مهم ترین نکات در پرورش زنبور عسل

1452
پرورش زنبور عسل

مطالعه منابع علمی زنبورداری

پرورش زنبور عسل را کسانی که می خواهند به صورت حرفه ای آغاز کنند، و نیز باغ داران، علوفه کاران، مرتع داران و کشاورزانی که عملکرد تولید محصولات آن ها در گروی گرده افشانی توسط زنبور عسل است و برای داشتن محصول بیشتر قصد نگهداری از ۴ تا ۵ کندوی زنبور عسل به ازای هر هکتار را دارند، باید به عنوان مهم ترین تصمیم و اقدام در موفقیت پرورش زنبور عسل، از هر فرصتی برای مطالعه طرز زندگی، احتياجات، مراحل و نیازهای مختلف رشد و تکثیر، طرز کار زنبور عسل در جمع آوری شهد و گردش و تغذیه و پرورش نوزادان بهداشت و بیماری ها و سایر امور مربوط به زنبور عسل، استفاده کنند.

به طور کلی و به عنوان بهترین پند، باید گفت که هیچ نوع سرمایه گذاری به اندازه سرمایه گذاری در امر تهیه منابع علمی مربوط به رشته تولیدی یا تخصصی شما بازده ندارد. در خصوص ضرورت مطالعه منظم و فراوان منابع علمی موجود، هرچه گفته شود، زیاد نخواهد بود و اصولا کیفر اقتصادی ناشی از صرفه جویی در خرید کتاب، بیش از هر نوع اسراف است.

کسانی که پرورش زنبور عسل را بدون مطالعه کافی شروع می کنند، باید منتظر خسارت های هنگفت باشند. افرادی که از مطالعه گریزان هستند و حتی زورشان می آید که در مورد طرز پول در آوردن مطالعه کنند، نه تنها در پرورش زنبور عسل، بلکه در هر کاری که شروع کند، موفق نمی شوند و به همین دلیل مرتب شغل عوض می کنند.

به هر حال پرورش زنبور عسل، کار یا شغل مکملی است که در آن هرچه مطالعه و تجربه بیشتر باشد، شخص با موفقیت بیشتری مواجه می شود و با تولید بیشتر و درآمد بیشتر، از کار پرورش زنبور عسل لذت بیشتری می برد.

اشتباهات و لغزشها، به خصوص در سال های اول شروع زنبورداری، حتمی است. آنهایی که اهل مطالعه نیستند، برای هر تجربه باید بهای سنگینی بپردازند. اما افراد زرنگ و باهوش، سعی میکنند که از تجربیات دیگران بهره مند شوند و کارها را آگاهانه انجام دهند.

مهم ترین نکات در پرورش زنبور عسل

باهوش ترین زنبورداران کسانی هستند که اساس یادگیری خود را بر مبنای متصل کردن خود به دریای اطلاعات؛ یعنی، کتاب ها بنا می کنند و با اندک پولی که در این راه خرج می کنند به بیشترین و صحیح ترین اطلاعات دسترسی پیدا می کنند.

البته در کنار مطالعه استفاده از تجارب زنبورداران با تجربه نیز قویا توصیه می شود. اما فراموش نکنید که امکان دادن اطلاعات نادرست به شما هم وجود دارد. لذا زمانی می توانید از تجربیات دیگران با اطمینان استفاده کنید که خودتان از نظر تئوری قوی باشید.

مردم ما با مطالعه چندان میانه خوبی ندارند و با اهمیت کتاب خواندن آن طور که باید آشنا نشده اند. اگر آنها بدانند که مطالعه منابع علمی مربوط به رشته تولیدشان چه تأثیری روی مقدار تولیدشان می گذارد، قطعا به عنوان بخشی از کار روزمره خود، مطالعه خواهند کرد. کشاورزان، دامداران و غیره، روزانه به کارهای طاقت فرسا تن می دهند، اما نمی دانند که با قدری مطالعه، عملکردشان چندین برابر می شود.

بیشتر افراد مجرب و کهنه کار حاضر نیستند تجارب خود را به تازه کارها منتقل کنند و گاهی راه اشتباهی نشان دیگران می دهند. شما خود این حقیقت را قبول دارید. اما فقط معلمین و اساتید و محققین هستند که با تمام وجود بهترین دانسته های خود را در کلاس درس یا به صورت کتاب در اختیار مردم قرار می دهند تا همگان از دانسته های آن ها استفاده کنند و با افزایش تولید، کشور پیشرفت کند.

بنابراین تجربه خوب است، اما تجربه ای که پایه مطالعه و تئوری نداشته باشد، اولا زود و بی خسارت به دست نمی آید و ثانیا با تجربه تنها نمی توان تولید زیادی داشت. لذا باز هم متذکر میشوم که هرگز بدون مطالعه کافی دست به کارهای تولیدی نزنید و با مطالعه کتاب های معتبر، خود را از خسارت دیدن بیمه کنید.

صفات متعالی زنبور عسل

صفات متعالی زنبور عسل

زنبور عسل برخلاف سایر حیوانات اهلی، رام و مطیع انسان نشده و از نظم اجتماعی مورثی از میلیون ها نسل قبل پیروی می کند. هر کندو شهری است با نظام اجتماعی بسیار منظم تر منظبط تر از شهر های انسان ها و مجموع کندوهای یک زنبورستان کشوری است که فرق آن با کشورهای موجود در نداشتن پادشاه، رییس جمهور، حکومت مرکزی و پایتخت است.

اما هر شهر یا کندو ملکه ای دارد و جمعیت آن از یک قشر بزرگ زنبوران ماده (کارگر) و قشرى با شمار اندک به نام زنبوران نر تشکیل می شود. در شهر زنبورها (کندو) هر فرد وظایف محوله را به طور شبانه روزی و در نهایت دقت و نظم انجام می دهد، بدون این که توقع حقوق اضافه کاری یا مصرف بیشتر داشته باشد.

در شهر زنبورها فقط یک ملکه وجود دارد که به منظور تخمگذاری و ایجاد نسل های آینده از او پذیرایی مخصوص می شود. پذیرایی مخصوص از ملکه فقط به خاطر این است که بتواند تخمگذاری کند و نسل های آینده را به وجود آورد.

در شهر زنبورها، نرها فقط کار جفتگیری با ملکه را انجام می دهند و ماده ها تمامی مسئولیت ها و کارهای داخل و خارج کندو و وظایف تهیه غذا و پرورش نوزادان و مراقبت از ملکه را به عهده دارند. اما زنبوران ماده (کارگران کندو) کم توقع ترین اعضای کندو هستند.

زنبورهای ماده با وجود مدت کوتاه عمر خود که معمولا نسل بعد را نمی بینند، با تمام قدرت و به طور شبانه روزی کار می کنند و علاوه بر تأمین آذوقه جمعیت، به ذخیره سازی غذا برای زمستان و برای نسل بعد می پردازند و با وجود تمامی مسئولیت هایی که دارند، هیچ حرص و ولعی برای مصرف بیشتر یا ذخیره سازی برای خود ندارند.

دفع مدفوع توسط زنبورهای عسل در زمستان

3- دفع مدفوع توسط زنبورهای عسل در زمستان

زنبور عسل فقط در خارج از کندو و در حال پرواز به دفع مدفوع می پردازد و در طول زمستان به علت سرمای شدید و خطرناک بودن خروج از کندو مدفوع نمی کند و هفته ها مدفوع خود را در روده هایش نگه می دارد. لاجرم مصرف غذای زنبور عسل در طول زمستان کاهش می یابد.

اما هرگاه که در طول زمستان یک روز آفتابی، نسبتا گرم و بی خطر پیش آید، زنبورهای عسل به پرواز در می آیند و در حال پرواز مدفوع خود را تخلیه می کنند.

ضرورت هراس نداشتن از نیش خوردن

در پرورش زنبور عسل نوش نیش از واجبات است. با نیش خوردن مکرر، هم بدن شما به زهر نیش زنبور عسل عادت می کند و به تدریج واکنش کمتری نشان می دهد و هم ترس نیش خوردن کم تر می شود. زنبور صاحب خود را نمی شناسد و هر حرکت ناشیانه ممکن است آن را تحریک به نیش زدن کند.

به همین دلیل زنبورداران مبتدی بیشتر نیش می خورند به هرحال تنها راه ممکن برای نوش نیش کمتر، آشنا بودن به طرز زندگی و رفتار زنبور است. زنبوردار می تواند از وسایل دفاعی خود؛ مثل، دودی، کلاه توری، لباس سرتاس چکمه استفاده کند و خود را با این وسایل از نیش زنبور بیشتر محافظت کند.

اهمیت پرورش زنبور عسل توسط کشاورزان و باغداران

پرورش زنبور عسل برای کشاورزان و باغداران هم تفریح است و هم علاوه بر تولید عسل، محصولات زراعی و باغی آن ها را بسیار بیشتر می شود. بدون زنبور عسل، ۸۰ درصد تولید درختان میوه و محصولات زراعی که توسط حشرات گرده افشانی می شوند، کاهش می یابد. یک هکتار باغ سیب، با زنبورعسل، حدود ۵۰ تن محصول می دهد و بدون زنبورعسل، ۵ تن. بنابراین، تولید عسل یکی از مزایای پرورش زنبور عسل است، اما اهمیت اصلی پرورش زنبور عسل در قدرت گرده افشانی محصولات زراعی و باغی توسط این حیوان کوچک است.

اهمیت قوی نگهداشتن کلنی های زنبور عسل

6- اهمیت قوی نگهداشتن کلنی های زنبور عسل

یکی از مهم ترین اصول پرورش زنبور عسل که تضمین کننده موفقیت نهایی زنبوردار است، توجه به پرجمعیت و قوی نگه داشتن کلنی ها است. میزان تولید عسل در کلنی های ضعیف بیش از آن نیست که خود زنبورها مصرف کنند. همچنین کلنی های ضعیف مستعد بیماری و آلوده شدن به انگل ها و تهاجم سایر موجودات هستند.

بنابراین کلنی های ضعیف باید یا حذف شوند یا با کلنی های دیگر ادغام شوند تا قوی و پرجمعیت شوند. برای تقویت کلنی های ضعیف، می توانید به روش های زیر اقدام کنید: ۱- به موقع اقدام به تعویض ملکه کنید. ۲- تعدادی قاب حاوی لاروهای سر بسته و بدون زنبور را از کلنی های بسیار قوی بردارید و داخل کندوهایی با جمعیت ضعیف قرار دهید تا آنها نیز قوی شوند. ۳- چنانچه تعویض ملکه و انتقال قاب های حاوی لارو سربسته در تقویت یک کلنی ضعیف نتیجه ندهد، باید کلنی های ضعیف را ادغام کنید.

زمان خریداری کلنی ها یا جمعیت های زنبور عسل

در پرورش زنبور عسل از بین انبوه زنبورهای عسل موجود در جمعیت هر کلنی در پاییز، زنبورهای بهاره و تابستانه به زودی و تا دی ماه می میرند و جمعیت فعال کلنی که می توان روی آن حساب کرد، جمعیتی است که در بهمن ماه در کندو وجود دارد. لذا جمعیت های پاییزه کلنی ها به هیچ وجه نشانه خوبی از از قوت یا ضعف کلنی ها نیستند.

برهمین اساس، چنانچه قصد خرید چنل کلنی داریم، باید تا بهمن ماه صبر کنیم. زیرا جمعیت موجود در هر کلنی در بهمن ماه، جمعیتی است که تا اواسط بهار آینده زنده می ماند. جمعیت حقیقی موجود در کلنی در بهمن ماه تاثیر مهمی روی قابلیت رشد و پرورش نوزادان می گذارد که در بهار متولد می شوند.

چنانچه شمار جمعیت کلنی در بهمن ماه کم باشد، تغذیه لاروها و پرورش نوزادان متولد شده در بهار مختل می شود، زیرا در آغاز فصل بهار و به محض گرم شدن هوا، شماری از زنبور های ماده مزرعه رو برای جمع آوری شهد و گرده گل به پرواز در می آیند و آن عده باقی مانده در کندو قادر به تغذیه و پرستاری کافی از نوزادان نبوده و رشد نوزادان مختل می شود.

از طرف دیگر، زنبورهایی که در بهمن ماه در کلنی بوده اند، در اواسط بهار می میرند و چون رشد نوزادان نیز مختل شده است، در اواسط بهار که مصادف است با بیشترین مقدار وفور گرده و شهد در طبیعت، کلنی از لحاظ جمعیت استعداد چندانی برای جمع آوری شهد و گرده ندارد. به این ترتیب، تولید عسل در این نوع کلنی ها در حد بهره برداری توسط زنبوردار نخواهد بود.

اهمیت وجود ملکه در کلنی در ماه های دی و بهمن

اهمیت وجود ملکه در کلنی در ماه های دی و بهمن

در پرورش زنبور عسل چنانچه به هر دلیل در ماه های دی و بهمن، کلنی فاقد ملکه باشد، در این زمان کلنی قادر به پرورش ملکه نخواهد بود و لذا تخمگذاری ملکه و پرورش نوزادان در بهار انجام نخواهد شد و انتظار استقرار جمعیت جدیدی از زنبوران جوان در اواسط بهار در کندو عبث خواهد بود.

به عبارت دیگر، چنان چه به یک جمعیت فاقد ملکه در دی و بهمن، ملکه جدیدی معرفی نشود، مرگ و نابودی چنین جمعیتی در اواسط بهار سال بعد حتمی خواهد بود. بنابراین در هنگام خرید کلنی در بهمن ماه، علاوه بر قوی بودن جمعیت، به وجود یا عدم وجود ملکه در کلنی توجه کنید، زیرا کلنی بدون ملکه هیچ ارزشی ندارد.

باچه تعداد کندو کار زنبورداری را باید آغاز کنیم؟

اگر شخص مبتدی باشد و بخواهد برای اولین بار شروع به پرورش زنبور عسل کند، باید با حداقل ۳ کندو و حداکثر ۶ کندو کار را شروع کند. در این صورت چنان چه یک کندو ضعیف بوده و به تنهایی محکوم به فنا باشد، می توان آن را با انتقال قاب های حاوی لارو سر بسته از کندوهای قوی دیگر، نجات داد.

اما اگر با یک کندو شروع کند، چنانچه جمعیت ضعیف باشد، آن کندو از بین خواهد رفت و مبتدی از تداوم کار دلسرد می شود. بنابراین کار را با ۳ تا ۶ کندوی پرجمعیت و قوی شروع کنید و هرگز با بیشتر از ۶ کندو کار را آغاز نکنید، زیرا دست کم در سال اول، بهتر است وقت شما بیشتر صرف مطالعه و یادگیری زنبوداری شود.

توجه داشته باشید که بدون مطالعه کتاب های پرورش زنبور عسل و اطلاع کافی از طرز زندگی و نیازهای زنبور عسل و مدیریت اداره کندوها، احتمال شکست شما بسیار زیاد خواهد بود.

اهمیت قوی بودن و سالم بودن جمعیت کلنی در هنگام خرید

10- اهمیت قوی بودن و سالم بودن جمعیت کلنی در هنگام خرید

یک جمعیت قوی به جمعیتی اطلاق می شود که در بهمن ماه دو طرف ۶ تا ۸ قاب هر کندو از زنبور پوشیده شده باشد. جمعیت مورد خریداری باید علاوه بر قوی بودن، سالم و عاری از بیماری باشد. یک جمعیت ضعیف یا بیمار هر قدر هم که ارزان باشد، جز دردسر و خسارت چیزی عاید زنبوردار نمی کند.

در پرورش زنبور عسل جمعیت قوی و سالم کلنی، علاوه بر تولید عسل فراوان، در بهار یک بچه هم تولید می کند. پول اضافی برای خرید یک جمعیت قوی وسالم، نه تنها از طریق بخشی از عسل تولیدی چنین جمعیتی به زنبوردار بر می گردد، بلکه از همان سال، مقداری از طریق عسل و مقداری از طریق بچه، سود عاید زنبوردار می شود.

اما یک جمعیت ضعیف که معمولا بیمار است، هم تولید عسل مازاد برای بهره برداری زنبوردار نخواهد داشت و هم بچه تولید نمی کند و هم منشاء شیوع بیماری در زنبورستان خواهد بود و هم امکان تلف شدن آن وجود دارد.

اهمیت انتخاب محل زنبورستان

اهمیت انتخاب محل زنبورستان

غذای طبیعی زنبور عسل شهد و گرده گیاهان در فصول فراوانی گل است که مقادیر مازاد بر مصرف جمعیت به صورت عسل و برای مصرف زمستانی ذخیره می شود. کندوهایی که بدون دخالت انسان توسط زنبور عسل در نقاط مختلف بنامی شود، معمولا به شکلی تقریبا خودكفاء اما بدون عسل مازاد، به حیات خود ادامه می دهند.

اما انسان با کمکی که به زنبورها میکند، باعث افزایش تولید آنها می شود و طبعا باید بهره ای از کار خود ببرد. اما دخالت و کمک انسان با فرض ثابت نگه داشتن مکان زنبورستان در جایی کم گل و گیاه، تأثیر چندانی روی میزان عسل آوری جمعیت ها ندارد، زیرا زنبورها فقط در صورت وجود منابع زیاد شهد و گرده قادر به جمع آوری آن ها هستند.

بنابراین برای استحصال عسل زیاد و مازاد بر نیاز طبیعی زنبورها، یا محیط زنبورستان باید پرگل وگیاه باشد، یا باید به محض تمام شدن شهد وگرده در محیط، محل زنبورستان به نقاط بهتری کوچ داده شود.

در پرورش زنبور عسل به نظر می رسد که محیط استقرار کندوها در بهار، فقط تحت شرایطی که انواع مختلفی از گیاهان یا محصولات گل دار در آن حوالی کاشته شود یا بروید، ممکن است که بدون کوچ عسل آوری مناسب داشته باشد. چرا که در این صورت پس از تمام شدن گل های یک گیاه، گل های گیاه یا گیاهان دیگر شروع به باز شدن می کنند.

اما در مناطقی که کشت های وسیع یک گیاه وجود داشته باشد، به لحاظ محدود بودن زمان گلدهی گیاه کاشته شده، در قبل از زمان گلدهی آن گیاه، زنبورها از شهد و گرده محروم می شوند و چنانچه کوچ صورت نگیرد، ممکن است هیچ حاصلی برای زنبوردار باقی نماند.

ویژگی دیگر مناطق تک کشتی این است که به علت محدود بودن زمان گلدهی گیاه مورد کشت، زنبور دار باید تعداد کافی کلنی های زنبور عسل را در نقاط مختلف مزرعه یا باغ مستقر کند که اولا گرده افشانی کافی آن محصول صورت گیرد، و ثانیا برای حداکثر جمع آوری شهد و گرده چنان محصولی، زنبورهای کافی موجود باشد.

بدیهی است در کشورهایی مثل ایران که بیشتر مناطق آن فاقد منابع فراوان شهد و گرده است، تنها با کوچ دادن است که می توان مقدار قابل قبولی عسل تولید کرد و از درآمد زایی شغل زنبورداری راضی بود. در تقریبا تمام نقاط ایران، چنانچه زنبورستان ها کوچ داده نشوند، تولید عسل مطلوب نخواهد بود.

اهمیت یادداشت برداری از اطلاعات و تجارب به دست آمده

12- اهمیت یادداشت برداری از اطلاعات و تجارب به دست آمده

هر فرد باید در هنگام مطالعه یا بحث هایی که با افراد مطلع دارد یا در مواقعی که یک کار مهم را تجربه می کند، از آن یادداشت بردارد و یادداشت خود را در دفتری ثبت کند که در مواقع لزوم از آن استفاده کنند. بعضی اطلاعات را شما نمی توانید در هیچ کتابی مطالعه کنید یا ممکن است کسی از آن ها هیچ اطلاعی نداشته باشد.

گاهی هم افراد مطلع، به خصوص رقیبان حاضر نیستند اطلاعات و دانسته های خود را به دیگران بدهند. به همین دلیل است که یادداشت برداری از برخی اطلاعات و کشف های شخصی اهمیت زیادی دارد.

یکی از مهم ترین امور پرورش زنبور عسل آگاهی از نواحی پر گل و گیاه و زمان به گل نشستن گیاهان مختلف در آن ها است. در کتاب می خوانید که باید زنبورستان خود را در نقاط پر شهد و گرده مستقر کنید، وقتی شهد و گرده یک منطقه تمام شد، باید کندوها را به نقطه پر شهد و گرده دیگر کوچ دهید.

اما در هیچ کتابی آدرس مناطق پر شهد و گرده و تاریخ وفور این مواد ذکر نشده است. از یک زنبور دار که در منطقه ای چادر زده است و در حال بهره برداری از آن منطقه است، نباید توقع داشته باشید که اطلاعات و تجربیات خودش در مورد مقدار و نوع گیاهان منطقه و زمان شهد دهی آنها را در اختیار شما بگذارد.

زیرا او یک معلم، استاد یا نویسنده نیست. هدف او هم مثل خود شما بهره برداری بیشتر است و اگر بخواهد اطلاعاتش را به شما بدهد، با توجه به محدود بودن منابع شهد و گرده هر منطقه، برای خود و به دست خود رقیب و دردسر ایجاد کرده است.

البته مناطق مرتعی و جنگلی ملک شخصی کسی نیست و شما هم می توانید با رعایت فاصله مناسب، زنبورستان خود را در محل های مناسب مستقر کنید. به هر حال او جلوی شما را نمی تواند بگیرد، ولی جلوی زبان خودش را می تواند بگیرد و می تواند اطلاعاتش را در مورد مناطق پرشهد و گرده به شما ندهد.

بنابراین یک زنبوردار حرفه ای باید در مناطقی که زنبورستانش را مستقر می کند، ضمن انجام کار روی کندوهایش برای تولید عسل بیشتر، از انواع گیاهان و میزان گرده و شهد دهی آن ها و مدت زمان فراوانی گل دهی منطقه یادداشت بردارد و این کار را حداقل ها پی در پی برای هر منطقه انجام دهد.

همچنین یک زنبوردار حرفه ای برای پرورش زنبور عسل باید توجه داشته باشد علاوه بر مناطقی که او مطلوب کوچ می داند، ممکن است مناطق بهتر و بکرتری هم وجود داشته باشد. بنابراین جستجو به دنبال مناطق پرگل و گیاه تر از نقاطی که شما سراغ دارین یک اقدام سودمند است. در هر حال از یادداشت هرگونه اطلاعات جدید در مورد نشان خصوصیات مناطق پر شهد و گرده غافل نشوید.

اهمیت تعویض به موقع ملکه

13- اهمیت تعویض به موقع ملکه

ملکه در سال اول زندگیش بیشترین تعداد تخم را می گذارد. در سال دوم قدری تخمگذاریش کم می شود و از سال سوم به بعد میزان تخمگذاریش به شدت افت می کند. بنابراین برای داشتن کلنی های قوی و پرجمعیت، زنبوردار حتی الامکان بایست در اسفند یا فروردین هر سال، ملکه های خود را با ملکه های جوان تعویض کند و اگر برایش تعویض هر ساله ملکه ها مقدور نبود، حتما یک سال در میان ملکه های خود را تعویض کند. به هر حال در پرورش زنبور عسل اقتصادی، نباید بیش از ۲ سال از یک ملکه استفاده شود.

اهمیت فراوانی منابع شهد در اطراف زنبورستان

در پرورش زنبور عسل هدف زنبورداران حرفه ای قدری متفاوت است. برای کشاورز و باغدار هدف عمده و اصلی گرده افشانی محصولات زراعی برای تولید بذر و گرده افشانی درختان برای تولید میوه است. حال اگر تولید خوبی از عسل هم عاید شود مطلوب تر است.

یک کشاورز یا باغدار با مستقر کردن ۳ کندوی پرجمعیت به ازای هر هکتار باغ یا مزرعه خود، از گرده افشانی کامل محصولات یا درختانش مطمئن می شود و او چشم امید به افزایش تولید محصول دارد. حال اگر هر کندو فقط در حدی عسل آوری داشته باشد که مخارج سالیانه خودش را تأمین کند و برای وی هیچ سودی از لحاظ استحصال عسل نداشته باشد، وی چندان ناراضی نخواهد بود.

زیرا کندوها صدها برابر قیمت عسل، برای وی خاصیت مالی داشته و محصولش را چندین برابر کرده است. به همین دلیل در کشورهای پیشرفته که تمام کشاورزان و باغداران از اهمیت گرده افشانی محصولات و درختان خود توسط زنبورعسل اطلاع دارند، معمولا خود را درگیر زنبورداری نمی کنند و با اجاره کردن تعدادی کندو یا پول دادن به زنبورداران، از آنها می خواهند که کندوهایشان را در مزرعه یا باغ آنها قرار دهند.

اما به قرار اطلاع موثق، بسیاری از باغداران و کشاورزان ما، نه تنها هیچ اطلاعی از ضرورت مطلق گرده افشانی درختان میوه و محصولات زراعی توسط زنبور ندارند، بلکه برخی تصور میکنند که زنبور عسل گل های درختان و محصولات می خورد. و زنبور عسل را نوعی آفت برای خود و سودآور برای زنبوردار می شناسند!

14- اهمیت فراوانی منابع شهد در اطراف زنبورستان

به هر حال یک زنبور دار حرفه ای که تنها ممر معاشش استحصال عسل است، فقط به تولید بیشتر عسل می اندیشد، خاصه آن که در ایران برخی و شاید بسیاری از باغداران و کشاورزان اجازه گذاردن کندو در باغ یا مزرعه خود را به زنبوردار نمی دهند.

براساس حقیقت مذکور، درحالی که زنبورداران باید در به در به دنبال منابع شهد و گرده باشند و هزینه های کوچ را تحمل کند، چه بسا بسیاری از درختان میوه در باغ ها و محصولات بذری در مزارع، بدون زنبور عسل به گل می نشینند یا به بذر می روند.

ما از درصد دقیق و حتی تخمینی وسعت مزارع و باغ هایی که در کشورمان در غیاب زنبور عسل به گل می نشینند، اطلاع نداریم، اما براساس شواهد موجود، به نظر می رسد که به دلیل مورد توجه قرار نگرفتن اهمیت واقعی گرده افشانی توسط زنبور عسل و در نتیجه ناآگاهی کشاورزان و باغداران از این حقیقت، بخش اعظم باغ ها و مزارع کشور ما بدون زنبور عسل دوره گل دهی خود را سپری کنند.

این موضوع به تنهایی یک رقم فوق کلان خسارت را در قالب کاهش میزان تولید و کاهش مرغوبیت محصولات تولید شده به کشاورزان و باغداران و به طور کلی اقتصاد ملی وارد می کند که می توان با جزیی آگاهی دادن جلوی این خسارت سنگین را گرفت.

براساس اطلاعات موجود، در غیاب زنبور عسل حدود ۷۰٪ محصولات بذری لازم به گرده افشانی با حشرات، پوک می شوند و حدود ۸۰٪ افت در میزان تولید میوه درختانی که با حشرات گرده افشانی نمی شوند، ایجاد می شود. ضمنا مرغوبیت محصولات مذکور نیز به شدت افت می کند.

به هر جهت کشاورزان محصولات بذری، باغداران درختان میوه و زنبورداران باید برای رفع این مشکل فاجعه گونه، به آگاهی های لازم مجهز شوند، زیرا ما در ایران منابع شهد و گرده زیادی نداریم و جایز نیست آن جزیی هم که داریم، پیش پای جهل قربانی شود. از طرف دیگر، زنبورداران لازم است که از میزان منابع شهد و گرده هر منطقه و مدت شهد دهی آگاهی کامل داشته باشند تا بیهوده هزینه کوچ را متقبل نشوند.

برای کشاورزان و باغدارانی که از روی ناآگاهی از استقرار کندوهای زنبورداران در مزارع و باغ های خود ممانعت می کنند، لازم است مروجین توضیحات کافی را بدهند و زنبورداران هم به آن ها اطمینان دهند که محصولشان با کندوهای زنبور عسل به یقین بیشتر خواهد شد.

به احتمال بسیار قوی کاهش تدریجی محصول مرکبات در شمال ایران در طول ۲۰ سال گذشته به علت کاهش جمعیت حشرات گرده افشان در اثر سمپاشی بوده است. در گذشته که سمپاشی رایج نبود، جمعیت زیاد حشرات گرده افشان سبب گرده افشانی نسبی مرکبات شمال می شد.

حسب نظر باغداران شمال، در گذشته (حدود ۲۰ سال پیش)، تولید درختان پرتقال و غیره به حدی بوده است که از فرط سنگینی شاخه های آن ها می شکسته است. اما امروز روی بسیاری از درختان مرکبات بومی در شمال کشور، میوه چندانی دیده نمی شود و تولید اندک هم ریز و نامرغوب است و تنها علت ممکن، نابودسازی حشرات گرده افشان با سمپاشی و دور نگه داشته شدن زنبور عسل از باغ ها و مزارع به علت ترس زنبوردار از سمپاشی است.

حال چرا در گذشته، پرورش زنبورعسل در باغ ها و مراتع شمال رایج بوده و امروز چندان خبری از آن نیست و نه باغدار شمالی تمایل به نگهداری کندوهای زنبور عسل در باغ خود دارد و نه زنبوردار علاقه چندانی به استفاده از منابع فراوان شهد و گرده گل در باغ های شمال نشان می دهد؟ جواب این سؤال، راز کاهش محصولات مرکبات در شمال و تولید اندک عسل از منابع فراوان شهد در شمال کشور است!

با وارد کردن برخی از گونه های گیاهی زینتی، نهال درختان، بذور و کود شیمیایی از خارج، شماری از بیماری ها و آفات برنج، مرکبات و سایر درختان میوه و گیاهان زینتی نیز به شمال کشور وارد شده و متعاقب آن مسئولین حفظ نباتات، کشاورزان و باغداران؛ تولید محصولات باغی و زراعی را در خطر جدی یافتند.

برای مبارزه با این بلایای وارداتی، استفاده از سموم وارداتی به عنوان تنها راه حل ممكن توصیه و در دستور کار مسئولین قرار گرفت و کشاورزان و باغداران هم به راحتی و بدون توجه به عواقب کار پذیرفتند و در تلاش بی امان برای نابود سازی آفات وارداتی و بیماری های گیاهی، به طرز بی رویه ای به استفاده از سموم شیمیایی بسیار خطرناک روی آوردند.

مهم ترین نکات در پرورش زنبورعسل

به طوری که اکنون در کل شمال ایران هیچ شالیکار، باغدار یا پرورش دهنده گیاهان زینتی وجود ندارد که سالیانه دست کم یک بار به سمپاشی محصولات خود اقدام نکند.

از سمپاشی فراگیر، حتی حیاط منازل شمالی ها که مملو از درختان مرکبات بود، در امان نمانده اند. بدیهی است که با شروع توسعه فرهنگ سمپاشی در شمال، زنبورداران از بیم نابودی اقتصادی، کندوهای خود را به مناطق امن می برند.

درست؛ مثل، فرار از بمب شیمیایی، برخی هم تا رفتند بفهمند که سمپاشی فراگیر چه آثار نابود کننده ای روی زنبورها دارد. کلنی های خود را از دست دادند و به کار دیگری روی آوردند. باغ دارانی هم که زنبور داشتند و قدرت و همت گوچ نداشتند، آن ها هم زنبوران خود را از دست دادند.

بنابراین صدها میلیون اصله درخت میوه که ۸۰ تا ۹۰٪ گرده افشانی آن ها توسط زنبور عسل صورت می گرفته است، در فراغ این دوست چند میلیوین ساله خود، مجبور به سوختن و ساختن با سایر حشرات گرده افشان کم خاصیت شدند. اما غافل از این که این دوستان کوچک یعنی جمعیت حشرات گرده افشان را نیز به زودی از دست خواهند داد.

چرا که باغدار شمالی ما حالا متمدن شده و با یک نوبت سمپاشی شالیزار، باغ و حتی حیاط خانه خود، قتل عامی از حشرات راه می اندازد و تا حدودی از شر آن ها خلاص می شود. آری، زنبوران عسل به ییلاقات کم گل و گیاه رفتند و آن ها هم که ماندند، با سمپاشی نابود شدند.

سایر حشرات گرده افشان هم که کسی نبود آن ها را به جای دیگر کوچ دهد، مانند مردم حلبچه توسط بمباران های شیمیایی کشاورزان و باغداران به قتل رسیدند و می رود که تداوم این تلاش نابخردانه مابقی حشرات گرده افشان را نیز به ورطه نابودی کامل بکشد!

وقتی از باغ داران شمال سؤال می شود که چرا درختان شما تک و توک میوه دارند، جوابی ندارند و فقط با حسرت از گذشته ای حرف می زنند که شاخه های درختان آن ها از فرط محصول پرتقال و غیره میشکست.

پس چرا علی رغم کاهش شدید محصول مرکبات در شمال، باغداران این خطه گریه نمی کنند و از فرط بی حاصلی باغ خود فغان برنمی آورند؟ این هم از شگفتی ها و پیچیدگی های یک زوال تدریجی ملت ما است و معلوم نیست یقه چه تشکیلاتی را باید به عنوان مسئول گرفت.

بروز مشکلات در پرورش زنبور عسل

باغدار شمالی پس از مواجه شدن با آفات و بیماری های گیاهی، اقدام به سمپاشی کرد و بدون این که خود بفهمد، محصولش چنان کم شد که خود اره دست گرفت و به جان درختانش افتاد. درختان چندین ساله ای که هر یک را همسال خود یا فرزند بزرگش معرفی می کند و کمتر از فرزندانش آن ها را دوست نداشت!

برخی از باغ داران، باغ های پرتقال خود را به باغ کیوی تبدیل کردند. غافل از این که کیوی هم گل می دهد و برای میوه دادن به گرده افشانی توسط حشرات و به خصوص زنبور عسل نیاز دارد و غافل از مشکلات خاصی که کیوی به عنوان یک درختچه غیر بومی دارد. به هرحال باغدار شمالی باز هم نمی گرید و باز هم چاره نمی خواهد و هیچ کسی و تشکیلاتی را مقصر نمی داند و چه بسا خوشحال است.

زیرا علی رغم بی حاصل شدن و بی سودشدن باغداری و شالیکاری در شمال، زمین هایش قیمت برداشته و باغدار یا شالیکار با هر قطعه زمینی که به پولدارهای تهرانی می فروشد، طرز زندگی و فرهنگ و تمدن خود را بیشتر و بیشتر از فرهنگ و تمدن کشاورزی و باغداری دور می کند.

خود شاهد این حقیقت بوده ام که با مرگ یک باغدار شمالی، فرزندانش با فروش یک باغ ۱۰ هکتاری وی، ۶۰۰ میلیون تومان پول نقد را گرفتند و پس از فروش مابقی املاک پدر، همگی روانه خارج شدند.

و آیا افرادی که با ثروت های باد آورده، این چنین غارت گونه شمال ایران را از مردم شمال خریدند و می خرند و آن ها را یکی پس از دیگری از گردونه کشاورزی و باغداری خارج می کنند و حتی شرایط خروج آنها از زادگاهشان را فراهم می کنند، قصد دارند سلسله جدیدی از کشاورزان را در شمال ایران بنیان گذارند؟

خیر، اگر ندیدید یا قبول ندارید، خودتان به آن خطه از کشور بروید و علاوه بر استفاده از دریا، به دنبال این حقیقت، بروید و ببینید که چگونه کل شمال کشور می رود که در زیر مصالح ساختمانی مدفون گردد و به ویلاهایی برای اقامت چند روز در سال افراد مرفه و بیدرد تبدیل شود.

امید که مسئولان از باب ادای وظیفه، از یغمای شمال کشور که جنگل و مرتع و باغ و شالیزار و ساحل دریا را شامل می شود، جلوگیری کنند و این خطه سرسبز و ارزشمند را برای نسل های بعد نیز حفاظت کنند و البته زمانی مسئولین می توانند چنین کنند که طرز زندگی شخصی خودشان اجازه چنین اقدامات یا وضع قوانین لازم را بدهد.

اهمیت گل های بیدمشک در پرورش زنبورعسل

اهمیت گل های بیدمشک در پرورش زنبورعسل

زنبورداران نباید از اهمیت بیدمشک در پرورش زنبورعسل غافل شوند، زیرا بیدمشک اولین گیاهی است که در اواخر زمستان و اوایل بهار به گل می نشیند و آنگاه که زنبوران عسل گرمی و لطافت هوا را احساس کرده و از دخمه تاریک و سرد خود خارج گشته و در نیلگون آسمان به پرواز در می آیند،

و پس از فرود بر هر باغ و بوستان، گلی در آن ها نمی یابند، این گل های بیدمشک هستند که چشم انتظار و با آغوش باز و سفره ای گسترده، زنبورهای عسل را به میهمانی شهد و گرده خود دعوت می کنند و روزهای زیادی را با هم از حدیث عشق می گویند.

شماره کندو و شناسنامه آن در پرورش زنبورعسل

در پرورش زنبورعسل هر کندو باید با شماره ای خاص مشخص شود. مثلا، زنبور داری که ۵۰ کندو دارد، شماره کندوهایش را می تواند از ۱ تا ۵۰ در نقطه مناسبی از دیواره یا سقف کندو با قلم مو و رنگ بنویسد. براساس شماره کندوها می توان برای هر  یک از آن ها شناسنامه ای تهیه کرد و اطلاعات خاص هر کندو را در شناسنامه اش یادداشت کرد.

برداشت عسل از کندوها تاریخ خاصی ندارد، در تمام طول بهار و تابستان، زنبور دار در بازدید هایی که از کندوها میکند، اقدام به خارج کردن قاب های پر از عسل می کند و عسل مجموع قاب های جمع آوری شده را در همان روز یا روز مناسب دیگر توسط دستگاه استخراج عسل استحصال و آماده عرضه به بازار می کند.

گاهی زنبورداران در نقاطی که چادر می زنند و به پرورش زنبورعسل مشغول هستند، افراد زیادی رفت و آمد دارند و عسل خود را به بهترین قیمت در همان محل می فروشند. به هر حال نمره گذاری کندوها و ایجاد یک شناسنامه برای هر کندو از ضروریات زنبورداری مدرن است و زنبوردار به کمک اطلاعات یادداشت شده در شناسنامه کندوهایش، راحت تر و عمیق تر می تواند برای هر کندو تصمیم گیری کند.

به طور مثال، در یک بازدید عمومی وضعیت تمام کندوها را از لحاظ میزان ذخیره عسل و گرده گل؛ میزان حجرات پر از لارو، جمعیت کلنی، بیماری، و غیره در شناسنامه آن ها ثبت کند. زنبودار با استفاده از شناسنامه کندوها در روزهای بعد، می تواند بفهمد که نیازی به باز کردن درب فلان کندو هست یا نه.

زیرا اطلاعات موجود در شناسنامه تا حد بسیار زیادی شبیه باز کردن درب کندو است. اما بدون ثبت اطلاعات در شناسنامه هر کندو، زنبوردار نمی تواند وضعیت تمام کندوها را در بازدید قبل به خاطر آورد و لذا هیچ چاره ای جز بازرسی مجدد کندوها ندارد.

اهمیت ایجاد شناسنامه برای هر کندو شبیه ایجاد شناسنامه برای گاوهای شیری موجود در یک گاوداری است. همچنین شناسنامه هر کندو را می توان به پرونده ای تشبیه کرد که پزشکان در هنگام مراجعه یک بیمار برای او تشکیل می دهند و در مراجعات بعدی، پزشک با مراجعه به پرونده بیمار سوابق بیماری وی را مرور می کند و می تواند با توجه به سوابق و وضعیت اخیر بیمار تصمیم گیری مناسب بکند.

بازرسی کندوها هرچه مکررتر باشد، مشکلات و زحمات زنبوردار بیشتر می شود و به زنبورها نیز تنش بیشتری وارد می شود. لذا زنبوردار باید تلاش کند که اطلاعات لازم مربوط به وضعیت داخلی کندوهای خود را حتی الامکان بدون باز کردن درب کندوها به دست آورد و تنها در مواقعی که بازدید داخل کندو اجتناب ناپذیر باشد، به باز کردن درب کندو اقدام کند.

اهمیت داشتن داروخانه توسط زنبوردار

17- اهمیت داشتن داروخانه توسط زنبوردار

هر زنبوردار نیاز به داشتن یک داروخانه ثابت یا سیار دارد. زنبوردار باید داروهای موردنیاز برای بیماری های رایج در منطقه را همیشه از قبل تهیه کند و به محض مشاهده یک بیماری بر علیه آن مبارزه کند. اگر داروهای مورد نیاز از قبل تهیه نشده باشد، پس از بروز یک بیماری اگر در یافتن دارویی خاص مشکل پیش آید، ممکن است زنبوردار دچار تلفات و خسارت زیادی شود. داروهای موردنیاز را زنبوردار می تواند در یک داروخانه ثابت در منزل خود نگه دارد یا در هنگام کوچ در یک جعبه با کندوها حمل کند.

اهمیت مدیریت صحیح بچه کندو

در پرورش زنبورعسل وقتی جمعیت کندو بیشتر از حد معمول شود و فضای کافی برای زندگی همه زنبورهای داخل یک کندو وجود نداشته باشد، ملکه به همراه گروهی از زنبورها از کندو خارج می شود و در نقطه ای در حوالی زنبورستان می نشیند و زنبورهایی که به همراه ملکه خارج شده اند، دور ملکه را می گیرند و خوشه ای تشکیل می دهند. این خوشه که معمولا به یک شاخه درخت آویزان می شود بچه زنبور نامیده می شود.

در شرایط معمول؛ یعنی، در پروازهای عادی زنبوران مزرعه رو به خارج از کندو برای جمع آوری شهد و گرده و آب، زنبورها در اطراف زنبورستان و تا ۱۲ کیلومتری و گاهی تا ۲۰ کیلومتری محل زنبورستان به دنبال منابع غذا و شهد می گردند و پس از جمع آوری شهد یا گرده کافی به زنبورستان بر می گردند و درست به کندوی خود که در میان ده ها کندوی دیگر قرار دارد مراجعت می کنند.

اما ظاهرا بچه زنبور تمام خاطرات خود را در مورد محل زندگیش از دست می دهد و چنانچه به آن کمک نشود، به هیچ وجه به کندوی خود بر نمی گردد. به همین جهت زنبوردار بچه کندو را می گیرد و در کندویی جدید مستقر می کند. اما تضمینی برای مستقر شدن دایمی بچه های گرفته شده در کندو وجود ندارد و گاهی پس از نیم ساعت یا بیشتر، بچه گرفته شده، کندو را ترک می کند و حتی در مواردی پس از سه بار گرفتن بچه و ریختن آن در کندو، باز بچه کندو را ترک می کند.

اقداماتی که زنبوردار می تواند در پرورش زنبورعسل در جهت استقرار بچه در کندو یا بازگرداندن آن به کندوی قديمی کند، به شرح زیر است:

اگر ملکه بچه کندو از بین برود، زنبورها به کندوی سابق بر می گردند. از این تجربه می توان برای بازگرداندن زنبورها به کندو استفاده کرد. به این طریق که زنبوردار ملکه بچه را پیدا می کند و آن را از بچه جدا می کند و به داخل کندوی قدیمی بر می گرداند. در این صورت زنبورها به کندوی قدیمی مراجعت می کنند.

اگر بچه به طور طبیعی تشکیل شده باشد، زنبور ها قبل از ترک کندو و تشکیل بچه به شدت عسل می خورند و عسلدان خود را پر می کنند، به طوری که تا دست کم ۳ روز به غذا نیاز ندارند. اگر پس از گرفتن بچه های طبیعی بلافاصله آن ها را تغذیه کنیم، بچه ممکن است کندو را ترک کند.

لذا بچه را از روز چهارم به مدت یک هفته با شربت عسل و آب (یک قسمت عسل و یک قسمت آب) به مقدار نیم تا یک لیتر در هر شب تغذیه می کنیم. برای نگهداشتن بچه در کندو باید بلافاصله برای آن ها کار ایجاد کنیم.

بهترین اقدام برای مشغول کردن زنبورها، برداشتن یک قاب سرباز و حاوی لارو از کندوهای قوی و قراردادن آن داخل کندویی است که بچه را در آن قرار داده ایم. در این صورت زنبورها سرگرم تغذیه و پرستاری از لاروها شده و کندو را ترک نمی کنند. به این عمل ترمز دادن بچه زنبور می گویند.

داخل کندو چه می گذرد؟

19- داخل کندو چه می گذرد؟

در پرورش زنبورعسل در کندوهای زنبورعسل، چه کندوهای جعبه ای و چه کندوهای بومی، جمعیتی سازمان یافته و از لحاظ نظم اجتماعی پیشرفته، زندگی می کند. اقشار مختلف این جمعیت شامل یک ملکه زنبورهای نر و زنبورهای ماده است.

در فصل فراوانی گل (شهد و گرده)، یک جمعیت قوی شامل یک ملکه، چندصد تا چند هزار زنبور نر و ۳۰ تا ۷۰ و گاهی تا ۱۰۰ هزار زنبور ماده یا کارگر است. تنها کار و وظیفه شناخته شده برای زنبور های نر، جفتگیری با ملکه است که البته فقط تعدادی از آن ها در پرواز جفتگیری موفق به جفتگیری با ملکه می شوند.

اما جفتگیری ملکه الزاما با نرهای کندوی خود انجام نمی شود، بلکه وقتی ملکه پرواز جفتگیری را آغاز کرد، ممکن است هدف زنبوران نر از سایر کندوها قرار گیرد. به هر حال ملکه در حال پرواز با چندین زنبور نر جفتگیری می کند و وقتی کیسه اسپرم ملکه پر شد به کندو مراجعت می کند پس از جفتگیری، تمام تخم هایی که ملکه می گذارد به زنبور ماده (کارگر) تبدیل می شوند.

اما اگر ملکه در حالت جفتگیری نکرده تخمگذاری کند، نوزادانش نر خواهند شد که چنین جمعیتی در صورت فقدان زنبوران ماده کافی در کندو، قادر به تأمین غذا نخواهد بود و حتما نابود خواهد شد.

به علت بی خاصیت بودن زنبوران نر در فصول پاییز و زمستان، زنبوران ماده آن ها را در اواسط تابستان از کندو اخراج می کنند و آن ها پس از مدتی سرگردانی خواهند مرد. شمار جمعیت یک کندو در فصل زمستان به حدود ۱۰ هزار زنبور کارگر و یک ملکه می رسد.

در زمستان یا هیچ زنبور نر در کندو یافت نمی شود یا تعداد آن ها انگشت شمار است. حال اگر در زمستان تعداد زیادی زنبور نر در کندو یافت شود، علت بی ملکه بودن کلنی است و زنبورهای نر از تخمگذاری زنبورهای کارگر به وجود آمده اند.

وظایف زنبوران ماده در سنین مختلف متفاوت است. اما در مواقع نیاز، همه به طور بسیجی مشغول یک کار حیاتی می شوند. به طور مثال، وقتی یک بچه زنبور داخل یک کندو تکانده می شود، تمام کارگران که دوره موم سازی را تمام کرده اند، باز بسیج می شوند تا با ترشح موم حجرات کافی برای تخمگذاری ملکه و ذخیره سازی گرده و شهد فرآهم کنند. اما پس از ساختن حجره های کافی، باز هر دسته مشغول کار خود می شوند.

مقدار تولید شهد و گرده توسط گیاهان مختلف متفاوت است. به طور کلی گیاهان از نظر میزان تولید شهد و گرده و قابلیت استفاده زنبور عسل از آن ها به پنج دسته زیر تقسیم می شوند و به هر دسته شماره ای داده شده که این شماره در مقابل هر دسته و در پرانتز آورده شده است.

  • گیاهانی که هیچ تولید گرده یا شهد ندارند (۰)
  • گیاهانی که تولید گرده یا شهد آن ها اندک است (۱)
  • گیاهانی که تولید گرده یا شهد آن ها متوسط است (۲)
  • گیاهانی که تولید گرده یا شهد آن ها زیاد است (۳)
  • گیاهانی که تولید گرده یا شهد آن ها بسیار زیاد است (۴)

جلوگیری از غارت

جلوگیری از غارت

در پرورش زنبورعسل در مواقعی از سال یا شرایطی که ذخایر غذایی یک کلنی کمتر از حد مورد نیاز آن می شود، زنبورها اقدام به غارت ذخایر غذایی کلنی های دیگر می کنند. اصولا تا زمانی که شهد کافی در طبیعت وجود داشته باشد، زنبورها اقدام به غارت نمی کنند،

ولی در شرایط مواجهه با کمبود غذا، زنبور عسل برای سیر کردن شکم خود و مواجه نشدن با گرسنگی، اقدام به غارت می کند و دراین عمل، بیشتر به سراغ کلنی های ضعیف می رود؛ زیرا کلنی های قوی قادرند از ورود دزدان عسل جلوگیری کنند.

زنبوران غارتگر معمولا سیاه رنگ هستند، ولی گاهی اوقات تشخيص آن ها کار آسانی نیست، زنبوران غارتگر اغلب رفتار عصبانی دارند و معمولا به صورت تک تک و مخفیانه وارد کندوها می شوند و پس از پر کردن عسلدان خود، درحال پرواز پاهای عقب خود را به طرف جلو خم می کنند، اما آن هایی که موفق به دستبرد نمی شوند، در هنگام خروج و پرواز از کندوی مورد دستبرد، پاهای عقب خود را به طرف عقب متمایل می کنند.

برای جلوگیری از غارت، می توان این اعمال را انجام داد:

  • تنگ کردن سوراخ پرواز
  • درزگیری کندو 
  • قرار دادن تخته ای پهن در جلوی سوراخ پرواز
  • پنهان کردن کندوهای مورد تھاجم در بین علف ها، استقرار کندوهای ضعیف در نقطه ای دور از زنبورستان
  • تغذیه در هنگام صبح زود یا غروب
  • قرار ندادن غذا در خارج از کندو
  • قراردادن کلنی مورد تهاجم در مکانی دورتر از ۳ کیلومتر از محل زنبورستان و پنهان کردن آن در بین علف ها و مطمئن شدن از وجود ملکه و غذای کافی در آن ها و کم کردن ارتفاع سوراخ پرواز و قراردادن یک کندوی خالی حاوی یک شان عسل در آن که پس از اتمام آن شان توسط زنبوران غارتگر، غارت تمام خواهد شد.

غارت، علاوه بر نابود سازی ذخایر غذایی کلنی مورد غارت و نابودسازی آن، موجب شیوع بیماری ها نیز می شود.

اهمیت تغذیه به موقع کلنی ها در پرورش زنبورعسل

21- اهمیت تغذیه به موقع کلنی ها در پرورش زنبورعسل
  1. در اواخر تابستان یا اوایل پاییز که جریان شهد در طبیعت کم می شود، اگر ذخایر غذایی کلنی کافی نباشد، باید کلنی را تغذیه کنیم.
  2. کلنی هایی که ذخایر غذایی خود را در زمستان تمام می کنند، باید در اوایل بهار که هنوز جریان شهد در طبیعت شروع نشده است، تغذیه شوند.
  3. تغذیه کلنی جهت تحریک ملکه به تخم گذاری و تحریک کارگرها به پرورش نوزادان. 
  4. هر زمان که ذخایر غذایی زنبورها کم شود و کلنی در معرض خطر گرسنگی قرار گیرد.
  5. در مواقع مصرف دارو.
  6. در هنگام استقرار یک بچه کندو یا زنبور پاکتی در یک کند و برای تحریک شان سازی.
  7. در مواقع پرورش ملکه یا تعویض ملکه

یک کندوی دوطبقه برای زمستان گذرانی به ۱۵ تا ۲۰ کیلوگرم عسل و در سایر فصول به ۱۰ کیلوگرم عسل ذخیره و دست کم به ۳ قاب پر از گرده به عنوان غذای پروتئینی نیاز دارد. وقتی کلنی غذای کافی نداشته باشد، زنبورهای ماده (کارگرها)، زنبورهای نر را از کندو اخراج می کنند و لاروها را به خارج از کندو تخلیه می کنند.

غلظت شربت مورد استفاده در تغذیه زنبورها

  1.  در بهار، غلظت شربت شکر باید (یک قسمت شکر و یک قسمت آب) باشد.
  2.  در پاییز، غلظت شربت شکر باید (یک قسمت شکر و دو قسمت آب) باشد.

اگر در نظر داشته باشیم که زنبورها را برای پرورش نوزادان تحریک کنیم، باید غلظت شربت را (یک قسمت آب و دو قسمت شکر) انتخاب کنیم. توجه: در تغذیه زنبورها همواره از شکر سفید استفاده کنید، زیرا شکر قهوه ای ممکن است سبب بروز اسهال شود.

نحوه تهیه شربت در پرورش زنبورعسل

نحوه تهیه شربت در پرورش زنبورعسل

۱- آب را بجوشانید. ۲- پس از جوش آمدن آب، حرارت را قطع کنید. ۳- شکر موردنیاز را در آن بریزید و به هم بزنید تا کاملا حل شود. ۴- برای جلوگیری از شکرک زدن، یک قاشق غذاخوری اسید تارتاریک در مقابل هر ۲۵ کیلوگرم شکر، به محلول اضافه کنید. این شربت آماده تغذیه به زنبورها است.

توجه: حالا می توانید به مقدار مناسب ویتامین های مختلف یا سایر مواد تقویت کننده مجاز را به شربت اضافه کنید و به جای شربت معمولی، شربت تقویت شده را در اختیار زنبورها قرار دهید. متأسفانه در این زمان اطلاع نداریم که مواد غذایی غنی کننده شربت به چه شکل و با چه قیمتی در بازارهای ایران وجود دارد.

اما از این که می توان شربت شکر را با مواد غذایی مختلف و حتی داروهای خاص تقویت کرد و به سهولت چنان شربتی را به زنبوران عسل تغذیه کرد، اطمینان داریم و در همین جا به مسئولین امور زنبور عسل توصیه می نماییم که موضوع غنی سازی شربت تغذیه شونده به زنبورهای عسل را جدی بگیرند و همان طور که زحمت تهیه شکر و قرار دادن آن در اختیار شرکت های تعاونی برای توزیع بین زنبورداران را متقبل شده اند، فراهم سازی موادغذایی غنی کننده شربت را نیز در ردیف کارهای خود قرار دهند.

تنها فرق موجود و البته کم اهمیت، بین شربت و شهد، وجود مقدار بسیار جزیی ویتامین، مواد معدنی و دیگر مواد غذایی غیرقندی در شهد نسبت به شربت و وجود قندهای ساده دکستروز و فروکتوز در شهد و قند ساکارز در شربت است. از لحاظ قند که مهم ترین موضوع در تغذیه زنبوران عسل با شهد است،

هیچ فرقی نمی کند که زنبور عسل قندهای موجود در شهد را مصرف کند یا قند موجود در شربت را زیرا زنبورهای عسل اگر هم شربت قند مصرف کند، در بدن خودشان قند آن «ساکارز» را توسط آنزیم «انورتاز» به قندهای دکستروز و فروکتوز تجزیه می کنند.

ویتامین ها و سایر موادغذایی و احتمالا برخی از مواد دارویی، اولا به مقدار بسیار جزیی در شهد یافت می شوند؛ ثانيا مقدار این مواد در عسل شهد به قدری ناچیز است که اگر فردی بخواهد از لحاظ نیاز بدنی خودش به آن مواد، فقط به عسل شهد متکی باشد، باید روزانه دست کم یک کیلوگرم عسل بخورد تا احتمالا نیازهای بدنش نسبت به چنان مواد برطرف شود.

بیان مذکور به این معنی است که اصولا هیچ فردی نباید به لحاظ تغذیه ای، از عسل انتظاری جز دریافت قندهای ساده (گلوكز و فروکتوز و دکستروز) را داشته باشد. به عبارت دیگر، ما عسل نمی خوریم که از آن ویتامین ها و مواد معدنی را دریافت کنیم. همچنین ما عسل نمی خورد از آنتی بیوتیک یا آنزیم موجود در آن بهره مند شویم.

آنتی بیوتیک یا آنزیم موجود در عسل

چرا که ما ویتامین ها و مواد معدنی را به سهولت از ده ها نوع غذایی که به طور روزمره می خوریم دریافت می کنیم. همچنین ما آنتی بیوتیک ها را در مواقع نیاز و براساس تشخیص نوع بیماری توسط پزشک مصرف می کنیم. ضمنا آنزیم انورتاز موجود در عسل، جزء نیازهای ما نیست و بدن ما به طور طبیعی آنزیم های مورد نیاز خودش را تولید می کند.

متأسفانه در اذهان مردم چنین جا افتاده که عسل شهد ویتامین زیادی دارد و عسل شربت ویتامین ندارد. حال آنکه اولا در عسل ویتامین زیادی وجود ندارد. ثانيا ما حداكثر روزانه ممکن است ۵ قاشق چایخوری عسل بخوریم که مقدار ویتامین های موجود در این مقدار عسل، بسیار کمتر از ویتامین های موجود در یک تکه میوه یا یک چهارم برگ کاهو است.

هنگامی که ما خیلی به ویتامین نیاز داشته باشیم، با خوردن یک کپسول مولتی ویتامین یا یک قاشق چایخوری شربت مولتی ویتامین، دست کم ۲۰ برابر ویتامین های موجود در ۵ قاشق چایخوری عسل را دریافت می کنیم.

به هر حال، چون ما نمی توانیم مقدار زیادی عسل در هر روز بخوریم و از طرفی در آن مقداری عسل که می توانیم بخوریم، ویتامین چندانی برای رفع نیاز ما به ویتامین ها وجود ندارد، باید گفت که نباید کسی به خاطر ویتامین عسل بخورد. حال اگر مشکل ما یا مردم در مقایسه شربت قند یا شهد گل، وجود مقدار اندکی از ویتامین در شهد گل ها است و این موضوع برای برخی افراد خیلی مهم است،

در پرورش زنبورعسل زنبوردار می تواند به شربت شکر مقدار مناسبی مولتی ویتامین اضافه کند تا شربت نیز از لحاظ ویتامین های مختلف هم تراز و حتی قوی تر از شهد گل های مختلف شود. بنابراین، محققین می توانند این موضوع را به عنوان یک سوژه تحقیقاتی بسیار مهم مورد تحقیق قرار دهند و مشخص کنند که چه مقدار از انواع ویتامین ها برای افزودن به شربت شکر مجاز است.

موضوع دیگر، ارزش شفابخشی یا دارویی و درمانی عسل است. در این خصوص نیز مردم چنین فکر می کنند که مواد دارویی موجود در عسل از شهد گل وارد آن می شود. این هم یکی دیگر از تصورات اشتباه عامه مردم و حتی تحصیل کرده هایی است که در مورد زنبور عسل یا خود عسل مطالعاتی داشته اند؛ زیرا مواد دارویی موجود در عسل که شامل چند نوع آنتی بیوتیک می شود، در بدن زنبور عسل ساخته می شود و زنبور آن ها را به همراه آنزیم انورتاز که در بدن خودش تولید می کند، به عسل اضافه می کند.

آنزیم انورتاز باعث تجريه شربت می شود و داخل عسل هر نوع دوقندی را نهایتا به دکستروز و فروکتوز تبدیل می کند وجود آن در عسل باعث می شود که قندهایی که فرصت تجزیه شدن در بدن زنبورعسل پیدانکرده اند، پس از تولید شدن عسل توسط زنبور و در مدت ذخیره شدن در شان فرصت تجزیه شدن را کسب کنند.

در پرورش زنبور عسل علاوه بر مواد دارویی موجود در عسل شهد، ما می توانیم داروهای مجاز دیگری را هم به شربت اضافه کنیم تا از لحاظ دارویی هم عسل شربت با عسل شهد برابری کند و حتی از آن قوی تر شود. حال چه نوع داروهایی را می توانیم به شربت اضافه کنیم، این موضوعی است که محققین ذیصلاح باید مورد تحقیق قرار دهند.

به هرحال پس از کسب اطلاعات معتبر در خصوص انواع ویتامین ها، مواد معدنی اسیدهای آمینه، مواد دارویی و احتمالا مواد مجاز دیگر، از لحاظ شکل قابل مصرف در شربت و مقدار و نحوه مصرف، می توان آن ها را تهیه و در اختیار زنبورداران قرار داد تا از آن پس در شربت هایی که در مواقع كم شهد سال به زنبورها تغذیه می کنند، از چنان مواد استفاده کنند

و طبعا نگرانی مردم در خصوص نامرغوبیت عسل های تولید شده از شربت یا مخلوط شهد و شربت از بین برود. البته نگرانی مردم در خصوص نامرغوب بودن عسل های تولید شده از تغذیه زنبوران عسل با شهد و مکمل شربت بیهوده است و نمی توان به چنان عسلی برچسب یا تهمت «تقلبی» را زد.

جابه جا کردن کندوها

در پرورش زنبور عسل گاهی ممکن است شما قصد داشته باشید که کندوها را در محل زنبورستان جا به جا کنید و گاهی ممکن است بخواهید آن ها را به فاصله چندین کیلومتر از محل زنبورستان فعلی جا به جا کنید. اگر در محل زنبورستان قصد جا به جایی کندوها را دارید، باید هر روز فقط به میزان یک متر کندوها را تغییر مکان دهید.

اما چون شعاع پرواز مفید زنبورها ۳ کیلومتر است، اگر بخواهید زنبورستان را به فاصله ای در چند کیلومتری زنبورستان فعلی منتقل کنید، باید ابتدا زنبورستان را به محلی دورتر از ۱۰ کیلومتر از محل فعلی منتقل کنید و پس از یک هفته آن ها را به مکان مورد نظر که ممکن است در یک یا چند کیلومتری از زنبورستان فعلی باشد، انتقال دهید.

چنانچه زنبورها را به فاصله بیش از ۳ کیلومتر از محل کنونی انتقال دهید، زنبورها به محل اولیه برگشت نخواهند کرد. توجه: مسئله جابه جایی کندوها از این لحاظ اهمیت فوق العاده ای دارد که اگر شما اصول مذکور را رعایت نکنید، همین اشتباه به ظاهر کوچک ممکن است سبب نابودی زنبورستان شما شود.

چرا که زنبورهای عسل درخصوص مکان زندگی خود و توان یافتن آن پس از خروج از کندو، حافظه ای مشخص و آزمایش شده ای دارند و اگر شما میل ندارید که کلنی های خود را در فواصل بین مکان زنبورستان و مکان جدید سرگردان کنید، باید از قواعد فوق پیروی کنید.

در خصوص جابه جایی کندوها، همواره باید نکات زیر را قبل از جا به جایی رعایت کنید.

  1.  جابه جایی کندوها باید در هنگام شب؛ یعنی، پس از غروب آفتاب تا قبل از طلوع آفتاب صورت گیرد.
  2. باید تمام سوراخ ها و درزهای کندوها، به جز سوراخ های تهویه کند و مسدود شود. 
  3. باید مطمئن شوید که حداقل ۹ قاب در کندو وجود دارد تا هیچ فضای خالی در کندو وجود نداشته باشد. چنان چه گذاشتن قاب اضافی در کندوهایی با کمتر از ۹ قاب برای شما مشکل است، باید در طرفین آخرین قاب ها میخ بکوبید تا از تکان خوردن آنها جلوگیری شود.
  4.  درب کندوها باید میخ کوبی شود.
  5. حجم محل بار وسیله نقلیه باید متناسب با حجم کندوها باشد تا از تکان های شدید کندوها جلوگیری شود.
  6. موتور وسیله نقلیه باید از ابتدای بارگیری روشن باشد تا زنبورها از ابتدای بارگیری با  صدای موتور عادت داشته باشد. 
  7. قبل از بارگیری کندوها باید سوراخ پرواز کندوها بسته شود. 
  8. در هنگام بارگیری، کندوها باید طوری روی هم چیده شوند که فضای تهویه مناسبی بین آن ها وجود داشته باشد، اما امکان افتادن یا کج شدن آن ها در اثر تکان های کامیون در حین حرکت وجودنداشته باشد.
  9. کندوها در هنگام بارگیری باید طوری چیده شوند که سوراخ پرواز آن ها به طرف جلوی وسیله نقلیه باشد. 
  10. در هنگام بارگیری باید سعی شود که لبه سقف بالاترین ردیف های کندوها موازی با لبه قسمت بار وسیله نقلیه باشد یا حداکثر یک ردیف بالاتر از آن باشد. 
  11. پس از بارگیری، باید تمام ردیف های کندوها با طناب یا سیم بکسل محکم شود تا در هنگام حرکت وسیله نقلیه، کندوها تکان نخورد. 
  12. چنانچه نیاز باشد که وسیله نقلیه بین راه توقف کند، بهتر است در محلی سایه توقف کند و طول مدت توقف زیاد نباشد. 
  13. زمان حرکت باید طوری تنظیم شود که وسیله نقلیه در شب به مقصد برسد، زیرا زنبورها در شب تمایل به خروج از کندو ندارند. 
  14. پس از رسیدن به مقصد، باید مکان زنبورستان را در محلی مسطح و بلند انتخاب کنید و کندوها را پشت به باد قرار دهید و سپس سوراخ پرواز تمام کندوها را باز کنید. 
  15. توجه داشته باشید که پس از استقرار کندوها در محل جدید، نباید تا سه روز به بازرسی وضع داخل کندوها اقدام کنید. زیرا حداقل سه روز لازم است تا زنبورها بتوانند با تنش مهاجرت خود را تطابق دهند و آرامش معمولی در کندو برقرار شود. 
  16. در مواقع گرم سال، ممکن است نیاز باشد که در هنگام مهاجرت (کوچ) زنبورستان، با پاشیدن آب روی کندوها، به خنک کردن فضای داخلی کندوها کمک کنید. 
  17. در مناطق سردسیر یا در فصول پاییز و زمستان، مشکلات تنش گرما در حین مهاجرت زنبورستان وجود نخواهد داشت یا کمتر خواهد بود؛ خاصه آن که در هوای خنک یا سرد، زنبورها تمایلی به خروج از کندو ندارند. 
  18. گاهی زنبوردار مجبور می شود که به جای استفاده از ساعات شب برای مهاجرت، در طول روز به مهاجرت اقدام کند. تحت این شرایط، زنبوردار باید ضمن رعایت نکات فوق قبل از بارگیری کندوها، مقداری دود غلیظ وارد سوراخ پرواز کندوها کند. اما به خصوص در فصول بهار و تابستان که زنبورها در طول روز به چرا مشغول می شوند، درحالی که زنبوردار آماده مهاجرت است، دسته ای از زنبورهای کارگر در مزرعه یا مراتع اطراف مشغول چرا هستند. بنابراین برای جلوگیری از اتلاف زنبورهای چراکننده در طول روز، زنبوردار باید یک یا چند کندوی حاوی زنبور یا بدون زنبور، ولی دارای شان های بافته شده را در زنبورستان باقی بگذارد تا زنبورهای چراکننده پس از مراجعت وارد آن ها شوند و زنبوردار متعاقبا به انتقال آن ها به محل جدید اقدام کند.

در پرورش زنبور عسل با کلنی های ضعیف چه باید بکنیم؟

در پرورش زنبور عسل با کلنی های ضعیف چه باید بکنیم؟

در پرورش زنبور عسل اگر برای حمایت کلنی های ضعیف اقدام نکنیم، به احتمال قوی آن ها را به علت نداشتن ذخایر غذایی کافی و یا هجوم بیماری ها از دست خواهیم داد. معمولی ترین روش کمک به کلنی های ضعیف، ادغام دو یا چند کلنی ضعیف است.

از اوایل بهار تا اواسط پاییز می توانیم کلنی های ضعیف را ادغام کنیم؛ زیرا برای زمستان گذرانی مناسب، کلنی ها باید قوی باشند و در غیر این صورت، در طول زمستان نابود خواهند شد. برای ادغام کلنی های ضعیف، باید نکات زیر را رعایت کنیم:

  1. در ادغام دو یا چند کلنی ضعیف، باید ملکه جوان تر را حفظ و بقیه را نابود کنیم.
  2. ادغام باید در فرصت مناسب انجام شود تا زنبورهای کلنی ها ضعیف مختلف فرصت آشنایی باهم با هم بو شدن داشته باشند و کمترین میزان مبارزه بین آن ها صورت گیرد.
  3. باید در شرایط و مواقعی ادغام صورت گیرد که از غارت کلنی های ضعیف ممانعت شود.

در پرورش زنبور عسل برای ادغام کلنی ها چندین روش به شرح زیر وجود دارد:

روش اول: در تابستان که معمولا شهد کافی در طبیعت یافت نمی شود و امکان غارت گری وجود دارد، برای ادغام دو کلنی ضعیف و ایجاد یک کلنی قوی، باید از بین دو کلنی ضعیف، آن که قوی تر است انتخاب شود و سپس درب آن برداشته شود و بالای قاب های آن یک ورقه روزنامه با چندین سوراخ به اندازه قطر یک مداد ایجاد شود.

سپس کندوی ضعیف تر روی کندوی قوی تر؛ یعنی، بالای روزنامه گذاشته شود. به محض استقرار کندوی ضعیف روی کندوی قوی تر، زنبورهای طبقه پایین و بالا به تدریج از راه سوراخ های روزنامه یا جویدن دور سوراخ ها و گشادتر کردن آن ها، درهم ادغام می شوند. پس از مدتی می توان روزنامه را برداشت و بدنه کندوی فوقانی (ضعیف تر) را نیز حذف کرد. دراین روش، ملکه جوان تر و قوی تر، ملکه ضعیف تر را می کشد و نیاز نیست که شما به حذف ملکه ضعیف تر اقدام کنید.

روش دوم: روش دیگر ادغام کندوهای ضعیف که نسبت به روش های دیگر سریع تر انجام می شود، به شرح زیر است:

ملکه های دو کندوی ضعیف که قصد ادغام آن ها را دارید، پیدا کنید و ملکه ضعیف تر یا پیرتر را از بین ببرید. سپس بهترین قاب های هر دو کندوی ضعیف را که حاوی تخم و لارو و شفیره هستند به همراه ملکه و زنبوران بالغ موجود روی آن ها را در یک کندو مستقر کنید.

نکات مهم مدیریتی در پرورش زنبور عسل در فصول مختلف سال

از آنجا که عمل ادغام در طول روز انجام می شود و همواره در طول مدت ادغام بخشی از جمعیت کندوهای ادغام شونده در خارج از کندوی خود و در حال چرا هستند، پس از ادغام، زنبورهای چرا کننده به کندوی خود مراجعت می کنند و لاجرم برخی از آن ها پس از ورود به کندوهای دیگر، به علت غریبه بودن در درگیری با محافظین آن ها کشته یا اخراج می شوند و به هر حال ممکن است کشته شوند.

سپس یک سفره یا ورقه نایلونی را در جلوی کندو پهن کنید و بقیه زنبورهای بالغ موجود روی قاب های باقی مانده و داخل دو کندوی ضعیف را روی ورقه نایلونی بتکانید و فورا مقداری شربت روی آن ها بپاشید و آن ها را دود بدهید و به داخل کندو هدایت کنید، با این عمل زنبورها، مشغول لیسیدن یکدیگر می شوند و به سرعت هم بو می شوند. بدیهی است در این روش سریع، زنبورها بسیار کمتر از روش های دیگر ادغام باهم نزاع می کنند و به همين دليل تلفات زنبورها دراین روش بسیار کمتر خواهد بود.

نکات مهم مدیریتی در پرورش زنبور عسل در فصول مختلف سال

در پرورش زنبور عسل هدف زنبوردار هرچه باشد (تولید عسل، تولید ملکه، تولید زنبور پاکتی، تکثیر کندوها یا تلفیقی از اهداف مذکور)، باید تلاش کند که جمعیت کندوهایش در مواقع مورد نیاز در بیشترین تعداد ممکن باشد. به طور مثال، وقتی هدف زنبوردار تولید عسل باشد، باید سعی کند که در فصل وفور جریان شهد در طبیعت، کندوهایش از حداکثر جمعیت برخوردار باشند.

الف – در فصل پاییز

در پرورش زنبور عسل در پاییز چنانچه مدیریت کندوها در بهار و تابستان خوب انجام شده باشد، در فصل پاییز تمام کندوها باید دوطبقه باشند و اقدامات زیر باید انجام شود.

  1. پیشگیری از شیوع بیماری ها و هجوم آفات با استفاده از داروهای مناسب.
  2. وجود ۲۰ کیلوگرم عسل در طبقه بالا و ۲ تا ۳ قاب گرده در طبقه پایین.
  3. وجود داشتن ملکه جوان یا نسبتا جوان در تمام کندوها.
  4. وجود نداشتن شبکه ملکه بین طبقات بالا و پایین.
  5. حفاظت کلنی ها در مقابل عوامل جوی و هجوم موش و دیگر موجودات مضر به کندوها در فصل پاییز چنانچه جمعیت کندوها کم باشد یا کندوها دوطبقه نباشند، باید حدود ۱۵ کیلوگرم عسل و ۲ قاب گرده در کندو وجود داشته باشد و سایر اقدامات فوق نیز انجام شود.

ب – در فصل زمستان

در پرورش زنبور عسل در زمستان زنبورها به علت سرما خوشه تشکیل می دهند تا با حداقل مصرف غذا، زمستان را سپری کنند. فعالیت زنبورها در حالت خوشه رفتن، به شدت کم می شود و لذا نیاز به آرامش دارند و حتی الامکان از برداشتن درب کندوها باید پرهیز شود؛

زیرا برداشتن درب کندوها موجب تحریک ملکه به تخم گذاری می شود و چون در این فصل زنبورها در خوشه به سر می برند و از نوزادان مراقبت نمی شود، نوزادان متولد شده ممکن است به علت سرما و سوء تغذیه تلف شوند یا به بیماری های کشنده مبتلا شوند.

پ – در اوایل فصل بهار

در پرورش زنبور عسل در بهار بهتر است در اولین روز گرم و آفتابی بهار یک بازدید سریع از وضعیت داخل کندو انجام شود و زنبوردار از وجود یا فقدان ملکه، بیماری و ذخیره غذایی کندوها مطلع شود. در این بازرسی، کافی است که با سرعت ۲ قاب از داخل هر کندو برداشته شود و با مشاهده آن ها اطلاعات لازم به دست آید.

پیدایش کارگران تخم گذار در کندو و وظیفه زنبوردار

در پرورش زنبور عسل چنانچه به هر دلیل کندویی ملکه خود را از دست بدهد (یتیم شود) و برای ۶ الی ۷ روز تخم یا لارو کمتر از سه روزه یا حجره ملکه در کندو وجود نداشته باشد که کارگران با آن ها ملکه ای پرورش دهند، تخمدان برخی از کارگران رشد می کند و ظرف ۷ تا ۱۵ روز داخل حجره ها تخم گذاری می کنند.

کارگران تخم گذار در طول عمر خود فقط چندین تخم می گذارند، ولی چون تعداد زیادی کارگر: باهم تخم گذاری را شروع می کنند، در مجموع توسط کل کارگران تخم گذار تخم های زیادی گذارده می شود. در تشریح بدن کارگران کندوهای یتیم، ملاحظه خواهد شد که در مقایسه با کارگران معمولی تخمدان بسیاری از آن ها رشد کرده است که نشان دهنده آمادگی آن ها برای تخم گذاری است.

از طرفی در کندوهای معمولی وقتی تخم گذاری ملکه متوقف می شود، به طور معمول تخمدان کارگران شروع به رشد می کند. از طرف دیگر، چنانچه به این نوع کندوها یک یا چند قاب حاوی تخم و لارو اضافه کنیم، بلافاصله رشد تخمدان کارگران متوقف می شود.

بنابراین به این نتیجه می رسیم که کارگران درون کندو که وظیفه پرستاری نوزاد آن را به عهده دارند، وقتی تخم گذاری ملکه متوقف می شود و آن ها در پرستاری نوزادان بیکار می شوند، فورا مقدمات تخم گذاری در برخی از آن ها به وجود می آید و همان طور که گفته شد، با قرار دادن یک یا چند قاب حاوی تخم و لارو، فورا رشد تخمدان های آن ها متوقف می شود.

این امر نشان می دهد که غریزه پرستاری در کارگران درون کندو چنان قوی است که هرگز نمی توانند پرستاری نکنند و بیکار بمانند. بنابراین کارگران تخم گذار فقط در کندوهای یتیم ایجاد نمی شوند، بلکه در کندوهای معمولی و به خصوص در هنگام آماده شدن کلنی برای بچه دادن نیز چنین کارگرانی به وجود می آیند؛

به طوری که از تشریح بدن زنبوران جمعیت های آماده بچه دادن معلوم شده است که تخمدان ۲۰ تا ۷۰ درصد کارگران رشد یافته است. وجود این نوع کارگران در تمام فصول سال و بیشتر در کندوهایی با ملکه های ضعیف محتمل است.

معمولا پس از فصل برداشت عسل، حتی در کندوهای معمولی، سالم و ملکه دار علایم رشد تخمدان در ۷ تا ۴۵ درصد کارگران دیده میشود. اما مسئله مهم این است که در صورت وجود ملکه در کندو، هرگز چنین کارگرانی تخم گذاری نمی کنند و کارگرانی با تخمدان رشد کرده فقط هنگامی اقدام به تخم گذاری می کنند که کندو ملکه خود را از دست داده باشد.

کارگران تخم گذار، علاوه بر تخم گذاری، مشابه کارگران دیگر داخل و خارج از کندو به فعالیت می پردازند. در کندوهای بی ملکه فعالیت موم سازی کاهش می یابد و این کاهش احتمالا مربوط به تعداد کمتر تخم های گذارده شده توسط مجموع کارگران تخم گذار نسبت به ملکه و شاید مربوط به مدیریت ناکارآمد کندو در غیاب ملکه است.

در کندوهای ملکه دار، گرده عسل در قسمت بالای شان و تخم گذاری در حجره های حاشیه خارجی شان انجام می شود؛ در حالی که در کندوهای بی ملکه، کارگران تخم گذار تخم های خود را در قسمت پایین شان می گذارند.

یافتن کارگران تخم گذار و تشخیص آن ها از سایر کارگران فقط با تشریح بدن آن ها امکان پذیر است؛ زیرا مشخصات خارجی بدن کارگران تخم گذار با کارگران معمولی هیچ تفاوتی را نشان نمی دهد. عمل تخم گذاری کارگران تقریبا مشابه ملکه های ضعیف و پیر است.

آن ها به طور نامنظم و گاهی چند تخم داخل یک حجره می گذارند. به علت باکره بودن تمام کارگران، تمام نوزادان حاصل از آن ها نر خواهد بود و جثه آن ها بستگی به نوع حجره پرورش آن ها دارد. چنانچه تخم در حجره نر گذاشته شود، جثه زنبور حاصل همانند نرها بزرگتر خواهد شد. می شود و اگر تخم داخل حجره کارگر پرورش یابد، جثه نهایی آن کوچکتر و مشابه کارگران خواهد شد.

کارگران تخم گذار ممکن است اقدام به پرورش ملکه کنند که تفاوت آن با ملکه های معمولی  در این است که حجره ملکه های معمولی ۶ روز بسته می ماند، ولی حجره ملكه پرورش یافته توسط کارگران تخم گذار ۱۴ روز (مشابه حجره های نر) بسته می ماند. اما جالب توجه این است که در بیشتر موارد حجره چنین ملکه هایی قبل از پایان دوره نوزادی یا (۲۴ روز) توسط کارگران تخریب و نابود می شود.

زنبورداران باید توجه داشته باشند که وجود ملکه جوان، فعال و سالم در هر کندو، نه فقط برای تخم گذاری و تقویت جمعیت کندو ضرورت کامل دارد، بلکه وجود ملکه به عنوان مدیر، رهبر یا فرمانروا در شهر زنبورهای عسل یا کندو ضرورت مطلق دارد و بدون ملکه نظم داخلی کندو چنان مختل می شود که سرانجام آن به نابودی کشیده می شود.

یکی از وظایف مهم زنبوردار آگاه بودن از وجود یا عدم وجود ملکه در تمام کندوهایش است و به محض آگاهی از بی ملکه بودن یک کندو، باید فورا اقدامات اصلاحی لازم را انجام دهد.

روش های اصلاح کندوهای بی ملکه شده یا یتیم در پرورش زنبور عسل

روش های اصلاح کندوهای بی ملکه شده یا یتیم در پرورش زنبور عسل

۱.در پرورش زنبور عسل چنانچه در اثر طولانی شدن مدت يتيم ماندن یک کلنی، بیشتر جمعیت مستقر در آن از زنبورهایی در سنین پرواز تشکیل شده باشد، باید ابتدا کلنی را خوب تغذیه کنید و سپس در وسط روز زنبورها را در محل مناسبی از زنبورستان بتکانید و کندو را دیگر سرجایش قرار ندهید.

این زنبورها نهایتا به کندوهای دیگر وارد می شوند و چون عسل دان آن ها پر است، از ورود آن ها به کندوهای دیگر ممانعت نمی شود. البته قبل از تکاندن یک کلنی با ادغام دو کندو، باید از سالم بودن آن ها اطمینان داشته باشید تا در صورت وجود بیماری در یک کندو، باعث انتقال آن به دیگر کندوها نشوید.

۲.کارگران تخم گذار، علاوه بر تولید زنبوران نر، ممکن است اقدام به پرورش ملکه هم بکنند. اگرچه کارگران غیر تخم گذار بیشتر حجره های چنین ملکه هایی را قبل از خروج تخریب می کنند و کمتر ملکه ای با این روش به وجود می آید، ولی در صورت تولد این گونه ملکه ها که ملکه های کاذب یا دروغین هستند،

چنانچه زنبور دار متوجه نشود و یک ملکه طبیعی به کلنی معرفی کند، ممکن است در مبارزه آن ها، ملکه طبیعی از بین برود. بنابراین کندویی که به مدت زیادی يتيم مانده و کارگران تخم گذار زیادی در آن به وجود آمده است، ارزش اصلاح یا ملکه طبیعی دادن ندارد و باید با کندویی دیگر ادغام شود.

در اثر ادغام، هم از قاب و هم از جمعیت استفاده می شود و چنانچه جمعیت کندوی جدید زیاد باشد، می توان یک بچه مصنوعی از آن گرفت. به هر حال به کندوی ادغام شده باید یک ملکه جدید معرفی اما برای جلوگیری از خطر وجود ملکه دروغین که ممکن است توسط کارگران تخم گذار ایجان شده باشد، قبل از ادغام، زنبوران کندوی بی ملکه (یتیم) را باید از جداگر (پنجره) ملکه عبور داد تا در صورت وجود ملکه دروغین، به دام افتد.

۳.در پرورش زنبور عسل وقتی کندو تازه یتیم شده باشد و هنوز کارگران تخم گذار زیادی به وجود نیامده باشد می توانید یک ملکه جوان، سالم و قوی از همان نژاد را از روی قابی که مشغول تخم گذاری است بردارید و بلافاصله روی یک قاب از کندوی بی ملکه قرار دهید. اما قبل از این انتقال لازم است کندوی بی ملکه ۲۴ ساعت قبل تغذیه شده باشد و در هنگام عملیات انتقال باید دود کافی بدهید.

۴.در پرورش زنبور عسل وقتی مدت زیادی از بی ملکه شدن یک کلنی بگذرد و بخواهید ملکه ای به آن معرفی کنید، باید بین کندوی دهنده ملکه و کندوی بی ملکه از لحاظ تخم گذاری تعادل برقرار باشد. اگر کندوی بی ملکه حجره های حاوی تخم کمی داشته باشد، باید چند روز قبل از معرفی ملکه به آن، یک قاب حاوی تخم به آن داده شود.

در غیر این صورت، یعنی وقتی ملکه ای از یک کندوی پر تخم به یک کندوی کم تخم منتقل شود، عمل انتقال ملکه ممکن است با موفقیت انجام نشود. هم چنین وقتی یک ملکه که تازه تخم گذاری را شروع کرده باشد، به کندویی بی ملکه شده که قبلا ملکه فعالی داشته است، منتقل کنید، به علت عدم تعادل تخم بین دو کندو، معرفی ملکه موفق نخواهد بود. ملکه هایی که به تازگی خریداری می شود نیز ابتدا باید در کندوهای کوچک رها شوند و پس از شروع تخم گذاری، آن ها را به کندوهای مورد نظرانتقال داد.

۵.در پرورش زنبور عسل در یک کلنی بی ملکه که زنبورهای جوان در حال خروج از حجره های نوزادی هستند یا یکی دو روز از تولد آن ها گذشته باشد و می خواهید به آن ملکه معرفی کنید، ابتدا کلنی را خوب تغذیه کنید و ۲۴ ساعت بعد به آن یک سلول ملکه و بهتر است یک قاب حاوی سلول ملکه منتقل کنید.

چنانچه مجبور هستید که فقط یک سلول ملکه بدهید، چون سلول ملکه با فشار اندک به راحتی تخریب می شود، باید آن را با قفس های سیمی مخصوص محافظت کنید. اگر به هر دلیل سلول ملکه تخریب شود، به احتمال زیاد مورد قبول کارگران واقع نمی شود و معرفی ملکه با شکست مواجه می شود. چنانچه در کندو سلول ملکه وجود نداشته باشد، بهتر است از یک قاب حاوی تخم روز استفاده کنید.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید