بدرفتاری کودک و اصلاح این رفتارها (بخش سوم)

کاربر ۱۰ کاربر ۱۰
472 بازدید
بدرفتاری کودک

شیوه های محرومیت موقت برای رفع بدرفتاری کودک

اگر همچنان بدرفتاری کودک تان ادامه دارد، باید یک گام جلوتر بروید. از روش های محرومیت موقت یا اخراج استفاده کنید. اگر کودک به دستور شما در مورد بازی با یک اسباب بازی در یک زمان با بازی نکردن با اسباب بازی خاصی توجه نمی کند، از روش های یاد شده استفاده کنید. به او بگویید: «وقتی بهت گفتم فقط می تونی در یک زمان با یک اسباب بازی بازی کنی به حرف من گوش نکردی. بنابراین، سه دقیقه از بازی محروم می شی». (زمان اخراج به سن کودک بستگی دارد. چگونه از روش محروم کردن موقتی استفاده کنیم.)

کودک را به محل اخراجش ببرید و به او بگویید چه مدت در آنجا بماند و محاسبه زمان را آغاز کنید. پس از پایان زمان جریمه، کودک را وادارید تا اسباب بازی های اضافی را از زمین جمع آوری کند.

اسباب بازی را به طور موقت مصادره کنید. اگر کودک نمی تواند با یک اسباب بازی بدون آسیب رساندن به آن بازی کند، به او بفهمانید که او فعلا صلاحیت بازی با آن اسباب بازی را ندارد و برای مدت مشخصی آن اسباب بازی را از کودک بگیرید.

از روش تصحیح بیش از حد استفاده کنید. اگر کودک اسباب بازی اش را می شکند، او را مجبور کنید قطعات آن را در صورت امکان به هم بچسباند، یا قطعات اسباب بازی خرد شده را از روی زمین جمع آوری کند و در سطل بریزد. کودک را وادارید تا اسباب بازی هایش را تمیز و مرتب کند و علاوه بر آن، به او بگویید که باید خسارت اسباب بازی اش را با انجام کارهای خانه جبران کند. به انجام تمامی مراحلی که گفته شد، نظارت کامل داشته باشید.

بددهنی و فحش دادن کودک

بدرفتاری کودک

نادرند کودکانی که حداقل گاه و بیگاه بددهنی نکنند یا کلمات نامربوط و زشت به زبان نیاورند. بعضی کودکان برای آنکه استقلال خود را نمایش دهند، به این کار مبادرت می کنند. بعضی وقتی عصبانی می شوند، فحش می دهند. بعضی دیگر از این کار لذت می برند و به عنوان تفریح بددهنی می کنند.

در حدود سه سالگی، کلمه هایی که با برخی اعمال بدنی کودک مناسبت دارد به فرهنگ لغات او وارد می شود. کلماتی مثل «پی پی» «جيش» و…. بعدها کودک کلمه ها عبارت های دیگری هم فراخواهد گرفت.

در اکثر موارد، بی اعتنایی به چنین رفتاری (نخندیدن یا لبخند نزدن) باعث می شود در مدت کوتاهی، این مشکل رفع شود. کلمه های زشت و فحش های رکیک، گهگاه از ذهن ما میگذرند.

ما آموخته ایم که خودمان را کنترل کنیم و آنها را بر زبان نیاوریم و این درست همان رفتاری است که کودکان هم باید بیاموزند. راه هایی وجود دارند که کودک را از به کار بردن کلمه های نامناسب باز می دارند.

توجه کنید که در بین راه های پیشنهادی مقابله با بدرفتاری کودک ، شستن دهان کودک با صابون یا کارهایی از این قبیل، وجود ندارد. انجام چنین کاری با یک کودک در آن سن، نه تنها خطرناک و مضر است، بلکه به پوشش ریه کودک نیز آسیب می رساند. افزون بر آن، صابون نمی تواند فحشها را از ذهن کودک پاک کند.

الگوی خوبی باشید.

از همان ابتدا به کودکتان نشان دهید که چه موقع هایی حرف ناجور زده و یا کلمه نامربوطی را به کار برده است. در عین حال، از بدو تولد کودک، کلمه هایی را که به کار می برید، با دقت انتخاب کنید. و برای کودکتان الگوی خوبی باشید. کودکان، از والدین خود تقلید می کنند.

بنابراین، طوری رفتار کنید که از کودکتان انتظار دارید. اگر شما دشنام بدهید و ناسزا بگویید، آنها هم چنین خواهند کرد. آنها درک نمی کنند که چرا شما می توانید فحش بدهید ولی آن ها مجاز نیستند.

اگر شما هنگام عصبانیت به حد انفجار می رسید و نمی توانید خودتان را کنترل کنید، انتظار نداشته باشید که کودکتان بتواند. و از ناسزا گفتن بپرهیزید. به کودکتان برچسب «ننر» یا «خنگ» یا هر واژه دیگری از این قبیل نزنید و او را با این عناوین صدا نکنید؛ چون با این کار نه تنها کودک یاد می گیرد که افراد دیگر را با چنین عناوینی صدا کند بلکه با تکرار این حالت، کودک باورش می شود که «ننر» یا «خنگ» است.

بیش از حد به بددهنی یا ناسزا گفتن توجه نشان ندهید.

بیش از حد به بددهنی یا ناسزا گفتن توجه نشان ندهید.

توجه بیش از حد به بدرفتاری کودک باعث می شود که کودک، به این اعمال زشت ترغیب شود. بیش از حد واکنش ندهید. به کودکتان به طور خیلی جدی و با قدرت بگویید که اصلا دوست ندارید او چنین کلماتی را که مناسب شخصیت او نیست به کار ببرد؛ ولی اگر به شدت واکنش نشان دهید، چه با ترساندن، چه با خندیدن به این حرفها، ممکن است او را برای دشنام دادن انگیزه دارتر کنید.

این مطلب به ویژه در مورد بچه های خیلی کوچک صادق است که می پندارند به کار بردن بعضی کلمه ها نوعی بازی است، در حالی که اصلا معنای آنها را نمی دانند.

به کلمه های بی ضرر، بی اعتنایی کنید. بعضی کلمه ها فقط بی معنی و احمقانه اند و بهترین برخورد، نادیده گرفتن و توجه نکردن به آنهاست. البته، به کارگیری کلمه های زشت و ناسزا، نباید نادیده انگاشته شود؛ چون به کار بردن آنها می تواند در خارج از منزل، برای کودک دردسر ایجاد کند.

وقتی کودک شما یک کلمه «بد» به کار می برد، بی خود جیغ و داد نکنید ادای شوکه شدن را در نیاورید. بی تردید، شما قبلا آن کلمه را شنیده بودید. اگر شما با بکار بردن یک کلمه خاص، همچون سیب ممنوع حضرت آدم رفتار کنید، کودک ممکن است حتی در به کار بردن آن کلمه حریص تر شود.

جایگزین های مناسب را در برابر بدرفتاری کودک به کودک بیاموزید.

برای کودکتان توضیح دهید که وقتی کسی به او ناسزا می گوید، در واقع فقط یک حرف ناجور شنیده و حرف نمی تواند به انسان آسیبی برساند. کودکتان را طوری آماده کنید که بتواند برخورد درستی داشته باشد. وقتی فحش می شنود، درست عمل کند و خودش هم به کسی فحش ندهد.

در مورد فحش با کودک صحبت کنید. به کودکتان بگویید که فلان فحش یا فلان عبارت توهین آمیز دقیقا چه معنایی دارد و چرا نباید از آن استفاده کند. همچنین، به او بگویید چرا آن عبارت خاص می تواند احساسات دیگران را جریحه دار کند. بسیاری از مواقع، خود کلمه یا عبارت معنای بدی ندارد؛ ولی در عرف، به کار بردن آن توهین آمیز است.

جایگزین های مناسب را در برابر بدرفتاری کودک به کودک بیاموزید.

روش های جایگزین را در برابر بدرفتاری کودک به کودک بیاموزید. به کودکتان بیاموزید که چگونه به جای فحش دادن به کسی، احساسش را نسبت به مخاطبش بیان کند. برای نمونه: «به جای اینکه به جسی بگی بی شعور، براش توضیح بده که از دستش عصبانی هستی؛ چون جلوی دوستات تورو مسخره کرده».

با کودک پنج یا شش ساله تان نمایشی ترتیب دهید و در ضمن اجرای آن، به او بیاموزید که رفتار درستی داشته باشد و از فحش دادن بیزار شود. به کودک یاد دهید که به فحش های دیگران اعتنایی نکند. اگر نمی تواند بی اعتنا باشد، به او یاد دهید که چگونه به دوستانش نشان دهد که از فحش آنها خوشش نمی آید. برای مثال: «اگر بهم فحش بدی باهات بازی نمی کنم».

کودک را به استفاده از واژه های دیگر ترغیب کنید. کودک شما به واژه هایی نیاز دارد که از آن طریق عصبانیت یا احساسات شدیدش را بیرون بریزد. او را تشویق کنید که به جای استفاده از واژه ها و عبارت های توهین آمیز که ممکن است او را به دردسر بیندازد، از جمله هایی استفاده کند که ناراحت کننده و رکیک نیستند. به کودکتان بگویید، اشکالی ندارد وقتی تنهاست از فحش استفاده کند، یا اینکه می تواند فحشش را در ذهنش بگوید.

به او کمک کنید کلمه های بی ضرر را برای گفتن، انتخاب کند. کودکی را می شناختیم که از خودش واژه های بی معنایی اختراع کرده بود و در هنگام عصبانیت به کار می برد.

در صورت درست صحبت کردن، کودک را تحسین کنید. به کودکتان نشان دهید که وقتی درست و مودبانه حرف می زند چه قدر از او راضی هستید. اگر آلیسون از مارک عصبانی است و به جای فحش دادن به او می گوید: «مارک من واقعا از دستت عصبانی هستم. اسباب بازی منو بده و گرنه به مامان میگم». به او نشان دهید که بسیار خوب حرف زده و شما از رفتار او خوشتان می آید.

پی آمدهای منفی را درباره بدرفتاری کودک به کار بگیرید.

پی آمدهای منفی را درباره بدرفتاری کودک به کار بگیرید.

اگر کودکتان پس از انجام روش های بالا، هنوز به فحش و ناسزا و به کاربردن حرفهای رکیک ادامه می دهد، از پی آمدهای زیر استفاده کنید: از محرومیت موقت (اخراج) استفاده کنید. اگر کودک با وجودی که برای او توضیحداده اید که نباید ناسزا بگوید، به طور مداوم چنین می کند از این روش استفاده کنید (بخش محروم کردن موقت را ببینید). اطمینان یابید که کودک، می داند هر بار که فحش بدهد باید به مكان مخصوص اخراج برود.

بعضی امتیازها را پس بگیرید. اگر این وضعیت ادامه یافت، بعضی امتیازهایی را که قبلا به کودک داده اید، از او بگیرید و فقط زمانی آنها را به او برگردانید که رفتارش درست شده باشد. کاری کنید که کودک، در مقابل رفتار نادرستش مجبور باشد تاوان بدهد.

روشی برای جریمه و تاوان پایه ریزی کنید و از آن به عنوان پی آمدی برای به کارگیری واژه های نامناسب استفاده کنید. برای مثال، می توانید با هر فحش که کودک به کار می برد مقداری از پول توجیبی او کم کنید. همچنین، می توانید او را مجبور کنید مثلا یک صفحه را با جمله: «من قول می دهم دیگر فحش ندهم.» پر کند.

الگوی رفتاری خوبی برای کودکتان باشید.

کج خلقی و بدرفتاری کودک

کودکان همچون دوربین فیلمبرداری هستند. هر چه را که می بینند یا می شنوند، ضبط می کنند و بعد آن را عینا اجرا می کنند؛ به ویژه اگر فیلم را از اعمال کسانی که دوستشان دارند، ضبط کرده باشند. روشن است که والدین، نخستین کسانی هستند که کودک از آنها تقلید می کند؛ بنابراین بکوشید تا الگوی راستگویی برای کودکتان باشید.

اگر در مکانی که باید بلیط بخرید، سن کودک را دروغ بگویید تا پول بلیط ندهید، بی تردید، کودک به این موضوع توجه خواهد کرد. حتی ممکن است او با گفتن این جمله:

من که سه سالم نیست. چهار سالمه!» شما را شرمسار کند. وقتی پلیس راهنمایی شما را به دلیل رد شدن از چراغ قرمز، متوقف می کند و شما برای اینکه جریمه نشوید، دروغ های بزرگ می گویید، کودک گیج می شود که چگونه شما می توانید داستان ببافید، ولی او نمی تواند بعضی دروغها نه تنها به کسی ضرری نمی رساند یا مسأله ای را زیر سوال نمی برد، بلکه باعث می شود که خیری به کسی برسد و خلاصه اینکه آن دروغ، کوچک و بی ضرر و مصلحتی باشد.

تفهیم این مطلب برای کودک، بسیار دشوار است؛ ولی به مرور زمان، او تفاوت میان دروغهای زشت و رفتار درست اجتماعی را خواهد آموخت. از همین حالا، بکوشید تا با رفتار درست خودتان، الگوی خوبی برای کودک باشید.

بدرفتاری کودک و دروغ گویی

ما در بسیاری از مواقع دروغ می گوییم و با تغییر شکل دادن واقعیت می کوشیم هایمان را توجیه کنیم؛ ولی وقتی یکی از کودکانمان دروغ کوچکی می گوید، بسیار براشفته می شویم. فهم تفاوت میان واقعیت و دروغ مشکل است و شکل گیری این فهم در کودک، به زمان نیاز دارد.

ژان پیاژه روانشناس تکاملی معروف کشف کرد که کودکان تا حدود یا سالگی براساس خشنودی والدینشان رفتار می کنند. بدین معنا که: «هر چیز مامان و با خوشحال کنه خوبه و هر چیز باعث بشه عصبانی و ناراحت بشن بده.» بی تردید، یه دختر کوچکی به مادرش بگوید که گلدان مورد علاقه او را شکسته است، مادرش خیلی عصبانی می شود. از آنجا که عصبانی کردن مادر بد است! راه حل واضح و روشن کودک این است که بگوید گلدان را نشکسته.

بدرفتاری کودک و دروغ گویی

به همین ترتیب، کاملا طبیعی و عادی است که کودکی در حالی که دور لب و دهانش آغشته به مربا است، مستقیم به چشمان مادرش نگاه کند و بگوید که اصلا روحش از وجود مربا خبر نداشته است؟

گرچه ممکن است دانستن این واقعیت عصبانی کننده باشد؛ ولی یاد گرفتن تفاوت بین حقیقت و دروغ و افسانه نیاز به زمان دارد. حتی کودکان کلاس اول هم ممکن است به خوبی این تفاوت را درک نکرده باشند.

دکتر آرتور اپل بی، طی گفت و شنودی با هشتاد و هشت کودک بین شش تا نه ساله دریافت که فقط ۱۸/۲ درصد از شش ساله ها این تفاوت را کاملا فهمیده اند؛ ولی تا حدود نه سالگی تقریبا همه کودکان می فهمند که داستانها واقعی نیستند و حدود ۹۰ درصد آنها اطمینان دارند که «سیندرلا» شخصیتی تخیلی است و دیو و جن و پری هم وجود ندارند.

زمانی که کودک به تشخیص میان واقعیت و رویا می پردازد، همچنین یاد می گیرد که دروغ، دروغ است حتی اگر مصلحتی باشد. در حدود هفت سالگی، کودک نسبت به دروغ گفتن احساس بدی پیدا می کند، حتی اگر کسی متوجه دروغگویی او نشده باشد. کودک در این سن، مفهوم کاربد، مجازات و جنایت را درک می کند و شاید می ترسد که حتی اگر والدینش برای دروغگویی اش او را تنبیه نکنند، خدا او را مجازات کند.

کودک در حدود یازده یا دوازده سالگی به ارزیابی واقعیت ها می پردازد که طبق نظریه دکتر پیاژه، انکر بلوغ و تجربه کودک است. در این سن، کودک این موضوع را درک می کند که معه بر مبنای اعتماد بنا شده است و اگر نتواند اعتماد مردم را جلب کند، شکست خواهد خورد.

آرمانگراهای فردا، همین جا است که شکل گیری شخصیت خود را آغاز می کنند.

بنابراین، دروغگویی و راستگویی در سنین مختلف، تعابیر مختلفی دارد. وق کودکتان دروغ می گوید آن را یک مشکل شخصیتی نپندارید، بلکه از راه حل هایی که در پی آمده اند استفاده کنید تا کودک، برحسب سطح فهم و درکش بتواند راستگو باشد.

باعث دروغگویی کودک نشوید.

باعث دروغگویی کودک نشوید.

اغلب، والدین به نحوی درباره اعمال ناشایست کودک توضیح می خواهند که باعث دروغگویی او می شوند. بد کوچولو در آشپزخانه در حالی که شیشه مربا شکسته و روی زمین در اطراف او پخش شده، ایستاده است. مادر تد سراسیمه به آشپزخانه می دود و می پرسد: «تد، آیا تو از کمد بالا رفتی و شیشه مربا رو انداختی زمین؟!» و تد با نگاه معصومانه ای می گوید: «نه…» حالا ټد به دردسر افتاده، چون هم شیشه مربا را انداخته و هم دروغ گفته است. در چنین شرایطی، حتی راستگوترین کودکان نیز دروغ میگن سؤال نکنید. به جای سوال کردن، به صورت جمله خبری به کودک بگوید کاری انجام داده است. بهتر بود مادر تد چنین می گفت: «واقعا از دستت عصبان چون از کمد بالا رفتی و شیشه مربارو شکستی»!

وقتی امری بدیهی است، انکار کودک را نادیده بگیرید و به اصل ماجرا بردن و کاملا اطمینان ندارید که کودک مقصر است، باز هم سؤال نکنید. نظرتان را به روشن بگویید. اگر گلدان شما افتاده و شکسته است و شما واقعا فکر نمی کنید که قه سگ باشد، به کودک بگویید: «فکر نمی کنم کارسگ باشه، به نظرم تو این کار رو کرد

جريمه دروغگویی را از جریمه رفتارهای نادرست دیگر، جدا کنید.

برای کودک توضیح دهید که اگر راست بگوید، کمتر عصبانی می شوید و دروغگویی جريمه او را دو برابر خواهد کرد؛ و به گفته خود عمل کنید.

تنبیه تان نباید آن قدر سخت باشد که کودک ترجیح دهد دروغ بگوید. اگر کودک را به طور مداوم و به شدت تنبیه کنید، او برای گریز از تنبیه، به دروغگویی خواهد پرداخت و بدین ترتیب، او شانسش را امتحان خواهد کرد، اگر شما نفهمید که او دروغ گفته، از تنبیه شدن رهایی یافته است و اگر هم بفهمید چیزی از دست نداده. به خاطر داریم که کودکی گفت: «بدتر از تنبیه که نمیشه!» بنابراین، این کودک همیشه دروغ میگفت.

ابتدا کودک را برای عمل نادرستش تنبیه کنید و بعد به مساله دروغگویی او بپردازید و از پی آمدهای خاصی استفاده کنید. بدین معنا که دو تنبیه جداگانه، که نباید خیلی شدید باشد، در نظر بگیرید. پی آمدی مناسب برای عمل نادرست کودک در نظر بگیرید و به علت دروغگویی، آن را کمی شدیدتر کنید یا از جریمه مجزایی برای دروغگویی استفاده کنید و علت همه تنبیه شدنها را برای کودک توضیح دهید.

اگر تنبیه بی اجازه دست زدن به شکلات ها این است که کودک دوروز شکلات نخورد، باید جریمه اضافی برای دروغگویی او، دو روز دیگر محرومیت از خوردن شکلات باشد نه یک هفته محرومیت. اگر کودکتان به شما می گوید که به منزل دوستش می رود، ولی سر از جای دیگری در می آورد و می خواهید او را سه روز از بیرون رفتن از خانه محروم کنید جریمه دروغگویی او نباید بیش از اضافه کردن سه روز دیگر باشد. به این ترتیب، کودک خواهد فهمید که با راستگویی، جریمه اش نصف حالتی خواهد بود که دروغ بگوید.

برای غلبه بر دروغ گویی کودک راستگویی را تقویت کنید.

برای غلبه بر دروغ گویی کودک راستگویی را تقویت کنید.

تقویت راستگویی، حتی مهم تر از جریمه کودک به علت دروغگویی است. شما باید کودک را به رفتارهای شایسته ای چون راستگویی و درستکاری، ترغیب کنید.

کودک را برای راستگویی اش تحسین کنید. این روش، ساده ترین راه برای تشویق است. اطمینان یابید که کودک را به گونه ای متناسب با سنش تحسین میکنید.

برای  مثال، شما با کودک سه، چهار ساله ای روبرو می شوید که شیشه مربا را کسته است. کودک، مکث کوتاهی می کند و به جای اینکه بگوید «من نکردم»، می گوید «ببخشید!» فورا به او بگویید، از راستگویی او بسیار خوشحالید و رفتارش عالی است؛ بعد جریمه ای برای شکستن شیشه مربا تعیین کنید.

دفتری برای راستگویی تهیه کنید. دفتری تهیه کنید و اعمال و رفتار خوب کودک از جمله راستگویی او را در آن بنویسید. این کار را هر روز انجام دهید. در حضور کودک، بخش هایی از یادداشت ها را برای افراد دیگر بخوانید.

برای راستگویی به کودک پاداش بدهید. در صورت امکان، از پی آمدهای منطقی برای پاداش دادن به راستگویی استفاده کنید. اگر کودک به شما راست می گوید که کجا بوده، به او بگویید، از این به بعد به او اطمینان دارید و به او اجازه خواهید داد به جاهای بیشتری برود.

اگر دیدید کودک، همیشه سر وقت برمی گردد و فقط به محل های مجاز می رود، این رویه را ادامه بدهید و به او اطمینان کنید.

اگر کودک شما قبل از اینکه شما بفهمید، نزد شما آمد و گفت که چه کار کرده، او را کمتر از حالت معمول تنبیه کنید. البته، اجازه ندهید کودک از این روش برای فریب دادن شما استفاده کند.

در صورتی که کودک، سابقه دروغگویی دارد، استفاده از پاداش ها و نمودارهای پیشرفت، می تواند کمک کننده باشد. وقتی اسکات که قبلا زیاد دروغ می گفته، به درستی می گوید که کتابش را در مدرسه جا گذاشته است، به او پاداش دهید و کمک کنید تا راه حل مناسبی برای این مشکل بیابد.

وقتی رفتار راستگویی را در کودک تقویت و تثبیت کردید تحسین ها و پاداش ها را به تدریج کاهش دهید. (بخش های چگونه پاداش دهیم و چگونه از جداول استفاده کنیم را برای پرداختن به جزییات پاداش ها و نمودارها ببینید.)

با ادامه کج خلقی و رفتار منفی کودک در پارت چهارم همراه ما باشید.

در صورت دروغگویی مداوم و جدی، از یک متخصص کمک بخواهید.

در صورت دروغگویی مداوم و جدی، از یک متخصص کمک بخواهید.

کودکان بزرگتر از ده ساله ای که به طور مداوم دروغهای بزرگ می گویند، ممکن است دچار مشکلات جدی عاطفی و روانی باشند. برخی کودکان، نمی توانند بین رؤیا و واقعیت تفاوتی بگذارند.برخی دیگر می دانند که به رؤیا بافی مشغولند؛ ولی اصلا از این موضوع احساس ناراحتی نمی کنند. تمام این کودکان به مشورت با یک متخصص نیازمندند. فما درباره نحوه کمک گرفتن از متخصصان، مطالعه کنید.

کودک توجه طلب

همه مردم به توجه نیاز دارند و هر کسی، از اینکه مورد توجه قرار گیرد می شود؛ ولی بعضی کودکان، به طور مداوم از شما توجه می خواهند درست مثل گریدا که به پای شما بپیچد. به طوری که هر قدر هم به آنها توجه کنید، باز انتظار توجه از شما دارند.

چرا چنین می شود؟! اغلب، کودکی که تشنه توجه و محبت است، به اندازه كان . جانب یکی از والدین خود مورد توجه قرار نگرفته است. البته، قضاوت در مورد مقدار توجه کافی مشکل است؛ ولی کودک، باید احساس کند که پدر یا مادرش وقتی به آنها نیاز دارد، پیش او خواهند بود و این احساس، باید به صورت طولانی، منظم و هر روزه در کودک ایجاد شود.

بعضی دیگر از کودکان به این دلیل انتظار توجه بیش از حد دارند که احساس ناامنی می کنند و بیش از اندازه وابسته اند. این وابستگی، ممکن است موقت باشد. برای مثال: به علت مرگ یکی از اقوام، بیماری، طلاق، به دنیا آمدن خواهر یا برادر و یا مشکلی در مدرسه یا با دوستان.

همچنین، ممکن است این وابستگی دایمی تر باشد؛ زیرا در این حالت، پدر و مادر این وابستگی را با ابراز محبت های بی موردشان تشدید کرده اند. اگر والدین، بدون چون و چرا از خرده فرمایشات کودک پیروی کنند، کودک به سرعت خواهد آموخت که همیشه انتظار داشته باشد به خواسته هایش عمل شود. «مامان، اینو نگاه کن.» «بابا با من بازی کن.»، «بابا، این کار رو بکن.»، «مامان اون کار رو بکن.»

اگر کودک توقع دارد بی وقفه، بی پایان و منحصر به او توجه کنید، این حالت نباید و نمی تواند باقی بماند. کلید فایق آمدن بر این مشکل این است که بدانیم، «کی» و «چگونه» به کودک توجه کنیم.

وقتی کودک طلب توجه نمی کند، به او توجه زیادی بكنيد.

وقتی کودک طلب توجه نمی کند، به او توجه زیادی بكنيد.

اگر کودکتان توقع توجه بیش از حد از شما دارد فقط هنگامی که کنترل اوضاع را در دست دارید، به او توجه کنید. به عبارتی، وقتی به کودک توجه کنید که از شما توجه نمی خواهد. او را برای رفتار درستش تحسین کنید تا اعمال درست کودک تقویت شود.

زمانی را به کودکتان اختصاص دهید. هر روز به هر یک از کودکانتان به صورت جداگانه و انحصاری توجه کنید. حتی اگر به هر کودک، بیشتر از چند دقیقه وقت نرسد. هنگام غذا خوردن و به ویژه زمان رفتن به رختخواب مواقع خوبی برای این کار هستند؛ ولی مهم این است که کودک بداند شما همیشه در کنار او و مراقب او هستید. زمان بذل توجه شما اهمیت چندانی ندارد.

اگر کودک، به طور منظم از شما توجه ببیند، احساس امنیت خواهد کرد و خواهد فهمید که حامی و پشتیبان دارد. و اگر شما موقعی که کودک با شما کار دارد وقت ندارید، می توانید روی یک برگه بنویسید: «با این برگه مامان باید یک ربع وقتش را به من اختصاص دهد.» و برگه را به کودک بدهید و به او معنای نوشته را توضیح دهید تا او بداند که چه زمانی می تواند این برگه را رو کند.

اگر کودک کوچک شما باید برای اینکه به او بپردازید صبر کند، ساعت زنگ داری را تنظیم کنید تا وقتی ساعت زنگ می زند کودک دریابد که وقتش رسیده که به سراغ شما بیاید. وقتی او در حال انتظار است، از او بخواهید برای زمانی که به او اختصاص دارد برنامه ریزی کند.

بدرفتاری کودک

اگر احساس می کنید که نیازهای عاطفی کودکتان را برآورده کرده اید و اطمینان دارید که هر چه در توان داشته اید برای کودک انجام داده اید؛ ولی کودک هنوز از شما توقع دارد بیش از پیش به او توجه کنید. در این هنگام باید موقعیت خود را دوباره ارزیابی کنید. و از روش هایی برای کاهش تقاضاهای کودک استفاده کنید. و خواسته های کودک را نادیده بگیرید. باید از روش نادیده گرفتن استفاده کنید. فرض کنید همین الان سارا کوچولو را از مدرسه آورده اید و وقت کافی برای او گذشته اید و به اندازه کافی به او توجه کرده اید. و اکنون با کودک دیگرتان صحبت می کنید. سارا به طور مرتب صحبت شما را قطع می کند و انتظار دارد فقط به او گوش کنید. این حرکت سارا را نادیده بگیرید.

وقتی سارا گریه و زاری و خواهش و تمنای خود را قطع کرد، کمی به او توجه کنید و بگویید: «هی سارا، البته که من نقاشی تو رو دوست دارم، کجا یاد گرفتی؟» د رواقع، با این رفتار شما به او می آموزید که باید صبر کند تا نوبتش برسد و او باید دریابد که شما به خودش و کارهایش علاقه دارید.

و از روش سوزن گرامافون گیر کرده استفاده کنید. اگر بی اعتنایی با روحیه شما سازگارنیست، راه حل دیگری هم وجود دارد. برای مثال، شما به اندازه کافی بعد از ناهاربا « ناتالی» بازی کرده اید و حالا می خواهید کمی روزنامه بخوانید. شما به ناتالی گفته اید که تا شما مشغول مطالعه می شوید کمی نقاشی کند؛ ولی او هر چند دقیقه یکبار می آید و می گوید: «ببین»! به او بگویید که تمام نقاشی های او را وقتی روزنامه خواندنتان تمام شد، خواهید دید از آن لحظه به بعد، پاهایتان را بر روی هم بیندازید و به کارتان مشغول شوید و اصلا به او نگاه نکنید.

هربار که از شما می خواهد به نقاشی اش نگاه کنید، بگویید: «وقتی کارم تمام شد.» و پاسخ خود را عوض نکنید. مهم نیست چند بار این وضع تکرار شود، ولی شما باید همان جمله را تکرار کنید. وقتی خواندن روزنامه تمام شد، رو به سالی کنید و بگویید: «حالا کارم تمام شده، بذار ببینم چه کشیدی؟» (مقاله روش سوزن گرامافون گیر کرده  را برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این روش بخوانید).

به کودک کمک کنید استقلال کسب کند.

به کودک کمک کنید استقلال کسب کند.

اگر کودک شما احساس ناامنی می کند و نیازمند آن است که بیاموزد که چگونه مستقل عمل کند: و استقلال کودک را شکل دهید و تقویت کنید. اگر کودک، عادت داشته است که به طورمداوم به دست و پای شما بپیچد و مانع از انجام کارتان شود، در صورتی که یک بار صبر کرد که شما کارتان را تمام کنید یا منتظر شد که نوبتش برسد، او را تحسین کنید.

به کودک بگویید مثلا پنج دقیقه دیگر هم می خواهید کتاب بخوانید و سوالش را برای پنج دقیقه دیگر نگه دارد. وقتی کارتان تمام شد، با علاقه نشان دادن به سؤال کودک به او پاداش دهید.

از یک ساعت زنگ دار (تأیید) استفاده کنید تا کودک بداند چه قدر باید منتظر شود. در ابتدا با چند دقیقه شروع کنید و به تدریج زمان انتظار را طولانی کنید تا کودک بیاموزد که چگونه صبر کند. و از نمودار و پاداش استفاده کنید. ببینید کودک در چه هنگامی بیشتر به دنبال جلب توجه شماست.

مثلا موقع درست کردن غذا یا زمانی که مهمان دارید یا قبل از خواب. در آن زمان خاص یک سرگرمی برای او در نظر بگیرید و بگویید، در ازای تنها بازی کردن در آن زمان، امتیاز کسب خواهد کرد. سپس با امتیازهایی که به دست می آورد، می تواند وقت شما را بخرد. برای مثال، با هم به سینما بروید، با هم بازیکنید.

دفترچه ای برای رفتار خوب داشته باشید و در آن یادداشت کنید که کودک چه کارهای خوبی را در روز انجام داده است. ابتدا کودک را برای کارهای خوبش تحسین کنید یا به او پاداش دهید و سپس، مطالب دفترچه را برای دیگر اعضای خانواده بخوانید.

کودک را با فعالیت هایی که نیازمند کمک والدین نباشد، آشنا کنید. کاری را انتخاب کنید که کودک بتواند به تنهایی انجام دهد، مثل: ورزش، نقاشی و…

گاهی کودک به این علت به توجه شما نیاز دارد که نگران و یا ترسیده است. در این موقع، به آنچه کودک می خواهد بگوید، گوش کنید.

کودک نمی تواند «نه» بشنود.

کودک نمی تواند «نه» بشنود.

اگر کودک بداند که شما سرانجام، پاسخ مثبت خواهید داد، دیگر مهم نیست که ده بار هم گفته باشید «نه!». او آن قدر گریه می کند، نق می زند، خودش را به زمین می کوبد و بداخلاقی می کند تا سرانجام، تسلیم شوید و او به هدفش برسد. چنین کودکی به تجربه آموخته است که اگر پشتکار داشته باشد و خوب جیغ بکشد! در نهایت، برنده می شود.

تنها راه حل برای این مسأله آن است که کودک دریابد که نظر شما تغییر نمی کند و با کسی شوخی ندارید. اگر «نه!» گفتن شما همیشه باعث دردسر می شود و کودک عادت کرده در مقابل «نه!» شما گریه کند، تاکید می کنیم به عقب برگردید و اعمال خودتان را مروری کنید و آنجا که اشکال را یافتید کارتان را اصلاح کنید و جدا تلاش کنید که از کن بعد طوری رفتار کنید که کودک این عادت را ترک کند. این عادت، می تواند در بزرگسال باعث ایجاد مشکلات جدی برای فرزند شما بشود. از همین رو کودکتان در هر س هست از همین امروز به اصلاح رفتار او بپردازید.

پیش از حرف زدن، بينديشيد.

مراقب باشید که وقتی کودک تقاضایی می کند، به طور خودکار نگویید: «نه!». چند با شده که منظورتان از «نه» این بوده که: «بعدا»؟ بهتر است درباره پاسختان بیندیشید و یا آنجا که مقدور است، کمتر «نه!» بگویید. وقتی بگویید «نه!» که منظورتان واقعا «نه!» و سید هیچ وجه» باشد.

البته، این بدان معنا نیست که همیشه به کودک پاسخ مساعد بدهید؛ ولی درست این است که به تقاضاهای کودک بیندیشید و بی علت پاسخ منفی ندهید. وقت کودک از شما تقاضایی می کند، صبر کنید، بیندیشید و جواب را در ذهنتان تأیید کنید سپس، پاسخ بدهید. اگر لازم است، به او بگویید: «بگذار یک دقیقه درباره این قضیه فک کنم». وقتی تصمیمتان را گرفتید، به هر شکل و از هر طریق، به روشنی به کودک اعلام کنید چه تصمیمی گرفته اید و نظرتان را تغییر ندهید.

تکلیف کودک را مشخص کنید و قاطع باشید.

بدرفتاری کودک

این راه حل ها کمک خواهند کرد که کودک، بعد از شنیدن پاسخ به خودش زحمت بحث کردن با شما را ندهد. و به طور پرسشی، پاسخ ندهید. «مامان می شه یه بستنی بخورم؟»

«بیلی فکر نمی کنی نزدیک شامه؟» بدین ترتیب، شما از بیلی سئوال می کنید. هیچ وقت سؤال نکنید، پاسخ بدهید: بله! یا نه!. و به کودک فرصت ندهید که توجیه کند. اگر وارد بحث نشوید از مجادله پرهیز خواهید

کرد. پاسخی ساده بدهید درباره آن توضیح بدهید. در غیر این صورت، کودک با یک یک دلایل شما مبارزه خواهد کرد و کار به بحث و جدل می کشد.

به کودک نشان دهید که قاطع هستید و نظرتان تغییر نمی کند.

اگر کودکتان هنوز نمی تواند پاسخ «نه!» را بپذیرد، این روش ها را بیازمایید. و از روش نادیده گرفتن سنجیده استفاده کنید. پس از اینکه به سؤال کودک پاسخ دادید اجازه بحث ندهید و چانه نزنید. فقط سکوت کنید. پاسخها و واکنش های کودک را نادیده بگیرید.

به چراها، تمرها، نقها و هر چیز دیگر توجه نکنید. کودکی که ماه های شاید سالها عادت کرده است که با گریه و زاری و نق زدن به خواسته اش برسد و شما را تسلیم کند، برای تغییر این عادت نیاز به زمان و تحمل سختی دارد. محکم بایستید حرفهای کودک را از یک گوش بشنوید و از گوش دیگر بیرون کنید. بی تردید این روش موثر است. (مقاله نادیده گرفتن سنجیده را ببینید.)

روش سوزن گرامافون گیرکرده را به کار گیرید. اگر نمی توانید به حرف های کودک کاملا بی توجه باشید.

فرض کنیم شما گفته اید: «نه، سیلویا، من این شکلات را نمی خرم.» و سیلویا به طور مداوم نق می زند که «می خوام.» در این هنگام، با همان لحن فقط همان جمله خودتان را پس از هر بار که او می گوید «می خوام» تکرار کنید: «شکلات بی شکلات!»، «شکلات بی شکلات!»

به کودک نشان دهید که قاطع هستید و نظرتان تغییر نمی کند.

کارت زرد و اخراج. برای کودکتان توضیح دهید درست مثل بازی فوتبال که اگر بازیکن دو کارت زرد بگیرد از زمین اخراج می شود، او نیز اگر یکبار نتواند پاسخ «نه!» را تحمل کند، کارت زرد میگیرد و برای بار دوم، باید از فعالیتی که دوست دارد، محروم شود و یا به عنوان تنبیه به اتاقش فرستاده شود.

«تیمی، متاسفم، بهت گفته بودم که نمیشه قبل از شام شیرینی بخوری؛ اگر میخوای نق بزنی، باید بری توی اتاقت این کار رو بکنی» کودک را به محل اخراجش ببرید و به او بگویید که چه وقت می تواند بیرون بیاید. «تیمی وقتی گریه ات تموم شد می تونی بیای به آشپزخونه که بازی کنیم» (مقاله محرومیت موقت بخوانید).

سلب مزایا. برای کودکان بزرگتر، گرفتن برخی مزایا می تواند بسیار مؤثر باشد. برای مثال: «جسی، به تو گفته بودم که نمیشه الان به خونه کارل بری؛ چون بحث کردی و بداخلاقی کردی، امشب نمی تونی تلویزیونی نگاه کنی.»؛ و یا از پی آمدی طبیعی استفاده کنید: «خونه کارل فردا هم غدغن شد، چون با من بحث و جدل کردی.» .

روحيه همکاری را در کودک تقویت کنید.

وقتی کودک به راحتی پاسخ «نه!» شما را می پذیرد، دقت کنید که این کار او را تحسین و تقویت کنید. دفترچه ای برای حرف شنوی کودک داشته باشید. کودک را فورا برای پذیرفتن جواب منفی تحسین کنید و به علاوه، حرف شنوی او را در یک دفترچه ثبت کنید. در پایان روز، دفترچه را همراه با کودک مرور کنید و به او بگویید که چه قدر از حرف شنوی او امتیاز بدهید. هربار که کودک پاسخ نه! شما را می پذیرد به او امتیاز بدهید.

در مقابل کسب دو امتیاز یک جایزه کوچک بدهید، سپس، در مقابل سه امتیان تدریج امتیاز لازم برای کسب جایزه را بیفزایید. در این بین گهگاه در حالی که او انتظار تشویق شدن ندارد، او را با دادن هدیه ای و یا بردن به گردش خوشحال کنید.

از پی آمدهای طبیعی استفاده کنید. جو از شما شیرینی می خواهد. وقتی شما میگویید: «نه!» او می پذیرد.

چند دقیقه بعد یا به کار بردن این جمله به او پاداش بدهید: «جو، من واقعا از حرف گوش کردن تو خوشم می آد، آفرین! بعد از ناهار می تونی شیرینی بخوری.» فرض کنید به جو گفته اید، اجازه ندارد بیرون برود و بازی کند؛ چون شما می خواهید به خرید بروید و او با حالت خوبی گفته است: «باشه مامان» پاسخ شما می تواند این گونه باشد: «سعی می کنم زود برگردم که تو وقت داشته باشی بری و بازی کنی؟ تو دیگه مرد شدی و خیلی خوب حرف های من رو می فهمی.»

کودک صحبت دیگران را قطع میکند.

کودک صحبت دیگران را قطع میکند.

یک دلیل عمده برای اینکه کودک صحبت شما را قطع می کند، وجود دارد. او می خواهد شما همین الان به او توجه کنید. مثل اکثر رفتارها، قطع کردن صحبت دیگران عادتی است که کودکان به این دلیل می آموزند که مفید واقع می شود.

شما احتمالا از این رفتار خوشتان نمی آید؛ ولی آیا خودتان باعث ایجاد آن نبوده اید؟ آیا با اجازه دادن به کودک برای قطع کردن صحبتتان باعث تشدید آن نشده اید؟ فرض کنید تلفنی صحبت می کنید و مکالمه مهمی هم دارید و کودک وسط حرفتان می پرد و آب پرتقال می خواهد، می پرسد که آیا «تئو» امشب به منزل شما خواهد آمد و با اجازه می خواهد که برود و بازی کند.

شما در ابتدا به او پاسخ نمی دهید و به مکالمه خود ادامه می دهید. کم کم، صدای کودک تغییر می کند. او شروع به نق زدن و شاید گریه کردن و جیغ کشیدن می کند و سرانجام شما تسلیم می شوید. از مخاطب خود می خواهید یک دقیقه گوشی تلفن را نگه دارد و شما به حرف کودک گوش می کنید. این درمان با ورزشکاران ایران قطع کردن حرف دیگران عادت ناراحت کننده ای است که می تواند ترک داده شود. دشوارترین بخش برای درمان این رفتار آن است که شما خونسردی خود را طی زمان آموزش حفظ کنید. باید به کودکتان بیاموزید وقتی با کسی کار دارد چه طور باید توجه او را به سوی خود جلب کند، چه زمانی برای صدا کردن او مناسب است و چه طور باید صبر کند که زمان مناسب فرابرسد.

همیشه به کودک نشان دهید که متوجه شده اید با شما کار دارد.

نگذارید کودک احساس کند که به نیازهای او توجهی ندارید. کودک باید دریابد که شما به او توجه دارید؛ ولی الان کار دارید و نمی توانید به حرف او گوش کنید.

در صورت امکان، وقتی کودک کاری با شما دارد فورا به او پاسخ بدهید. او را وادارنکنید که بیش از حد لازم منتظر بماند و رفتار درست کودک را برای جلب توجه تان نادیده نگیرید.

علامت بدهید. وقتی نمی توانید فورا پاسخ بدهید به کودک بفهمانید که او را دیده اید و یا حرفش را شنیده اید. علامتی تعیین کنید که نشان بدهد شما او را دیده اید، برای مثال، دستتان را بلند کنید و یا به کودک بگویید: «یک دقیقه صبر کن!» ولی حواستان باشد که وقتی می گویید: «یک دقیقه» کارتان ده دقیقه طول نکشد. از همان زمانی که کودک شروع به یادگیری زبان مادری می کند، به او بفهمانید که شما به محض اینکه بتوانید، پاسخ او را می دهید.

در ابتدا، همراه با علامت دست و با اشاره، نشان دهید که او را دیده اید یا حرفش را شنیده اید تا کودک کم کم بتواند معنای علامت بدون حرف را هم درک کند.

کودک را به خاطر صبر کردن تحسین کنید. از کودکتان برای آنکه صبر کرده است تا شما حرفتان یا کارتان تمام شود، تشکر کنید. از او برای صبر و حوصله اش به منظور جلب توجه شما قدردانی کنید.

روش درست قطع کردن صحبت دیگران را به کودک بیاموزید.

روش درست قطع کردن صحبت دیگران را به کودک بیاموزید.

هیچ یک از ما در هنگام تولد نمی دانستیم که اگر با کسی کار داشته باشیم چه طور باید توجه او را به خود جلب کنیم. پس از کودک انتظار نداشته باشید بی آنکه شما به او یاد دهید، بتواند در صورت لزوم به درستی صحبت دیگران را قطع کند. به کودک یاد بدهید، بگوید: «ببخشید!» برای او توضیح دهید که وقتی با کسی کار دارد باید ابتدا بگوید: «ببخشید!» یا «عذر میخوام!» و بعد منتظر باشد تا مخاطب پاسخ بدهد. به یاد داشته باشید در مواقع اضطراری، وضعیت فرق دارد و در آن مواقع کودک باید بداند چه طور شما را فورا متوجه خود کند.

اگر کودک شما عادت دارد هنگامی که مشغول صحبت با کسی یا در حال مکالمه تلفنی هستید، حرف شما را قطع کند، به او بیاموزید که واژه «ببخشید!» یادش نرود و حتی به شما هم با زمزمه و با صدای آهسته بگوید «ببخشید!». چون شما دوست ندارید وقتی کودک می خواهد با شخص غریبه ای صحبت کند ناگهان وسط صحبت او بپرد بی آنکه از او عذر بخواهد.

یک نمایش ترتیب دهید. هرگاه فرصتی پیش آمد، سناریوهایی ترتیب دهید که به کودک بیاموزد از کلمه ها و عبارت های مناسب استفاده کند و توجه شما را به سم خود جلب کند.

شما همچنین می توانید با نمایش به او نشان دهید که بچه بی ادب چه طور از دیگران سوال میکند و صحبت آنها را قطع می کند. می توانید وقتی او حرف می زند، به صورت نمایشی صحبتش را قطع کنید تا او ببیند چه قدر این رفتار آزار دهنده است. و الگوی خوبی برای کودکتان باشید خودتان به نصیحت هایی که می کنید، عمل کنید. این رفتار از هر درسی آموزنده تر است.

کودک را به صبر کردن عادت دهید.

کودک را به صبر کردن عادت دهید.

صبر کردن و منتظر شدن مهارتی اکتسابی است و با آموزش ایجاد می شود. اگر کودک عادت کرده که هر وقت صحبت شما را قطع کرد شما بلافاصله به او توجه کنید، باید این عادت را در او تغییر دهید.

از علامت هایی که تعیین کرده اید، استفاده کنید تا کودک دریابد که او را دیده اید و می دانید با شما کار دارد.

ابتدا کودک را چند لحظه منتظر بگذارید. هدف شما این است که شرایط را در کنترل خود داشته باشید. با علامت به کودک نشان دهید که او را دیده اید و بعد از چند لحظه که منتظر ماند، خودتان حرفتان را قطع کنید و به حرف کودک گوش کنید.

به تدریج، زمان بین علامت دادن و پاسخ را طولانی تر کنید. حتما کودک را برای اینکه آرام و ساکت منتطر تمام شدن صحبت شما شده، تحسین کنید.

از روش نادیده گرفتن سنجيده استفاده کنید.

وقتی کودک می داند که چگونه باید توجه شما را به سوی خود جلب کند و چگونه منتظر بماند، شما نباید به تلاش های نادرست او برای جلب توجه، اعتنا کنید. کاملا بی توجه باشید. فقط وقتی به او توجه کنید که از راه درست وارد شده باشد. برای مثال، ” در ابتدا وقتی کودک به شکل نادرستی کار یا حرف شما را قطع می کند، برای او توضیح دهید که «جانی، بگو «ببخشید» و بعد صبر کن تا من کارم تموم بشه!» ” ولی وقتی چند بار این مطلب را برای کودک توضیح دادید، دیگر به توضیح کلامی ادامه ندهید و این طور عمل کنید که فقط در صورتی به کودک توجه کنید که از راه درست برای جلب توجه شما استفاده کرده باشد.

فقط وقتی از روش نادیده گرفتن سنجیده استفاده کنید که مطمئن هستید می توانید به این روش ادامه دهید و آن را رها نخواهید کرد. اگر به این روش ادامه دهید، ممکن است در ابتدا رفتار بدکودک تشدید شود؛ ولی به تدریج، کاهش خواهد یافت.

برای مطالعه ادامه مقالات مرتبط با این مبحث بدرفتاری کودک به مقالات زیر مراجعه نمایید

کج خلقی و رفتارهای منفی کودک (بخش اول)

کج خلقی و رفتارهای بد کودک (بخش دوم)

دسته بندی تربیت کودک
اشتراک گذاری

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+926 محصولات
+1647 سفارشات تکمیل شده
+2187 کاربران
+4751 مطالب وبلاگ
سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود به سایت