شغل زنبورداری

کاربر ۱۰کاربر ۱۰
2,240 بازدید

زنبورداری شغلی است پر منفعت و جذاب

در شغل زنبورداری با موجوداتی سر و کار داریم که زندگی تشکیلاتی آنها نمونه بارزی است از نظم و ترتیب و همکاری متقابل. هر بار که سر کندو را باز کنید خواهید دید که نظم و ترتیب در تمام کارهایشان به بهترین وجه رعایت شده و هر زنبور مشغول انجام وظیفه مخصوص به خود می باشد.

با دقت کردن در طرز کار و فعالیت زنبورعسل در داخل کندو چیزهای زیادی می توان از زندگی و احتیاجاتشان فهمید و از آنها در مواقع لازم به نفع خود بهره برداری کرد.

پر منفعت، به دلیل آنکه هرگاه از طرز کار و زندگیشان آگاه باشید می توانید به طرزی صحیح و به موقع آنها را تقویت و از هر کندو محصول عسل فراوانی بردارید به طوری که در همان سال اول نه تنها می توانید بهای پرداخته شده برای خریدشان را مستهلک کنید بلکه مقداری هم سود برای تان باقی خواهد ماند.

شغل زنبورداری به عنوان تفریح

داشتن ۳ الی ۶ کندو به عنوان سرگرمی و رفع خستگی کار روزانه برای جوانان و نوجوانان بسیار مناسب است، ضمن اینکه نوعی کارآموزی و کسب تجربه به حساب می آید. برای زنبورداری تفریحی و یا حتی به عنوان شغل دوم، هرکس که مایل باشد می تواند با تهیه چند کندو در خانه اش (شهرهای شمال ایران و یا اطراف آن)، پس از پایان کار روزانه با آنها مشغول شود و در پاییز هم مقداری عسل برای مصرف خانوادگی به دست آورد.

شغل زنبورداری به عنوان شغل دوم

 شغل زنبورداری به عنوان شغل دوم

زنبورداری به عنوان شغل دوم درآمد مناسبی دارد، اما در این حال تعداد کندوها هرگز نباید از ۲۰ عدد بیشتر باشد. چون احتیاج به کار و فعالیت زیادی داشته و ممکن است به شغل اول که معمولا منبع اصلی درآمد خانواده است، صدمه بزند.

صحیح تر آن است که کسانی این کار را به عنوان شغل دوم شروع کنند که قبلا مدتی به صورت تفریحی با زنبور عسل کار کرده باشند ولی افراد ناوارد هم می توانند زنبورداری را از این مرحله (شغل دوم) شروع کنند منتهی باید دقت بیشتری در کارها داشته و از شکست های موقت نهراسند.

شغل زنبورداری به عنوان شغل اصلی

بدین منظور سالها تجربه و ممارست لازمه کار است. چنین زنبورداری باید همیشه تعداد زیادی جمعیت (شامل کارگران، نرها و ملکه) در اختیار داشته و با آنها کار کند. آنچه برایش اهمیت فوق العاده دارد، علاوه بر تعداد جمعیت و قوی بودن تک تک آنها، شناخت محیط از لحاظ گلهای عسل خیز در ماه های مختلف سال است که در ادامه شرح خواهیم داد.

زنبورداری که این کار را به عنوان شغل اصلی انتخاب کرده باید بداند که در اطراف زنبورستانش به شعاع ۱۰۰ کیلومتر یا بیشتر در هر منطقه و در چه ماهی، چه نوع گلی وجود دارد تا به موقع زنبورهایش را به همان نقطه مهاجرت داده و از شهد شکوفه های آن حداکثر بهره برداری را کند.

یعنی باید یک تقویم ۵ ساله تهیه کرده و در اختیار داشته باشد. باید داروخانه ای برای پیشگیری و همچنین معالجه بیماری ها ترتیب دهد. باید به موقع ملکه ها را عوض کند تا مانع پیر شدن جمعیتها شود و میزان محصول اش کم نشود. باید سعی کند تا جمعیت های موجود در زنبورستانش از لحاظ  محصول عسل هرچه زودتر یکدست شوند و.. چون زندگی اش با درآمدی تامین می گردد که از این راه به دست می آید.

موجوداتی که داخل کندو زندگی می کنند.

موجوداتی که داخل کندو زندگی می کنند.

در اواخر بهار و اوایل تابستان در مناطق پر گل و گیاه، داخل هر کندوی نسبتا قوی معمولا ۳۰/۰۰۰ تا ۷۰/۰۰۰ زنبور کارگر و چند صد تا چند هزار عدد زنبور نر و تنها یک ملکه با هم زندگی می کنند. ملکه تنها تخمک گذار کندو است.

به عبارت دیگر ملکه، مادر تمام زنبورهایی است که با وی در کندو زندگی می کنند. تخم های ملکه پس از طی دوره رشد تبدیل به زنبور کارگر یا نر می گردند. در پاییز و زمستان در کندو معمولا از زنبور نر خبری نیست چون کارگران آنها را در اواسط تابستان از کندو بیرون میرانند و یا آنهایی را که بیرون هستند دیگر به داخل کندو راه نمیدهند تا از گرسنگی تلف گردند.

در زمستان تعداد زنبورهای هر کندو حتی از ۱۰/۰۰۰ هم کمترند. تمام زنبورهایی که در یک کندو زندگی می کنند (کارگران، نرها و ملکه) را یک جمعیت مینامند. همه زنبورهای یک جمعیت با هم زندگی مشترک و متشکلی را اداره می کنند که در آن هر دسته وظیفه به خصوصی را انجام میدهند.

شغل و وظایف زنبورها در سنین مختلف کاملا واضح و معلوم است ولی در مواقع لزوم می توانند تغییر شغل داده و به کمک دسته های نیازمند بیایند. به طور مثال می توانیم بچه زنبور را نام ببریم. تمام زنبورهایی که با ملکه به خارج از کندو پرواز می کنند سنین ترشح موم را مدت ها است که پشت سر گذاشته اند ولی به محض اینکه بچه های زنبور را گرفته داخل یک کندو بریزیم، به دلیل نیاز مبرم، همگی با هم شروع به ترشح موم و ساختن شان می کنند تا به اندازه کافی شان برای تخمک گذاری ملکه و ذخیره عسل و گرده گل بسازند.

پس از پایان این کار دوباره به دسته های مختلف تقسیم گشته و هر دسته وظایف قبلی خود را از سر می گیرند.

توصیه هایی به زنبورداران

توصیه هایی به زنبورداران

کسی که تصمیم دارد زنبورداری کند، بهتر است از زمستان آماده این کار شود. در زمستان به علت سردی هوا زنبورها قادر به ترک کندوهایشان نیستند. در نتیجه زنبوردار بیکار بوده و وقت کافی در اختیار دارد تا با خواندن کتاب های زنبورداری، از طرز زندگی زنبور عسل و نیازهایش کم و بیش آگاه شود.

در اواخر زمستان و اوایل بهار که هوا به تدریج ملایم تر می گردد، زنبورها به جستجوی شهد و به ویژه گرده گل از کندوهایشان بیرون می آیند. از این زمان کارهای عملی شروع میشود. شناسایی طرز زندگی زنبور عسل و احتیاجاتش، مراحل مختلفی را که وی هنگام رشد طی می کند، نیازهایی که در مراحل مختلف رشد دارد، طرز کار کردن و جمع آوری شهد و گرده گل و بالاخره تبدیل شهد به عسل، حداقل معلوماتی است که قبل از آغاز کار باید با آنها آشنا بود.

شروع کار زنبورداری بدون این آگاهیها معمولا شخص را به هدف نمی رساند و خیلی از اوقات حتی به بیراهه می کشاند. به طوری که زنبوردار را به نفع یا سود اندک راضی می کند. چون معتقد می گردد که با زنبور عسل بیش از این کاری نمی توان کرد و زنبورداری منفعت بیشتری نمی دهد. خواندن کتاب های خوب زنبورداری راه علاج این ناامیدی است. کتاب خواندن خیلی از رموز زندگی زنبور عسل را برای زنبوردار آشکار می کند. البته کار عملی را نباید فراموش کرد.

در بعضی از کشورها زنبورداری به علم حشره شناسی تعلق دارد و در برخی دیگر، قسمتی از دامپروری است. زنبور هم حشره است و هم دام. بنابراین می تواند به دسته اول یا دوم تعلق داشته باشد.

زنبورداری به هرحال نوعی دامداری هم هست ولی موفقیت در این رشته عملا نیازمند اطلاعات فنی و زیست شناسی است که با سایر رشته های دامداری نه تنها فرق دارد بلکه به هیچ یک از آنها شباهتی هم ندارد. چون طرز زندگی زنبور عسل با طرز زندگی همه دامهای خانگی به کلی متفاوت است.

در حالی که همه دام های خانگی از هزاران سال پیش به اطاعت از انسان گردن نهاده اند، زنبور عسل هنوز این فرمانبرداری را قبول نکرده، استقلال فردی و فکریش را به طور کامل حفظ کرده و گوش به حرف صاحبش نمی دهد.

انسان و زنبورعسل

از این هم بالاتر اینکه زنبور عسل نه اصلا انسان را صاحب خودش می داند و نه خود را متعلق به وی. به همین دلیل، به محض این که احساس خطر کند با کمال جرئت و جسارت به وی حمله ور شده و به کمک نیش زهرآگینش حساب صاحبش را می رسد.

اگر هم لازم باشد او را به زور از اطراف خانه اش (کندو) می راند تا بدین وسیله به او بفهماند که وی را تنها به صورت موجودی عسل دزد هم ردیف خرس می نگرد نه صاحب بلامنازع خود.

زنبور عسل را به زحمت می توان خانگی دانست ولی به هیچ وجه رام انسان نیست. بنابراین کارکردن با وی مستلزم داشتن یک سلسله آشنایی ها و معلومات از طرز زندگی این موجود است که هنگام مقابله با آن باید تمام آنها در کمال دقت رعایت شوند تا تصادمی بین این دو (انسان و زنبورعسل) رخ ندهد.

در اینجا انسان است که باید بتواند خود را با وضع زندگی زنبورعسل تطبيق داده و طبق روشی با آنها کار کند که مورد قبولشان است. در غیر این صورت چیزی جز ناراحتی و نیش زدن و خوردن در بین نخواهد بود.

عده ای از زنبورداران پس از گذشت چند سال دلسرد شده و دست از این حرفه بر می دارند. چون از طرفی محصول قابل توجهی به دست نیاورده و از طرف دیگر زیاد نیش خورده اند و نیش هم همان طوری که میدانید همیشه دردآور است.

اینها معمولا همان کسانی هستند که زنبورداری را بدون مطالعه کافی قبلی شروع کرده و اغلب حتی در جریان چند سال فعالیت هم هرگز حاضر نشده اند که اندکی تن به مطالعه داده و اشکالاتشان را رفع کنند.

خطاها و اشتباهات زیادی باعث نیش خوردن بی حد و حصر گشته و آنها را از این شغل روگردان کرده است. آن که زنبورداری را به صورت تفریحی شروع می کند معمولا کسی است که کار کردن با زنبور از نظرش جالب و قشنگ است.

چنین شخصی به نیشهای زنبور اعتنایی ندارد و آنها را با صبر و حوصله تحمل می کند، به ویژه آن که میداند این نیشها در ابتدا لازمه کارند تا بدنش بتواند در مقابل زهر زنبور به تدریج و با گذشت زمان مصونیت پیدا کرده و دیگر متورم نگردد.

شغل زنبورداری-3

برداشت عسل مورد نیاز سالیانه خانواده از کندو بخصوص خوردن عسل گرم و مطبوعی که تازه از کندو بیرون آورده، درد نیش هایی را که در جریان سال تحمل کرده و همچنین خستگی های سالیانه اش را جبران می کند و به اصطلاح «آن نیش به این نوش واقعا می ارزد» تازه آن هم در حالی که وقتی را از دست نداده چون اوقات بیکاری یعنی زمانی که معمولا به بطالت می گذشت صرف زنبورداری شده است.

فرصت بیکاریش در فعالیتی تولیدی و کنجکاوکننده بکار رفته که در آن زنبوردار مرتب چیزهایی از زندگی این موجود مفید و پرکار و منظم یاد گرفته و می گیرد. این کار تفریح خوب و سالمی نیز برایش هست.

در تمام کارهای زنبورداری این موضوع باید مد نظر باشد که اصل خود زنبورها و یا بهتر بگویم خود جمعیت است. باید همیشه سعی شود که جمعیت های زنبورستان دایما قوی پر قدرت و سالم باشند و همه فعالیتهای زنبوردار منحصرا در تقویت هرچه بیشتر جمعیتهایش متمرکز گردد.

تنها جمعیتهای قوی و سالمند زنبورعسل که در محیط پر گل و شکوفه، عسل فراوان می دهند. هدف نهایی هر زنبوردار، چه مبتدی و چه حرفه ای، همیشه برداشت محصول فراوان است که زحمات سالیانه اش را پاسخی مطلوب و دلگرم کننده می دهد.

بنابراین باید نقطه اتکا زنبوردار همیشه به زنبورهای جمعیتهایش باشد و تمام قدرت و معلوماتش را به کار بندد تا آنها را در تمام سال در بالاترین قدرت نگه دارد.

جمعیتهای ضعیف معمولا ناقل انواع و اقسام بیماری ها به دیگر جمعیت های زنبورستان میباشند و برای زنبوردار چیزی جز غصه و ناراحتی نمی آورند. اغلب خیلی نیش می زنند. بنابراین از خریدشان به هر دلیلی که باشد باید خودداری کرد.

اگر بعضی از جمعیت های زنبورستان ضعیف هستند، بهتر است در اولین فرصت ممکن، حذف شوند و یا با جمعیتهای قوی متحدشان کرد.

دسته بندی پرورش زنبور عسل
اشتراک گذاری

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+926 محصولات
+1647 سفارشات تکمیل شده
+2187 کاربران
+4751 مطالب وبلاگ
سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود به سایت