و در عین حال، این نکته را دریابد که سخت کوشی، پاداش مخصوص خود را دارد. اطمینان یابید که او به اندازه کافی تجربه مثبت دارد تا بتواند اعتماد به نفسش را حفظ کند و «خود» را نبازد.

با معلم کودک، صحبت کنید و از او بخواهید نقاط قوت کودکتان را در کلاس یادآوری کند و به او و همکلاسی هایش نشان دهد که کودکتان نقاط قوت زیادی دارد. او را در فعالیت هایی وارد کنید که می تواند در آنها موفق باشد.

پاسخ های جدیدی را در مقابل خستگی و به ستوه آمدن به کودک بیاموزید.

مشکلات مدرسه و تحصیل بچه ها

به احتمال زیاد، شما نمی توانید تمام خستگی ها و ناامیدی ها و فشارها را از دنیای کودک دور کنید؛ به عبارت دیگر، کودک شما باید راههای پذیرفته و مثبتی را بیاموزد بتواند با شناختن عواطف و احساسات گوناگونش با مسایل کنار بیاید.

مهارت های کسب آرامش را به کودکتان بیاموزید. همه ما هنگام آرامش و راحتی بهتر می توانیم با اتفاقات روزمره روبرو شویم. بنابراین، به کودکتان کمک کنید تا کسب آرامش را بیاموزد و مقاومتش نسبت به خستگی و ناامیدی زیاد شود.

به کودک بیاموزید احساسش را شناسایی و نامگذاری کند. به کودک خردسالتان نشان دهید که احساساتش را با استفاده از نام دادن و نشانه گذاری، شناسایی کند. برای نمونه: «استوارت، تو الان «ثریدی» چون هنوز تکالیف ریاضیات رو تموم نکردی در حالی که نباید این قدر طول می کشید». در مورد کودکان بزرگتر نیز همین روش را با بحث درباره احساس کودک، انجام دهید. با یکدیگر، حالت ها و زمان هایی را که باعث ناامیدی و خستگی در انسان می شود، شناسایی کنید. سپس، در پی راه حل و راهبردهای مناسب با آن باشید.

با خود حرف زدني مثبت را به کودک بیاموزید. به کودک نشان دهید که چگونه وقتی در شرایط دشواری قرار می گیرید با خودتان حرف می زنید و چه قدر این حرف زدن مثبت تأثیر خوبی دارد. برای مثال: جدول کلمات متقاطع خیلی دشواره، من به این راحتی ها نمی تونم حلش کنم، ولی… آها این کلمه رو می دونم. حالا دنبال ۳ افقى میریم، خب، پیداش کردم. چه طوره از یک لغتنامه استفاده کنم؟»

به کودک بیاموزید که اگر بار اول و دوم موفق نشد باز هم به تلاش خود ادامه دهد و این رفتار را با الگو شدن برای او، به طور عملی بیاموزید.

به کودک بیاموزید چه زمانی کمک بطلبد. بعضی کودکان از اینکه از دیگران کمک بخواهند زیاد خوششان نمی آید، ولی بعضی دیگر تا به مشکلی برخورد می کنند، بلافاصله درخواست کمک می کنند. به کودک بیاموزید در ابتدا بکوشد تا به تنهایی مشکلش را حل و رفع کند و نام آن را «تلاش من» بگذارد. سپس، اگر می بینید نمی تواند در این کار موفق شود، به او بگویید که از شما کمک بخواهد.

اگر حس می کنید که از ادامه تلاشش برای درخواست کمک ناامید و خسته می شود، مداخله کنید و این روش را به کار گیرید: «چه چیزی می توانی به خودت بگویی که به تو کمک کند این کار را انجام دهی؟ به جز عصبانیت و رها کردن کار چه می توانی بکنی؟» و نقشی را بازی کنید. در یک موقعیت مناسب و آرام، ترتیب یک بازی با کودک را بدهید.

بدین صورت که موقعیت فرضی خستگی و ناامیدی و به ستوه آمدن را به نمایش درآورید. بگذارید کودک، ابتدا نقش یک نفر را که مثلا از حل کردن یک جدول، عاجز مانده و ناامید و خسته شده است، بازی کند و سپس، عکس این حالت را نیز نمایش دهد. او را تشویق کنید در این نمایش در هنگام ناامیدی با خودش صحبت کند و تأثیر مثبت حرف زدن سازنده با خود را نمایش دهد و راه حلی برای مشکلش بیابد. شما هم نقش خودتان را بازی کنید و سپس، درباره آن موضوع با هم صحبت کنید.

در صورت عملکرد درست و مناسب، او را تشویق کنید. اگر کودک، عصبانی شدن های معمولش را به تعویق انداخته است، به او جایزه بدهید. همین طور اگر می بینید روش مناسبی را برای غلبه بر خستگی در پیش گرفته است، او را به شکلی مؤثر و عمیق تشویق کنید. از روش جایزه دهی در منزل یا مدرسه بهره گیرید و پیشرفت کودک در این زمینه را تقویت کنید.

سرآغاز ایجاد ناامیدی و خستگی را شناسایی کنید و کمک برسانید.

سرآغاز ایجاد ناامیدی و خستگی را شناسایی کنید و کمک برسانید.

این روش، راه حلی همیشگی نیست؛ زیرا ناامیدی ها و خستگی ها همیشه ایجاد می شوند و شما نمی توانید سرآغاز آنها را پیدا کنید؛ ولی وقتی ناامیدی و خستگی بارز است، یافتن علت آن از اصول مهم است. و مسأله را شناسایی کنید و مهارت های مربوط به حل آن را آموزش دهید.

اگر کودک، در مورد کاری که مجبور به انجام آن است و یا شدیدا به آن علاقه مند است، مشکل دارد بکوشید تا مسأله را مجزا کنید و در صورت امکان، به کودک مهارت های لازم را بیاموزید. اگر خودتان نمی توانید از کسی که از شرایط لازم برخوردار است بخواهید این کار را برعهده گیرد. اغلب، دیده می شود که خود وضعیت مشکل آفرین است نه مهارت های مربوط به آن. مثلا ممکن است کودک، در هنگام رویارویی با امتحان یا فشار روحی، عصبی و برآشفته شود.

تغییراتی را در روش کار اعمال کنید. به کودک، راه دیگری را برای دستیابی به هدفش نشان دهید. در صورت امکان، یک کار را به چند بخش کوچک تقسیم کنید، به طوری که بتوانید هربار بخشی از کار را انجام دهید. مثلا اگر یک بازی برای کودک دشوار است می توانید آن را برای مدتی فراموش کنید تا وقتی که کودک بزرگتر شود و یا قانون بازی را طوری تغییر دهید که آسانتر شود.

اگر کودک از اینکه نمی تواند یک متن را به درستی و بدون خط خوردگی پاکنویس کند، به او اجازه دهید از مداد استفاده کند. و الگو باشید. همیشه خودتان هم آن طور عمل کنید که از کودکتان انتظار دارید. اگر فرزندتان ببیند شما در مواقع به تنگ آمدن، درها را به هم میکوبید، عصبانی می شوید و کنترلتان را از دست می دهید، او هم چنین خواهد کرد.

 در مواقع امتحان مضطرب و وحشت زده میشود.

امتحان دادن، بعضی کودکان را می ترساند و آنها را مضطرب و نگران می سازد. این کودکان، آن قدر مضطرب و هیجانزده می شوند که حتی ممکن است هر چه را که خوانده اند در هنگام امتحان فراموش کنند.

آنچه اهمیت دارد این است که از همان اوایل دوران تحصیل این مشکل را در کودکتان شناسایی کنید و در مورد آن اقدام کنید؛ زیرا این حالت می تواند در کودک ماندگار شود و حتی در دوران تحصیلات دانشگاهی هم گریبانگیر او شود. روش هایی وجود دارند که می توانید با به کارگیری آنها به کودک کمک کنید تا با احساساتش کنار بیاید و اضطراب و هیجان امتحان را از بین ببرد.

باید برای کودکتان محیطی حمایتگر و دلگرم کننده به وجود آورید. قابل پیش بینی باشید. آیا کودک شما جرات می کند نمره های بدش را هم مثل نمره های خوب، به شما نشان دهد بی آنکه از واکنش احتمالی شما بترسد؟ نشان دادن غرور و خوشحالی در مواقعی که با موفقیت کودک در زمینه تحصیل روبرو می شوید، خوب است، ولی این رفتار درست نیست که به کودک بگویید که کمتر از «بهترین پذیرفتنی نیست.

توقعات واقع گرایانه داشته باشید، ولی از نشان دادن واکنش های افراطی هنگامی که احساس می کنید کودک آن طور که باید و شاید خوب عمل نکرده، بپرهیزید. بگویید: «خیلی خوب، بذار با هم به این ورقة امتحان نگاهی بکنیم. عجب! نمره تو ۱۲ شده. ببینم این امتحان چه چیز سختی برای تو داشته؟»

اطمینان یابید که کودکتان احساس می کند شما یک حمایتگر قابل اعتماد و در دسترس هستید و همیشه می خواهید به او کمک کنید. و جایزه بدهید. اگر کودک، برای درس خواندن حداکثر سعی اش را به کار می گیرد، او را تشویق کنید و به او جایزه بدهید حتی اگر نمراتش به اندازه تلاشش خوب نباشد. همچنین، اگر کودک اقدامی برای از بین بردن هیجانات و ترس و واهمه امتحان انجام می دهد، از جمله خوب درس خواندن، کسب آرامش، دوره کردن، خوب خوابیدن در شب قبل از امتحان، به او جایزه بدهید و او را تشویق کنید.

اطمینان یابید که کودکتان برای امتحان آماده است.

اطمینان یابید که کودکتان برای امتحان آماده است.

برای اینکه به کودک کمک کنید تا براحساس تشویش و نگرانی قبل از امتحان قایق آید، اطمینان یابید که به خوبی درس خوانده و آماده امتحان است. بعضی دانش آموزان باید چندین بار درس را دوره کنند تا احساس آرامش کنند. و به او کمک کنید تا برنامه درسی خوبی تنظیم کند. وقتی امتحانی در پیش است، کودک را تشویق کنید یک برنامه درسی مدون برای خود بنویسید که بتواند زودتر از موعد خود را آماده امتحان کند. مطلب درسی را به بخش های کوچکتر تقسیم کنید و هر روز بخشی را طبق برنامه برای مطالعه در نظر بگیرید.

به او کمک کنید تا آنچه را که باید بخواند، تعیین کند. اطمینان یابید که کودک از نحوه انتخاب پرسش های امتحانی اطلاع دارد. از او بپرسید امتحان به چه صورت است. آیا به صورت چند جوابی یا تشریحی یا شفاهی است؟ اطمینان یابید که او می داند هر یک از اشکال امتحان به چه صورتی است و چه کیفیتی دارد و چگونه باید از عهده آن برآید. با او درباره اینکه هر یک از انواع امتحان چه نوع درس خواندنی را می طلبد، صحبت کنید.

به کودک کمک کنید تا مهارت های مطالعه را بیاموزد. پس از اینکه فرزندتان مطالب مربوط به امتحان را مطالعه کرد، به او نشان دهید چگونه می تواند خودش را به وسیله سؤال کردن در مورد مطلب بیازماید. به او آموزش دهید که چگونه نکات مهم را علامتگذاری کند، یادداشت بردارد و یا از روش های خاص مطالعه استفاده کند.

به کودک بیاموزید که از روش فرانسيس رابینسون استفاده کند.

۱) مرور: مطلب را به طور کلی یک بار به سرعت مرور کنید تا از محتویات آن آگاه شوید.

۲) طرح سؤال: به عنوان راهنمای مطالعه سؤالاتی را طرح کنید تا در هنگام مطالعه، دنبال پاسخ آنها بگردید.

۳) خواندن مطلب را بخوانید طوری که پاسخ سوالات خود را بیابید.

۴) از بر گفتن: مطلب را از بر بگویید تا اطمینان یابید رئوس مطلب و پاسخ به سؤالاتتان را به یاد سپرده اید.

۵) دوره کردن: کل مطلب را در زمان دیگری دوره کنید.

 روش های کسب آرامش را به کودک بیاموزید.

دوباره، روش های کسب آرامش را بخوانید و به کودکتان کمک کنید که طرز کسب آرامش را بیاموزد تا بتواند با تنش و تشویش که قبل یا هنگام امتحان به وجود می آید، مبارزه کند. پس از اینکه کودک، روش ها را تمرین کرد، از او بخواهید که در حال بازدم کلمه: «آروم» را تکرار کند و نتیجه خوبی بگیرد.

وقتی زمان امتحان فرا می رسد کودک می تواند همان کلمه را با استفاده از تکنیک کسب آرامش فوری” تکرار کند تا خونسردی خود را بازیابد. برای اینکه روش های کسب آرامش موثر باشند و اضطراب را از بین ببرند، باید برای تمرین اهمیت زیادی قایل شوید.

 از روش گفتگوی مثبت با خود استفاده کنید.

افکار منفی کودک را با افکار مثبت جایگزین کنید. و یک فهرست تهیه کنید. از کودک بخواهید فهرستی از تمام افکار منفی که قبل از امتحان به ذهنش می آید، برای شما تهیه کند. برای نمونه: «خوب درس نخوانده ام.»، «هول خواهم شد.»، «حواسم رو جمع نخواهم کرد.» «ذهنم مرا یاری نخواهد کرد.» سپس از او بخواهید فهرستی از متضادهای این عبارت ها را بنویسد: «من به اندازه کافی درس خوانده ام پس موفق خواهم شد.»، «حواسم رو جمع خواهم کرد و ذهنم هم مرا یاری خواهد کرد.».

به کودکتان بیاموزید که با خودش حرف بزند. از کودک بخواهید عبارت های مثبت و سازنده را هر وقت که احساس می کند افکار منفی به سراغش آمده اند، برای خودش تکرار کند. از او بخواهید این عبارت ها را در ابتدا با صدای بلند بگوید و بعد آرام و بی آنکه کسی بشنود.

برای حل مشکلات مدرسه و تحصیل بچه ها حساسیت کودک را نسبت به وضعیت امتحان از بین ببرید.

برای حل مشکلات مدرسه و تحصیل بچه ها حساسیت کودک را نسبت به وضعیت امتحان از بین ببرید.

این گام ها به کودک شما کمک خواهند کرد که کمتر تحت تاثير امتحان قرار گیرد. و از کودک بخواهید در ذهن خود اتفاقی را که قرار است بیفتد، به تصویر بکشد. او را راهنمایی کنید که دریابد قبل از امتحان احتمالا چه احساس هایی در او ایجاد خواهد شد. از او بخواهید تصور کند شب قبل از امتحان چه احساسی خواهد داشت، چگونه خواهد خوابید، چه وقت بیدار خواهد شد، چه زمانی به مدرسه خواهد رفت، ورقه ها چگونه پخش می شوند و …

از او بخواهید زمانی را تصور کند که سر جلسه امتحان به سؤال یا مساله ای برخورد کرده است که نمی تواند آن را پاسخ دهد. سپس، به او بگویید، درست برعکس این قضیه را پیش چشم بیاورد، به طوری که تصور کند امتحان را با موفقیت پشت سرگذاشته و خیلی از این موضوع خوشحال است. در هر یک از مراحل، از کودک بخواهید هم جنبه منفی و هم مثبت مسایل را تصور کند.

برای چندین روز، این گونه جلسات خیال پردازی را تکرار کنید و هر روز به جزییات بیشتری بپردازید و همیشه آخر کار را با موفقیت و خوشحالی به پایان ببرید. و از کودک بخواهید احساساتش را امتیازبندی کند. کودک را ترغیب کنید تا به احساسش از ۰ تا ۱۰ نمره بدهد و بدین گونه، شدت نگرانی و اضطراب خود را در امتحانات تخیلی اندازه بگیرد. آن قدر تمرین های خیال پردازی را ادامه دهید که به کمترین امتیاز ممکن برسید. به کودک بگویید که وجود کمی نگرانی و هیجان، کام؟ عادی است.

از کودک، امتحان آزمایشی بگیرید.

چندین شب قبل از امتحان، از کودک، امتحان آزمایشی از سوالات مشابه و احتمالی بگیرید. قبل از امتحان آزمایشی از کودک بخواهید کسب آرامش کند. با توجه به نتیجه امتحان، به او کمک کنید تا نقاط ضعفش را تقویت کند و در زمینه هایی که نیازمند مطالعه بیشتری است، بیشتر بکوشد.

تقلب کردن در مدرسه

جمله «لطفا نگاهتون به ورقه خودتون باشه.» برای همه ما بسیار آشناست؛ زیرا تقریبا همه معلمها موقع امتحان گرفتن آن را می گویند. در آمار به دست آمده، تخمین زده شده است که بیش از یک سوم دانش آموزان، حداقل یک بار در طول دوران تحصیلشان تقلب می کنند.

دلایل متعددی برای تقلب در کودکان وجود دارد کودکان کوچک تر دوست دارند برنده باشند و مهم نیست که چگونه؛ ولی حتی یک بچه پنج ساله نیاز به درستکار بودن را حس می کند و در عمق وجودش دوست دارد چیزی را که می خواهد، بدون تقلب به دست آورد. بعضی از کودکان که قبول شکست برایشان مشکل است، در بازی ها برای برنده شدن تقلب می کنند و به طور حق به جانبی کودکان دیگر را از اینکه در آن بازی ضعیف هستند، محکوم می کنند.

در مدرسه، کودک ممکن است از عواقب نمره بد بترسد. وقتی کودک نمی تواند نمره دلخواه را کسب کند، ممکن است نتواند در مقابل میل نگاه کردن به ورقه دانش آموز بغل دستی اش مقاومت کند. به ویژه در مدرسه هایی که دانش آموزانشان با یکدیگر به رقابت درسی می پردازند، دیده شده است که گاهی کودکان، ضعف درسی خود را با تقلب می پوشانند. برخی کودکان هم نه به این دلیل که به تقلب نیاز دارند، بلکه از آنجا ک می خواهند به همکلاسی خود این امکان را بدهند که از روی ورقه شان بنویسد، دست به تقلب می زنند.

تقلب کردن در مدرسه

حتی دانش آموزان خیلی خوب هم بارها در هنگام «تقلب رساندن دستگیر شده اند! تقلب های مکرر و همیشگی که یکی دیگر از جوانب الگوی عمومی دروغگویی هستند، با لغزش های گهگاهی تفاوت بسیار دارند. این گونه تقلبها نشاندهنده مشکلات احساسی و عاطفی و روانی جدی تری است و اغلب برای ترک عادت تقلب به کمک یک متخصص نیاز است.

آنچه در پی می آید راه حل هایی است که به شما کمک میکند تا برخورد درستی با مساله تقلب داشته باشید.

مساله را پیش بكشید.

این کار به شما کمک می کند تا دربیابید که چرا کودکتان تقلب کرده است و درباره آن بحث باز و آزادی داشته باشید. و در پی علت باشید. وقتی تقلب کودک برملا شده است، از او نپرسید که آیا این کار را کرده یا نه؟ با خونسردی سر صحبت را باز کنید. بعضی کودکان در کمال آرامش و با اصرار بسیار زیاد قضیه را انکار می کنند؛ اما بعضی دیگر به راحتی گناهشان را می پذیرند.

در هر صورت، مثل یک دشمن با کودک برخورد نکنید. محاکمه نکنید، به او زخم زبان نزنید و سرزنش نکنید. بکوشید تا دریابید که چرا بین همه راهها، تقلب را انتخاب کرده است؟ آیا به اندازه کافی درس نخوانده بوده؟ آیا احساس می کرده که تحت فشار است تا نمره خیلی خوب کسب کند؟ و نارضایتی و ناپسند داشتن خود را بیان کنید. به کودک بفهمانید که تقلب کار درستی نیست. این کار را با خونسردی، ولی محکم انجام دهید. برای کودک، توضیح دهید که به چه علت تقلب انتخاب صحیحی نیست و راههای دیگری را به کودک پیشنهاد کنید تا همان نتایج را بدون تقلب به دست آورد.

کودک را به درستکاری تشویق کنید. اهمیت تلاش درستکارانه و صادقانه را در ذهن کودک جا بیندازید. برای این کار باید متن نصیحت خود را تمرین کنید و مثال مناسبی هم آماده داشته باشید. به کودک بفهمانید که در بازی، خوب بازی کردن مهم تر از نتیجه بازی است.

کاری کنید که کودک اشتباهش را بپذیرد و برای آن جریمه شود و تاوان بدهد.

مشکلات مدرسه و تحصیل بچه ها-4

از آنجا که لازم است کودک، پی آمدهای رفتارش را دریابد، کاری کنید که به عمل نادرستش اقرار کند و برای آن جریمه شود. حتی اگر بار اول است (شاید هم به ویژه به خاطر اینکه بار اول است)، قضیه را پراهمیت جلوه دهید و سروصدای زیادی راه بیندازید.

درباره مساله با معلم کودک، گفتگو کنید و با توجه به شرایط و میزان جدی بودن قضیه و در مورد پیگیری متناسب با آن، تصمیم گیری کنید. شاید لازم باشد که تصمیم بگیرید در آن امتحان خاص، نمره مردودی به او داده شود و مجبور شود دوباره، همان درس را امتحان بدهد تا نشان دهد مطلب را آموخته است.

یا اینکه امکان دارد، او را مجبور کنند کار اضافی یا تکلیف اضافی انجام دهد. گاهی اوقات، موثرترین تنبیه برای تقلب های مکرر، عذرخواهی در حضور جمع و یا عذرخواهی از کسی است که از روی ورقه او تقلب شده. کودک باید درک کند که باید زمان صرف کند تا دوباره درستکاری را ثابت کند و اعتماد شما، معلم و همکلاسهایش را به دست بیاورد.

برای کودک، استانداردهای واقع بینانه تعيين كنيد.

اکنون، باید به علتی که کودک را به تقلب واداشته بپردازید. آیا اهدافی که شما و کودکتان برای نتایج درسی تعیین کرده اید غیرواقع بینانه است؟ اگر چنین است انتظاراتتان را اصلاح کنید.

و انگیزه تقلب را ایجاد نکنید. گاهی شرایط در خانه و مدرسه به گونه ای است که به طور ناخودآگاه، انسان را به تقلب وامی دارد. محیط آکنده از رقابتی که در آن برای گرفتن نمره و برد و باخت تأکید زیادی می شود، احتمال انجام تقلب را زیاد می کند.

واقع بینانه برخورد کنید. وقتی انتظارات و توقعات از کودک، بیش از حد زیاد می شوند احتمال بیشتری دارد که او تقلب کند. هنگامی که نمره ها در سر کلاس مخفی نمی مانند و دانش آموزان در مورد نمره ها با یکدیگر به چشم و هم چشمی می پردازند، بروز تقلب بیشتر می شود.

برای اینکه به کودکتان کمک کنید که از نشان دادن این واکنش ناشایست بپرهیزد، با معلم درباره اهداف متناسب با کودک خود گفتگو کنید و از او بخواهید که احساس حقارت در کودک ایجاد نکند و باعث نشود که کودک احساس ضعف کند. در صورت لزوم، از معلم بخواهید با کودکتان بیشتر کار کند، به ویژه اگر مشکلی در زمینه یادگیری یا مهارت های دیگر وجود دارد. از او بخواهید بیشتر بر پیشرفت و بهبود وضعیت یادگیری کودک تاکید کند نه صرفا روی نمرات.

برای کودک، مفهوم صداقت و درستکاری را توضیح دهید. با کودک خود به طور دوستانه درباره درستکاری صحبت کنید و اطمینان یابید که او می داند چه طور باید کارهای مربوط به تحصیل اش را با درستکاری انجام دهد. برای مثال، تفاوت بین رونویس از روی یک مطلب و خواندن آن و سپس بازنویسی از مضمون و چکیده آن را توضیح دهید، حتی با کودکان خیلی کوچک نیز تمرین کنید که چگونه از کتاب های مرجع، استفاده کنند.

در صورت لزوم، زمان درس خواندن را افزایش دهید.

در صورت لزوم، زمان درس خواندن را افزایش دهید.

اگر کودکتان کارهای مدرسه و درس خواندن را به طور ناکافی و نادرست انجام می دهد، سیاست دیگری را به کار گیرید. اگر کودک، هیچ وقت در درس ها و تکالیفش خود را تغییر دهد و پاداش ها و همچنین مجازات هایی باید برای آماده نیست، باید روش تصحیح این وضعیت، به کار گرفته شوند.

برای یک هفته، برنامه ای تنظیم کنید. سپس، از کودک بخواهید نمودار یا جدولی از زمانی که صرف درس خواندن می کند، تهیه کند. قوانینی مقرر کنید که کودک در مقابل کسب امتیاز، جایزه بگیرد. درس خواندن را با پیشنهاد جوایز دلخواه کودک، مثلا دیدن برنامه های تلویزیون یا گردش، پرانگیزه تر کنید.

برای حل مشکلات مدرسه و تحصیل بچه ها رفتار صادقانه را تقویت کنید.

وقتی همه راه حل ها به نتیجه رسیدند، وظیفه شما این است که تلاش کودک در مدرسه را تقویت کنید. او را برای خوب انجام دادن وظایفش تحسین کنید و در پی فرصتی باشید تا درستکاری او را تحسین کنید. برای نمونه وقتی می فهمید دانش آموزان دیگر تقلب کرده انا.، ولی او این کار را نکرده یا وقتی پیشنهاد تقلب را رد کرده است.

رفتار ناپسند در مدرسه

بی تردید، وقتی از مدرسه به شما تلفن می شود و ناظم مدرسه به شما می گوید که جانی» کار ناشایستی انجام داده، بسیار ناراحت و افسرده می شوید.

شما از این موضوع نگران می شوید که مبادا به کودکتان برچسب دردسر تراش و مسئله ساز بزنند و بگویند نمی تواند خودش را با محیط اطرافش تطبیق دهد. همچنین، ممکن است لحظه ای چنین احساس کنید که پدر یا مادر خوبی نبوده اید و وظیفه خود را درست انجام نداده اید؛ ولی به یاد داشته باشید که معلم ها یا ناظمها فقط وقتی تلفن می کنند که کودک، کار ناپسندی انجام داده باشد و هنگامی که کودک شما کارهای خوب و پسندیده می کند، کسی به شما تلفن نمی کند تا شما را با خبر سازد.

این مساله، چندان عجیب نیست چون مسوولان مدرسه، سرشان شلوغ است و وقت این کار را ندارند. بنابراین، شما فقط از کارهای بد کودکتان آگاه می شوید. البته، مسؤولان مدرسه می کوشند خودشان مسایل رفتاری مربوط به مدرسه را حل و فصل کنند، مگر اینکه مسأله غیرعادی، تکرار شونده و یا خیلی جدی باشد.

وقتی معلم یاناظم میگویند: «متاسفم، ما یه مشکلی پیدا کرده ایم.» ممکن است منظورشان این باشد که «جانی» باهمکلاسی اش کتک کاری کرده؛ یا «سوزان» سرکلاس حرف می زند و یادداشت رد و بدل میکند. ممکن است. رفتار ناپسند، صرفا حرف زدن با پشت سری یا شلوغ کردن در کلاس باشد. معمولا برای این گونه رفتارها و عملکردها عدم همکاری کودک در کلاس دلایل واضحی وجود دارند. مثلا ممکن است کودک، فقط در کلاس غیرقابل کنترل باشد یا اینکه کلاس، یکی دیگر از مکانهائی باشد که یک کودک غیر قابل کنترل را نمی توان مدیریت کرد.

کمک کردن به کودک برای تصحیح رفتارش در مدرسه، مستلزم تلاش مشترک خانه و مدرسه است. راه حل هایی که ما پیشنهاد می کنیم به شما کمک خواهد کرد که مسأله را شناسایی کنید و با تعیین سیاستهایی، تلاش هایتان را با معلم ها و ناظمها هماهنگ کنید.

 به جمع آوری اطلاعات درباره مشکلات مدرسه و تحصیل بچه ها بپردازید.

اولین گام این است که از همه منابع موجود و در دسترس، اطلاع کسب کنید تا بدانید که در مدرسه چه خبر است و خلاصه اینکه، قضیه به طور دقیق چیست؟

با کودک صحبت کنید. برای نخستین بار که چنین مساله ای پیش می آید، با کودک به طور مفصل درباره رفتارش در مدرسه بحث کنید. او را آگاه کنید که شما در جریان هستید و می خواهید به طور دقیق بدانید که قضیه چیست و در مدرسه چه خبر است؟ آیا از این موضوع که کارش در مدرسه خیلی کم است، خسته می شود؟ چرا در سالن های مدرسه پرسه می زند؟ وقتی کار کلاسی اش را انجام نمی دهد، چه اتفاقی می افتد و او چه می کند؟ وقتی کار کلاسی اش تمام شد چه می کند؟ درباره رفتار درست و راههای عملکرد پسندیده در مدرسه با او صحبت کنید و به او بگویید چه انتظاراتی از او دارید. حتی به یک کودک مهدکودکی هم وقتی بگویید: «باید به حرف معلم گوش بدی و هر چی گفت انجام بدی.» یا «باید آروم بشینی و منتظر نوبتت بشی.» کاملا درک می کند.

با معلم یا ناظم مدرسه، ملاقات کنید. کاری کنید مسؤولان مدرسه دریابند که اهمیت زیادی برای تحصیل کودکتان و رفتار درستش در مدرسه قایلید و این مسایل را در اولویت قرار می دهید. ترتیب یک قرار ملاقات خصوصی را در زمانی مثل زنگ تفریح یا قبل و بعد از مدرسه بدهید، به ندرت می توانید مسأله را با یک تلفن حل کنید.

درباره رفتار کودکتان، مسایل مربوط به تحصیل و شخصیت او با معلم گفتگو کنید. بپرسید که تاکنون، چگونه مسؤولان مدرسه خودشان به حل و رفع این مشکل خاص پرداخته اند؟ آیا کودک در همه کلاس ها این گونه رفتارها را دارد یا فقط در یک کلاس این چنین است؟ آیا این مشکل به تازگی پیش آمده و یا بارها تکرار شده است؟ آیا دانش آموزان زیادی در کلاس بدرفتاری می کنند یا فقط کودک شما شاخص است؟ اگر کودک شما مشکلات تحصیلی دارد چگونه می توانید نیازهای درسی او را برطرف کنید؟ آیا معلم یا ناظم، پیشنهاد خاصی دارند؟ توقعات خود را به وضوح و روشنی توضیح دهید و نشان دهید که انتقاد پذیرید و با ذهنی باز آماده شنیدن نظرات آنها هستید.

از نزدیک، رفتار کودک را در کلاس ببینید. بی تردید بهترین راه برای نگاه کردن کودک در سر کلاس، این است که این کار را وقتی انجام بدهید که او متوجه نیست. بعضی مدرسه ها برای این کار، آینه های یک طرفه دارند اما تاکنون در ایران چنین مدرسه هایی ندیده ایم!. مترجم… اگر این کار ممکن نیست، می توانید حداقل یک روز به عنوان کمک داوطلبانه به معلم، سرکلاس حاضر شوید و رفتار کودکتان را ببینید. از معلم بخواهید کاری به شما بدهد که با دانش آموزان در ارتباط باشید و کارها و تکالیف معمول روزانه آنها را ببینید. این روش، به شما فرصت می دهد که کودکتان و همکلاسی هایش را هنگام کار در کلاس ببینید.

توجه کنید که اکثر کودکان چگونه رفتار می کنند؟ آیا اغلب آنها مشغول انجام کار خودشان هستند؟ آیا همه آنها به معلم توجه می کنند و با او همکاری دارند؟ اگر بتوانید بیشتر بمانید و یا به تکرار، در سرکلاس حاضر بشوید، کودکتان به حضور شما عادت می کند و احساس ناراحتی نخواهد کرد.

از منابع دیگر اطلاعات استفاده کنید. ممکن است به اطلاعات اضافی احتیاج داشته باشید و این مساله بستگی به آن دارد که سر کلاس چه چیزی دیده باشید. آیا کودکتان به دارویی که مصرف می کند، واکنش نشان می دهد؟ اگر تنش غیرعادی در منزل وجود دارد، شاید لازم باشد کودک را از نظر عاطفی ارزیابی کنید.

اگر نظر معلم این است که ریشه مشکل کودکتان در مسأله یادگیری است، ممکن است عاقلانه این باشد که با یک مشاور آموزشی و یا یک روانشناس، مشورت کنید.

برای مطالعه ادامه این مبحث به مقالات زیر مراجعه نمایید:

مشکلات مدرسه و تحصیل کودک (بخش اول)

مشکلات مدرسه و تحصیل کودکان (بخش دوم)

مشکلات مدارس و تحصیل کودکان (بخش چهارم)

دسته بندی تربیت کودک
اشتراک گذاری

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+926 محصولات
+1647 سفارشات تکمیل شده
+2187 کاربران
+4751 مطالب وبلاگ
سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود به سایت